سبک زندگی

 

مفهوم سبک زندگی، به نسبت رویکردهایی که بدان پرداخته می‌شود، تعاریف متفاوتی دارد. سبک‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها،‌ الگوها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، سلیقه‌ها، نوع مصرف، و وسایل زندگی است که غالباً اقدامی جمعی است و شماری از افراد در یک نوع سبک زندگی، اشتراک‌هایی پیدا می‌کنند و این اشتراک‌ها به‌صورت نمادین در جامعه مطرح و موجب هویت‌بخشی به شخص و گروه‌های اجتماعی می‌شود. امروزه سبک زندگی عاملی تأثیرگذار در تمامی جنبه‌های زندگی دانسته می‌شود که در این مقاله با روش تحلیل ‌متن به بررسی تأثیر سبک زندگی بر نظام ارزشی افراد و جامعه با محوریت دین از دیدگاه ابن خلدون در مقدمه‌اش پرداختیم. به نظر ابن خلدون، محیط جغرافیایی و شیوۀ معاش موجب شکل‌گیری دو سنخ بادیه‌نشین و شهر‌نشین با سبک‌های زندگی متفاوت در جامعه می‌شود. در نوع سبک زندگی و نیازهای سنخ بادیه‌نشین شرایطی به‌وجود می‌آید که شهرنشینی گسترش پیدا می‌کند و سبک زندگی خاص خودش را به‌وجود می‌آورد. این سبک زندگی با بسیاری از عرصه‌های حیات جمعی در ارتباط قرار گرفته است و موجب تغییر در دین‌داری با سه بعد اعتقادی، اخلاقی، و مناسکی می‌شود
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

پیامبر اعظم (ص) بعنوان حاکم و امیرمومنان نیز بعنوان حاکم اند. امت تابع امام است« الناس علی دین ملوکهم » مردم به روش حاکمان و فرمانروایان زندگی می کنند اگر سبک زندگی مسئولین وخواص براساس اصول اسلام باشد بی گمان مردم از او پیروی خواهند کرد و امنیت و آرامش در جامعه ثبات خواهد یافت از اینروی برگذاری چنین جشنواره هایی باید مقدمه عملگرایی باشد ، گرایش به سبک زندگی بر محور اصول مکتبی باید از نخبگان جامعه شروع شود از اینروی مقام معظم رهبری حضرت آیه اله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی ) بارها به اصلاح نخبگان تاکید فرموده اندودرهرفرصتی به مسئولین سفارش می کنند که مراقب زندگی وپیرامون خود باشید ؛ مراقب فرزندان خود باشید چون در انظار مردم هستید ومردم از شما الگو می گیرند ؛
قرآن کریم نیز برای اصلاح سبک زندگی برنامه دارد وبه پیامبران وپیامبر اعظم اسلام(ص) می فرماید اصلاح را از خانواده شروع کن ؛از زنان ودختران خود وزنان ودختران مومنان پیرامون ؛ ضابطه ی منطقی نیز اینگونه اقتضا دارد که فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد ؛بنابراین ابتدا باید واجد چیزی باشیم تا آنرا به دیگران یاد بدهیم ؛تغییر در روش زندگی را باید از خود شروع کنیم ؛نخبگان درصف اول اصلاح باید قرار بگیرند ؛ درصورت اصلاح نخبگان مردم پیرو آنها خواهند بود،؛دستور دیگر قرآن این است : وامر اهلک بالصلوه » خانواده ات را به نماز دستور بده وبه این مسئله تاکید کن تا نتیجه دهد ؛ دستور دیگر قرآن که جامعه مارا نجات می دهد ونیاز امروز ماست این است :«قوا انفسکم واهلیکم من النار… »
یکی از روشها ی مهم اصلاح سبک زندگی که در اقتصاد مقاومتی نیز می تواند نظریه موثر باشد الگوگیری از زندگی پیامبر(ص) واهل بیت طاهرین(ع) اوست :« لقدکان لکم فی رسول الله اسوه حسنه…» مردم اگر می خواهید زندگی شما با معیارهای الهی هماهنگ شود زندگی این پیامبر برای شما سرمشق باشد او پیشرو زندگی برتر است از او پیروی کنید ؛
وقتی امیر مومنان در نهایت خضوع با دراختیار داشتن منابع مالی سرشار به پاییین ترین حد برای زندگی خود پرداخته وساده ترین خوراک هارا می خورد ؛علت اصلی وحکمت این روش را ایجاد امنیت روحی درمردم وفقرا ومحرومین بیان می فرماید ؛ وبه فرزندانش توصیه می کند لباسهای تجملی وگران بهاء درشرایط زندگی آنروز نپوشند ؛ نان خشک را با زانو می شکست ومی خورد دو خورشت همزمان نخورد ؛اینها همه در زمان حکومت حضرت است ؛ این رویکرد نشان می دهد حاکم به نسبت باید زندگی ساده وسبک اداره ی زندگی ساده را به مردم نشان دهد ؛این تمرین ریاضت اطمینان بخش است برای مردم ؛ اما اگر مسئولان به دنبال جمع مال باشند این مسئله فرهنگ شده وآشفتگی اقتصادی را درپی خواهد داشت ؛ با این شیوه اقتصاد مقاومتی نیز تحقق می یابد چون مسئولین بهترین عضو جامعه هستند که در حفظ تعادل اقتصادی با روش میانه روی در مصرف وسبک زندگی می توانند موثر باشند ؛ پرهیز از اصراف وتبذیر اگر درزندگی نخبگان عملی شود به راحتی در جامعه تسری شده وبه فرهنگ تبدیل خواهد شد ؛

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 مقام معظم رهبری در سفر هشت‌روزه‌ای که به خراسان شمالی داشتند در سخنرانی‌هایشان مانیفست حکومت اسلامی را برای اقشار مختلف جامعه بیان داشتند، به نحوی‌که می‌توان گفت سخنان ایشان در این سفر همانند کتاب جامعی است که تمام بخش‌های جامعه را، از هنر گرفته تا اقتصاد و سیاست در بر می‌گیرد.بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب درباره لزوم تبیین سبک زندگی دربرگیرنده نکات ارزنده ای برای فعالان بخش های مختلف و بخصوص هنرمندان و متولیان فرهنگی است. جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت ۳۳ سال از حیات پربرکت خود به ثبات رسیده و در حال حاضر به سمت پی ریزی تمدن اسلامی حرکت می‌کند و امید مقام معظم رهبری و مردم هم ظهور و حضور یک تمدن اسلامی با شاخصه‌های اصیل ایرانی و اسلامی است. از همین‌رو سبک زندگی یکی از مهمترین ارکان این تغییر است که تلویزیون و سینمای ایران در این راه وظیفه مهمی به دوش دارد.رسانه ها از جمله سینما می توانند برداشت ها و تصاویری از زندگی ترسیم و ترویج کنند و بر ارزش و نگرش هایی که منجر به شکل گیری یک نوع رفتار از جمله مصرف،پوشش،خوراک و.. می شود تاثیر بگذارند.اگر چه ارزش ها و  نگرش ها براساس تعاریف جزء سبک زندگی نیستند ولی جزء منشا سبک زندگی و رفتار قلمداد می شوند و سینما می تواند این ارزش ها و نگرش ها را در ذهن مردم ایجاد و یا تغییر دهد.مدت ها است سبک زندگی ایرانی-اسلامی ما مورد هجوم فرهنگ غرب قرار گرفته است و در برخی حوزه ها نیز تسلیم فرهنگ مهاجم شد و اصالت خود را از دست داده است.

برخورد با هجمه‌ای که از طرف غرب شده تنها وظیفه یک سازمان خاص نیست، بلکه تمامی بخش‌ها و نهادها از آموزش پرورش گرفته تا مراکز آموزش عالی و رسانه‌ها باید در این عرصه فعال باشند.یکی از بخش هایی که می تواند در این راستا فعال و اثر گذار باشد هنر و هنرمندان از جمله سینما و سینما گران هستند.متاسفانه سینمای ما در این زمینه عملکرد موفق و قابل قبولی نداشته است و بسیاری موارد نه تنها مروج سبک زندگی ایرانی اسلامی نبوده بلکه مروج سبک زندگی غربی بوده است.رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود در جمع جوانان خراسان شمالی به «سبک زندگی» و نقشی که سینما می‌تواند در این عرصه ایفا کند، اشاره داشتند؛ سخنانی که اگر سرلوحه سیاستگذاری‌ها در سینما و تلویزیون باشد می‌تواند راهگشایی بسیاری از آسیب‌های رایج در فرهنگ عمومی کشور باشد.

غرب در پی اشاعه سبک زندگی خود در سراسر جهان است.سبک زندگی غربی، نگرشی متکی به باورهای مادی دارد؛ ایدئولوژی که زیر بنای لیبرال دموکراسی را شکل می‌دهد و مدت‌هاست این نوع نگرش از سوی رسانه‌های غربی تبلیغ می‌شود تا به انحای مختلف بتوانند همانند میکروبی به داخل زندگی تمام مردم جهان رسوخ کرده و آنها را مسخ باورهای خود کنند. در این خصوص مقام معظم رهبری در سخنان خود بارها اعلام کرده‌اند که هر‌گاه فرهنگ غربی به جوامع دیگر ورود کرده آن جامعه به لحاظ فرهنگی نابوده شده است.

سعید مستغاثی، منتقد و برنامه‌ساز تلویزیون در این باره می گوید:”سبک زندگی که هالیوود مروج آن است برگرفته از فرهنگ غرب است؛ فرهنگی که نشئت گرفته از تفکرات اومانیسم، سکولار و لیبرال است و به هیچ وجه با فرهنگ و اندیشه‌های ما هماهنگ نیست.این هجمه فرهنگی که غرب به راه انداخته تنها مختص به سال‌ها و دهه‌های اخیر نمی‌شود، بلکه بیش از یک قرن است که شاهد تلاش غرب در این عرصه هستیم. در این میان نیز هالیوود از ابتدای پیدایش سینما بازوی بوده در راه رسیدن به این خواسته، البته این رویکرد نیز مطلبی نیست که تنها من از آن سخن گویم و پایه اساس علمی نداشته باشد، بلکه پروفسور آمریکایی «ریک آلتمن» هم به این نکته اشاره کرده که هالیوود سبب قوام گرفتن فرهنگ آمریکایی شده است.این رویکرد هالیوود شاید برای کشور خودشان مفید باشد، اما به دلیل عدم همخوانی با دیگر فرهنگ‌ها برای کشورهای دیگر مخرب است. نکته‌ای که حضرت آقا نیز در سخنان اخیرشان به آن اشاره داشته‌اند”.

کارشناسان معتقدند که سینما به‌واسطه اثرگذاری بر مخاطبان و قدرت جاذبه خود می تواند موجبات فرهنگ‌سازی در مقولات مختلف را فراهم کرده و در عین حال به دور از شعارزدگی و به صورت مستتر در قالب روایتی داستانی،سبک زندگی اصیل ایرانی اسلامی را ارائه کند.در عین حال حضور متخصصان اجتماعی و دینی و تبیین شاخص های زندگی ایرانی اسلامی که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرمودند نیز می تواند فیلمسازان را در این زمینه در مسیر صحیح قرار دهد.سجادپور معاون امور فعالیت‌های سینمایی و سمعی و بصری سازمان سینمایی در خصوص اهمیت سینما در ترویج سبک زندگی می گوید:”سبک زندگی در هر یک از رشته‌های هنری به نوعی روح اثر محسوب می‌شود و این موضوع در آثار سینمایی و تلویزیونی بیش از هنرهای دیگر نمود دارد و درست به دلیل همین کارکرد مهم و حیاتی است که تهاجم فرهنگی
به خصوص از سوی سینمای هالیوود، سبک زندگی را هدف قرار داده است”.جمال شورجه کارگردان سینما و تلویزیون در این خصوص معتقد است:
” هنرمندان هم موظف هستند برای ترویج سبک زندگی اسلامی نظریه‌هایی که تبیبن شده را تصویر کنند؛ چراکه مردم آنچه را که از طریق سینما و تلویزیون می‌بینند خیلی راحت‌تر به عنوان الگو می‌پذیرند. در این میان معرفی الگوهای واقعی در میان هنرمندان و ورزشکاران هم اقدام دیگری در راه رسیدن به خواسته است. الگوهایی که به معنای واقعی ویژگی مطرح شدن در یک جامعه اسلامی را دارا باشند.هنرمندان موظف هستند برای ترویج سبک زندگی اسلامی نظریه‌هایی که تبیبن شده را تصویر کنند؛ چراکه مردم آنچه را که از طریق سینما و تلویزیون می‌بینند خیلی راحت‌تر به عنوان الگو می‌پذیرند”.با وجود پیشرفت های اخیر سینما، مفاهیم ارزشی و دینی ما آنچنان که باید در سینما بروز نکرده و به حتم با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر لزوم تبیین سبک زندگی، این مهم در فیلم های ما آنچنان که باید بروز نکرده است.امروز باید الگوی صحیحی از زندگی ایرانی اسلامی را در آثار سینمایی ارائه کنیم و در این امر باید به دور از هرگونه شعار زدگی به صورت غیرمحسوس ارزش ها را به مخاطبان ارائه کنیم.سینمای ما با ایده آل ها در ارائه سبک زندگی ایرانی اسلامی فاصله داشته که این مهم به دلیل فقدان تحقیق و پژوهش در این باره است.سعید مستغاثی،درخصوص عملکرد سینما در مقابله با چنین هجمه‌ای می گوید:
” بسیاری از هنرهای ما از ریشه‌ای اسلامی بهره برده است که برای مثال می‌توانم به هنر معماری اشاره کنم، اما در هنرهای مدرن بویژه سینما که ذاتا غربی و وارداتی هستند به هیچ وجه موفق نبوده‌ایم، حتی می‌توان گفت در بسیاری از مواقع رویکرد ما در این حوزه‌ها متعارض با آموزه‌های اسلامی بوده است.برای رسیدن به سینمایی که در ان آموزه‌های اسلامی تبلیغ می‌شود، باید یک ارزیابی کاملا کارشناسانه انجام شود تا بفهمیم چگونه هنرهای مدرن هم مثال هنر معماری می‌تواند مبلغ فرهنگ اسلامی باشند”.امروز در سینما نیازمند بازنگری هستیم و باید به تمام ابعاد رهنمودهای اخیر مقام معظم رهبری همچون ابعاد زندگی اجتماعی و دینی در آثار سینمایی توجه کنیم.سعید ابوطالب کارگردان سینمای مستند و برنامه‌ساز تلویزیون با اشاره به مولفه‌های سبک زندگی که باید در ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی مدنظر گرفته شود، می گوید:”سبک زندگی مولفه‌های بسیاری دارد که این مولفه‌ها شامل خانواده، اقتصاد به شکل کلان و اقتصاد خانواده به شکل خرد، نوع برخورد با جوامع دیگر، نوع بیان، ادبیات، احترام به بزرگ‌ترها و پیشکسوتان، ارتباط بین نسلی و… از جمله بحث‌های مختلف در سبک زندگی است که رسانه‌هایی مانند تلویزیون به‌عنوان یک رسانه پرمخاطب و پرنفوذ باید در دستور سیاستگذاری‌های کلان قرار دهند”.امروزه یکی از معضلاتی که جامعه ما با آن روبه روست رسوخ سبک زندگی غربی از طریق رسانه های تصویری است به طوری که بسیاری از سبک‌های زندگی غربی چون سبک زیست غربیان که اهمیتی برای نقش خانواده به عنوان محور کلیدی اجتماع قایل نیستند، در ایران جایگاه پیدا کرده است و گسترش این اتفاق می‌تواند ریشه خانواده ایرانی را از درون خشک کرده و برای جامعه‌ای که اهمیت بسیاری از گذشته به نقش خانواده قائل می‌شود معضلاتی را ایجاد کند.اگر خانواده‏ اى در سبکِ زندگىِ غیرِ اسلامى زندگى کنند، خواه یا ناخواه، آرام آرام عقاید و اعتقاداتشان را از دست خواهند داد. چه بخواهند و چه نخواهند، به حالتِ انفعالى در موردِ چیزى که آنان را موردِ حمله قرار داده است، خواهند رسید. و این همانِ مسئله‏ اى است که ما باید به آن توجه داشته باشیم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 بحث سبک زندگی که اخیراً به عنوان یک امر بسیار ضروری و جدی مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و ایشان در جمع مردم خراسان شمالی به آن اشاره داشتند، مبحث بنیادینی است که باید از زوایای مختلف بررسی شود اما متأسفانه بیشتر این تحلیل‌ها و مطالعات معطوف است به سبک زندگی در سنین بالاست؛ یعنی سنینی که فرد به پختگی و بلوغ جسمی و عقلی رسیده است و از دیدگاه اکثر کارشناسانی که در این فضا به نقد و بررسی می‌پردازند ازدوران دانشجویی شروع می‌شود که فرد بیشتر در معرض تأثیر‌پذیری فرهنگ غربی قرار دارد، درحالی‌که طبق روایات و احادیث اسلامی سبک زندگی را باید از پایه یعنی همان اوان کودکی و حتی قبل از آن آموزش داد و به آن توجه کرد، البته با توجه به پیشرفت‌ها و گذشت زمان بسیاری از وجوه زندگی ما متأثر از نمادها و الگوهای فرهنگ غربی شده است که این امر نه تنها از نظر فرهنگی و اجتماعی بلکه از منظر تفریحات و وسایل آموزشی هم در زندگی فردی و اجتماعی ما به وضوح ملموس است که متأسفانه بسیاری از این الگوهای فرهنگی و سبک زندگی از همان ابتدا بر کودکان و فرزندانمان تحمیل می‌شوند که خود خواسته و ناخواسته باعث آن؛ یعنی همان اسباب‌بازی‌های رنگارنگ و متنوعی که برای کودکان دلبندمان تهیه می‌کنیم که هرچند این اسباب‌‌بازی‌ها هرکدام به منظور و اهداف مشخصی تولید می‌شوند اما همه آنها خواه‌ناخواه در شکل‌گیری شخصیت او درآینده تأثیر بسزایی دارند همان‌گونه که این مبحث از اصول پایه‌ای در روانشناسی است به این معنا که چون شبکه ذهنی کودکان فاقد پیچیدگی لازم است و چیزی در آن شکل نگرفته به‌راحتی می‌توان هر مسئله‌ای را در آن نهادینه و فرهنگ‌‌سازی نمود و اینکه تأثیر کودکی بر شکل‌گیری شخصیت بزرگسالی افراد مانند تأثیر از اسباب بازی‌ بر او است که در آینده نسبت به موضوعات مختلف عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ همین باعث شده عروسکی مثل باربی به یک نماد مهم و مؤثر در ایجاد و ترویج سبک زندگی امریکایی و غربی تبدیل شود.

ولی ما برای ایجاد تغییرات و تأثیر‌گذاری مثبت در این عرصه چه کرده‌ایم؟! و تا چه اندازه توانسته‌ایم کودکان خود را مقابل این تهاجم فرهنگی بیمه کنیم؟! در حالی‌که بیشتر اسباب بازی‌ها و عروسک‌های بچه‌های ما در معرض فرهنگی هستند که نگاه سکولار و سبک زندگی غربی را به آنها آموزش می‌دهد به واقع ما دراین عرصه برای سالم بازی کردن کودکانمان چه کرده‌ایم؟! ما که ادعای ام‌القرایی‌مان در سخنرانی‌ها و میتینگ‌ها فراوان است گاه در چنین عرصه‌های ساده و اما مهم گوی را در میدان نبرد فرهنگی به دشمن سپرده‌ایم و گاه آنچنان عقب‌نشینی کرده‌ایم که بازار را هم به قبضه رقبا سپرده‌ایم حتی نهادها و سازمان‌های بزرگی چون کانون پرورش کودکان و نوجوانان هم که در این مجال وارد شده‌اند حضور و بروزی ضعیف و کم‌مایه داشته‌اند که عمدتاً به جز اتلاف بودجه بیت المال ثمره‌ای از آنها دیده نشده است؛ درحالی‌که به‌طور مثال حتی چینی‌ها در اینجا هم ما را رها نکرده‌اند و با نیازسنجی وجذب ذائقه مسلمانان برای آنها اسباب‌بازی می‌سازند؛ اسباب‌بازی‌هایی که با فرهنگ و نگاه اسلامی سنخیت ندارند مانند عروسکی اذان‌گو یک طرح ساده و ابتدایی که با استقبال زیاد مشتریان مسلمان روبه‌رو شده است؛ عروسکی ‌که کم‌کم در ذهن کودک ما این سؤال را ایجاد می‌کند که چرا این عروسک اذان‌گو به ولایت امیرالمؤمنین(ع) شهادت نمی‌دهد؟ (بارها از خود من بچه‌های چهارپنج ساله پرسیده‌اند) یعنی ما حتی در چنین عرصه آموزشی ساده هم برای تربیت کودکان‌مان چاره‌ای نیندیشیده‌ایم تا آموزش دینی‌مان را کامل به او ارائه دهیم، مسلم است وقتی عروسکی را با نام اسلامی از ترکیه سوغات می‌آوریم؛ هرچند با سبک زندگی غربی مقابله کرده‌ایم و عروسک اسلامی برایش خریده‌ایم اما در عین حال هم ناخواسته سبک زندگی ترک سکولار را به کودکانمان از همان کودکی القا نموده‌ایم حتی اگر ظاهر این عروسک، اسلامی هم باشد. لذا به نظرمی‌رسد با توجه به توصیه مدبرانه و هوشمندانه ولی‌امر مسلمین پیرامون التفات بیشتر و جدی به سبک زندگی اسلامی، ورود خلاقانه دلسوزان فرهنگی به این فضای کودکانه برای زمینه‌سازی جهت تولید و ترویج سبک زندگی اسلامی و شیعی امری ضروری است وگرنه نهال نورسته خود را به دست تند‌بادها سپرده‌ایم تا شخصیتش را شکل دهند؛ شخصیتی که شاید ایستادن را نتواند بیاموزد و از همان ابتدا خمیده رشد کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
در خانواده با خنثی کردن اثر محوری مرد و متزلزل کردن جایگاه او، بی تعهدی به همسر افزایش می یابد.
تحقیقات نشان می دهد:
بسیاری از مردان برای تسکین ناراحتی های ناشی از تحقیر شدن توسط همسرشان به سمت زنان دیگر سوق پیدا می کنند. مردانی که کمتر از همسرانشان درآمد دارند ۵ برابر بیشتر به سمت ارتباط با زنان دیگر گرایش دارند و از طرفی زنانی که به همسرانشان وابستگی مالی دارند، تا ۷۵ درصد بیشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار می مانند.
از طرفی احساس وفاداری مرد به خانواده و احساس فداکاری او برای همسرش با میزان وابستگی همسر به او نسبت مستقیم دارد. یعنی هرچه زن به مرد بیشتر اتکا کند، احساس وفاداری شوهر و فداکاری او برای خانواده بیشتر می شود و بالعکس.
نتایج آخرین تحقیقات درباره ی علل طلاق در ایران نشان می دهد علیرغم اینکه حق طلاق در قوانین با مرد است، ولی میزان درخواست طلاق توسط زنان(۴۸ درصد) بیش از دو برابر درخواست طلاق توسط مردان(۲۳ درصد) است!
البته نگران کننده ترین بخش ماجرا طلاق های توافقی(۲۹ درصد) است که اتفاقا بیشتر در خانواده های تحصیل کرده و زنان شاغل جریان دارد. به نظر می رسد این نمونه از طلاق های که ناشی از تحول ادراک هویتی است با اشتغال زنان نسبت مستقیم دارد.
شاید برخی تصور کنند اشتغال زن او را در موقعیتی مساوی با مرد قرار می دهد، این در حالیست که بجای تساوی، “تشابه” اتفاق می افتد. تشابه موقعیت زن و مرد نتیجه ای جز فشار مضاعف به زن ندارد. در واقع با مشابه شدن موقعیت زن و مرد تکالیف خاص زنانگی از بین نمی رود بلکه به تکالیف قبلی اضافه می شود. مثلا مادری و مدیریت خانه از اموری است که از عهده ی مرد خارج است. به این معنا که اساساً ویژگی های فیزیولوژیک و روانشناختی مردان چنین امکانی را به او نمی دهد. حال اگر بگویید که زنان را هم بخاطر موقعیت مشابه با مردان از این امور معاف می کنیم طبعا از سبک زندگی ایرانی-اسلامی فاصله گرفته اید چراکه زن در تربیت و فرهنگ اسلامی اصالتاً همسر و مادر است و نه یک کنشگر اجتماعی؛ و اگر بگویید زن علاوه بر حضور فعال اجتماعی وظایف اختصاصی اش را هم انجام دهد نتیجتاً او را به تکلف و زحمت دوچندان انداخته اید.
بنابراین روشن است که اگر قائل به گسترش سبک زندگی ایرانی- اسلامی باشیم باید اموری را که اصالت دارند از اموری که بالعرض و اقتضائی و از سر اضطرار اند تفکیک کنیم.
اشتباه دیگر این است که برخی اشتغال زنان را جزء “حقوق” می دانند. یعنی می گویند این “حق زن” است که شاغل باشد. این مغالطه ای است که میان حق و تکلیف ایجاد شده است. مثلا سربازی رفتن یا جهاد کردن تکلیف است، چرا هیچ فعال حقوق زنی میتینگ برگزار نمی کند که سربازی برای زنان هم اجباری شود؟!
اشتغال هم تکلیف مرد است. در واقع زن واجب النفقه است. یعنی مرد مکلف به کسب درآمد برای مدیریت اقتصادی خانه در برابر حضور زن در منزل است. زن هیچ تکلیفی به کسب درآمد ندارد و اگر هم درآمدی کسب کند به هیچ وجه الزامی به خرج کردن آن در امور جاری زندگی ندارد. این یک موازنه حقوقی است. زن می پذیرد که در خانه ی مردی به عنوان همسرش حاضر باشد و مرد هم مکلف است که تمام مخارج زندگی او را اعم از خوراک، پوشاک، بهداشت و… بپردازد.
این موازنه در نظام های حقوقی دیگر صورت دیگری دارد. مثلا زن در فرانسه فقط واجب النفقه نیست. بلکه مرد هم واجب النفقه است! یعنی زن و مرد شریک زندگی نیستند بلکه شریک تجاری و جنسی اند. این هم نوعی موازنه است. به این صورت که اجازه ی اشتغال زن بدست همسرش نیست در عوض واجب النفقه هم نیست. زن در فرانسه اصالتا یک کنشگر اجتماعی مانند مرد است. بنابراین درمورد شیوه ی همسری یا مادری ، خودش تصمیم می گیرد. از طرف دیگر او چون از طرف شوهرش پشتیبانی اقتصادی نمی شود همیشه با نگرانی از آینده اش ترجیح می دهد فرزندی نداشته باشد و به اشتغالشان بیش از مدیریت زندگی خصوصی شان متعهد باشند. مردها هم طبعا تصمیم می گیرند بجای ازدواج که آنها را به هر ترتیب به تعهداتی پایبند می کند، زندگی های غیرمتعهدانه با زنان را برگزینند. به این ترتیب طبق آمار در فرانسه غالبا بجای ازدواج ، کنکوبیناژ اتفاق می افتد. کنکوبیناژ نوعی زندگی زناشویی خارج از تعهدات حقوقی و مذهبی است. یعنی زن و مرد برای مدتی پارتنر های خود را انتخاب می کنند و نیاز های جنسی شان را برآورده می کنند و بعد هم مطابق تذوق و تنوع طلبی شان تغییرش می دهند.
حرف هایی که گفتیم دو نوع سبک زندگی است؛ دریکی زن اصالتاً همسر و مادر است و بنا بر اقتضائاتی حضور اجتماعی اش مشابه مرد می شود، و در دیگری زن اصالتاً مشابه مرد یک کنشگر اجتماعی است با همان نقش ها، و نقش های اختصاصی و تخصصی زنانه را وا می گذارد.
ممکن است برخی ما را به واقعیت های امروز جامعه توجه دهند که مردان ایرانی هم مشابه مدل های فرانسویشان از زنان سوءاستفاده می کنند. نمونه های غیرمرغوب برای همه ی استدلال ها دردسر سازند. ولی نکته ی مهم این است اتفاقا همین نمونه های غیرمرغوب وطنی بیش از همه چیز ناشی از توسعه ی سبک زندگی غیر ایرانی متولد شده اند. بد نیست توجه کنیم که اتفاقا نمونه های غیرمرغوب بیش از دیگران طرفدار حضور پررنگ و بی قاعده ی زنان در نقش های مردانه و ترک خانه هستند. چون به این ترتیب زمینه ی سوءاستفاده های مردانه بیشتر فراهم می شود.

__________________________________________________________________
پ ن ۱: این موضوع را در رساله ی دکتری ام بطور مفصل مطالعه کرده ام. منابع هم همانجاست. انتظار ندارید که همه ی بحثها و نمودارها و منابع را یکجا در یک متن وبلاگی بنویسم! نوشتم که ان شاءالله سرآغاز یک تامل برای اهلش باشد.
پ ن ۲: کلا از حالا به بعد هر از گاهی بخشهایی از رساله ام را بطور بسیار خلاصه منتشر می کنم. موضوع اصلی رساله اتفاقا ناظر به حوزه سبک زندگی جوانان ایران معاصر است.
پ ن ۳: لطفا در خصوص همین موضوع بحث کنید نه موضوعات دیگر. طبعا من درباره ی موارد ضروری اشتغال زنان مثلا مشاغل خاص زنان یا زنان سرپرست خانوار یا … حرف نزدم. حرفم این است که اشتغال زنان اصالت ندارد بلکه خلاف اصل است و دلیل لازم دارد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 به گزارش خبرگزاری مهر هم زمان با برپایی نمایشگاه لباس اختتامیه جشنواره مد و لباس در تالار وحدت برگزار شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شب گذشته در اختتامیه جشنواره مد و لباس گفت: امسال کار تحقیق و پژوهش نیز به همت دوستان جهاد دانشگاهیمحقق شد و ۳۵ مقاله قابل درج در مجلات علمی و پژوهشی مورد انتخاب بود.

وی افزود: در ابتدای راه انتقاداتی بود کهبه تدریج برطرف شد و امروز شاهد آثاری متنوع هستیم که کیفیت آنها نیز بهبود پیدا کرده است به نوعی که بالغ بر ۱۵۰۰ طرح از سوی هنرمندان ارسال و ۱۵۶ مورد نیزاز سوی اعضای داوری انتخاب شدند.

سید محمد حسینی افزود: همه باید کمک کنیم تا شاهد ارتقای این حوزه باشیم به ویژه سایر نهادها و دستگاه‌های مرتبط نیز باید به کمک ما بیایند تا این حلقه‌ها تکمیل شود، زیرا اگر مدل‌های متنوع در بازار ارائه شود طالبان زیادی برای آن نیزوجود دارد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به توصیه‌های قرآن کریم نسبت به قدر و منزلت لباس گفت: اگر بخواهیم قدر لباس را بدانیم باید از قرآن مدد جوییم که از لباس به عنوان یک نعمت یاد کرده است و به تاکید آورده که این لباس بر بندگان نازل شد و اندامشان را پوشیده گرداند و این‌ها نکات ظریف فراوانی است که به کرات در قرآن دیده می‌شود.

در بخش دیگری از این مراسم عفت شریعتی؛ دبیر جشنواره مد،‌ مانتو و پوشش سر گفت: این نمایشگاه بیانگر زحمت و تلاش و ارائه‌ هنر‌، سلیقه و زیبایی از منظر هنرمندان طراح است که بعد از تلاش‌های فراوان نتیجه داد.

مشاور وزیر در امور بانوان افزود: ظاهر یک زن مسلمان در جامعه از زمین‌های کشاورزی وشالیزارها گرفته تا پشت چرخ دنده‌های صنعت و پوشش پرستاری و پزشکی و یا جایگاه معلمی تا حضور زن در اجتماع بیانگر حضوری سرنوشت ساز است و آنچه این حضور را رونق می‌بخشد نشانگر کرامت انسانی است که زن در اجتماع نه تنها زن بلکه یک انسان است.

وی با اشاره به این که عرصه‌ اجتماع آیینه انسانیت زنان است افزود: نظام جمهوری اسلامی ایران این استحقاق را دارد که زنان و مردانش بالاترین شأن و کرامت انسانی را دارا باشند و اهداف طراحان و تولیدکنندگان و مسؤولان ما بیانگر این نکته است.

شریعتی خاطرنشان کرد: باید در هر نمایشگاه شاهد این باشیم که نقایص و کاستی‌ها تقلیل پیدا کند و سیر تکاملی خود را نشان دهد زیرا که ایران اسلامی آیینه تمام‌نمایی برای مسلمانان جهان است. بانوان اسلام باید در این عرصه نمونه باشند؛ یعنی باید بتوانیم با الهام از مکتب اصیل اسلامی و سنت‌های قابل قبول به ارزش‌های اسلامی دست پیدا کنیم.

وی در ادامه تصریح کرد: طرح‌های ارائه شده در عرصه تولید باید در سال ۹۲ حضور پررنگی داشته باشند و خوشبختانه دراین مسیر وزارتخانه از هیچ کمکی دریغ نکرد، اما امیدواریم سیر تکاملی این حوزه را شاهد باشیم به ویژه که اتحادیه پوشاک نیز نقش مهمی در برپایی این نمایشگاه داشت.

شریعتی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: طرح ساماندهی مد و لباس در مجلس هفتم تصویب شد اما هنوز کارهای زیادی داریم و انتظار می‌رود کمیسیون فرهنگی مجلس وسایر کمیسیون‌هایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در این رابطه حضور دارند، کمک کنند تا شاهد اعتلای روزافزون این عرصه باشیم.

وی گفت: همه‌ عزیزان ما برای اینکه در بهار ۹۲ شاهد تولید قابل توجه باشند و طرح‌های خود را به معرض نمایش عمومی بگذارند، باید تسهیلاتی در حوزه‌ تهیه پارچه درخور و با کیفیت فراهم شود.

معاون امور هنری نیز که در این مراسم حضور داشت گفت: نمایشگاه آبان ۹۱ هفتمین نمایشگاهی است که در طول این دو سال برگزار کردیم و اگر با اولین نمایشگاه در مجموعه مد و لباس مقایسه کنیم می‌توانیم تاثیر آن را نسبت به تحولات این عرصه شاهد باشیم.

وی اضافه کرد: یکی از مهمترین مولفه‌ها برای صیانت و پاسداشت سبک زندگی ایرانی واسلامی موضوع پوشش است که در راستای آن باید به سلایق و علایق مخطابان نیز توجه شودو فکر می‌کنم در این مراسم باید پاسخی به این روند بدهیم.

شاه‌آبادی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ما امروز در ایستگاهی ایستاده‌ایم که به جرأت وزارت فرهنگ نقش اساسی خود را در پایه‌گذاری عرصه مد و لباس به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم پوشاک نشان داده است اما بی شک باید مشارکت سایرحوزه‌ها را طلب کنیم.  مفتخریم امروز به دست جنابعالی شناسه یک پارچه مد و لباس رسمی می‌شود و شاهد تاثیرات آن در جامعه طراحان و نقش پوشش‌گذار آن در عرصه‌ پوشاک هستیم؛ همچنین پروانه‌ مالکیت معنوی برای تولیدات فکری یک طراح نیز امروز به صورت نمادین رونمایی می‌شود و به واسطه آن ازایده یک طراح صیانت کند.  وقتی شناسه یکپارچه پوشاک ایرانی را رسمی کنیم به حمایت واقعی از هنرمند‌، طراح و همچنین تولید ملی پرداخته‌ایم و به نقش جامع و بدیع آن توجه داریم.

وی خاطرنشان کرد: با نگاه به کشورهای اطراف و حتی آنهایی که در این هجمه‌ای‌فرهنگی موقعیت خود را باخته‌اند، متوجه می‌شویم که آنها در پوشاک همچنان سخت‌گیرهستند. چه بسا که لباس مردم هند‌، افغانستان و تاجیکستان در حالی که در بسیاری ازعرصه‌های فرهنگی غافله را باخته‌اند اما به صورت جدی از نمادهای پوشش خود صیانت می‌کنند.

شاه‌آبادی لباس را نماد فرهنگ، هویت و تمدن دینی دانست و خاطرنشان کرد: باید به شکل جدی از آن صیانت کنیم و در گام اول آنچه را به عنوان فرهنگ پوشش پذیرفته شده است، پاس بداریم. به همین دلیل امروز در این نمایشگاه ما در حوزه مانتو تمرکزکرده‌ایم زیرا تاثیر آن را در عرصه مد و لباس جامعه می‌بینیم.

وی ادامه داد: در برنامه‌ای که فاز اول آن را با مجموعه اقدامات و امکان سنجی ومخاطب سنجی به پایان بردیم به تاسیس بنیاد ملی مد و لباس و تکامل حلقه طراحان وایده پردازان رسیدیم و وارد مرحله دوم شده‌ایم که این نمایشگاه بخش نخست از آن محسوب می‌شود.ورود به عرصه پوشاک آقایان دستور کار بعدی ما است و به دنبال آن با ظرافت و دقت باید نسبت به پوشش کودکان نیز توجه داشته باشیم.

.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

به گزارش خبرگزاری حوزه،  مریم مدملی در نشستی با جمعی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان که در دفتر مطالعات و تحقیقات زنان قم برگزارشد، با اشاره به این که مشارکت اجتماعی زنان تنها به معنای حضور فیزیکی آنان در جامعه نیست، اظهار داشت: برخلاف تعاریف رایج علوم اجتماعی، مشارکت اجتماعی را می‌توان هم به کمک مستقیم و هم به هر گونه فعالیتی که براساس علم و آگاهی با هدف رشد و تعالی اجتماع انجام می‌شوند، تعریف نمود؛ در این صورت زنان بیشتری را در طیف مشارکت کنندگان در فعالیت های اجتماعی قرار داده‌ایم.

عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان همچنین افزود: یکی از نیازهای این عرصه ارائه الگویی از سبک زندگی اجتماعی زن مسلمان است

این کارشناس حوزوی با بیان این که در دیدگاه نظام‌مند دینی چهار محور به عنوان شاخص برای مشارکت اجتماعی زنان باید مورد توجه قرار بگیرند، این محورها را شامل نیازهای واقعی فرد و جامعه، توجه به توانائی‌های فردی، توجه به وظایف انسانی و الهی و علایق و توجه به محیط فعالیت دانست. وی اضافه کرد: توجه به این موارد، گاهی مقتضی ضرورت حضور اجتماعی است و گاهی چنین نیست.

وی افزود: توجه به وظایف یک زن در سه عرصه حیات دختری، همسری و مادری یکی از ضوابط فعالیت اجتماعی زنان است؛ بنابراین اگر حضور اجتماعی در تعارض و تنافی با وظایف در هر کدام از این سه عرصه باشد، از نگاه دینی، اولویت قطعا به وظایف زنانه داده می‌شود. به عنوان مثال اگر در دوران دختری امر اشتغال در تعارض با مقوله ازدواج یک دختر قرار بگیرد اولویت با ازدواج است. همینطور در اموری نظیر وظایف همسری و یا تربیت فرزند.

وی، غالب مطالعات جنسیتی را حول سه محور انسان شناختی، ارزش شناختی و فقهی و حقوقی بیان کرد و گفت: ضرورت تشکیل مراکز پژوهشی مانند دفتر مطالعات و تحقیقات زنان را می‌توان در نظام‌مند کردن پژوهش‌ها و تعمیق مطالعات پراکنده صورت گرفته در این حوزه و پاسخگویی به نیاز‌ها و شبهات موجود بر اساس دین دانست.

عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ضمن تبیین دیدگاه‌ها و فعالیت‌های این دفتر در حوزه مطالعات زنان و خانواده، افزود: تمرکز اصلی در این مرکز، پژوهش‌ در حوزه مطالعات اسلامی جنسیت و خانواده است.

بر اساس اعلام روابط عمومی حوزه های علمیه خواهران، در پایان این نشست عضو هیات علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان به سوالات حاضران پاسخ داد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

وحید یامین پور/«مدنی بالطبع» بودن انسان از آن مفاهیمی است که مورد بحث بسیاری از متفکرین بوده است. از جمله خواجه نصیر الدین طوسی که تفکر اجتماعی خود را بر همین مفهوم بنا می کند. اجمالا همه پذیرفته اند که انسان در کنار دیگر انسان ها ابعاد حقیقی وجود خویش را کشف می کند. به عبارت دیگر اگر اجتماع انسانی وجود نداشت، بخش هایی از ابعاد فطری و وجودی انسان مجال رشد و ظهور نمی یافت. اما این آغاز ماجراست. آیا صرف «با دیگران بودن» یا «در جمع بودن» منظور است؟

مساله این است که دوران مدرن با اصالت دادن به «فرد» (اندیویدوآلیسم) انسان را اصالتاً از دیگران جدا می کند و از اجتماعی بودن او معنایی دیگر تولید می کند. در واقع انسان در جامعه مدرن، «در جمع» هست ولی «با جمع» نیست. اجتماع مدرن حاصل جمع جبری اتم های منفک و منعزل از هم است نه واجد یک روح واحد در هم تنیده؛ فارابی مبنای رشدیافتگی مدینه فاضله را «الفت» می داند. الفت همان در هم تنیدگی اجتماعی است که احساسات متقابل و عمیق را موجب می شود. (برخی، مفهوم همبستگی–solidarity- دورکیم را متناظر با این مفهوم می دانند.) در جامعه اسلامی بیش و پیش از آنکه عدالت اصالت داشته باشد، الفت و محبت و روابط عمیق میان فردی اصالت دارد.(برخی فلاسفه مانند آیت الله مصباح یزدی از اساس معتقدند در جامعه ی اسلامی، عدالت اصالت ندارد و وجه مطلوب و آرمانی جامعه اسلامی با الفت و محبت شکل می گیرد هرچند که در عمل ناچارید شؤون اجتماعی را بنابر عدالت ساماندهی کنید؛ یا آنگونه که شهید مطهری استدلال می کند بنابر عدل نه جود)

سینما، پارک، کارناوال ها، دنسینگ ها و… همه فضاهایی هستند تا ترس و اضطراب ناشی از تنهایی انسان مدرن را جبران کنند. تنهایی و اضطرابی که ناشی از همان اتمیزه شدن جامعه مدرن است. انسان «در جمع» قرار می گیرد تا برای لحظاتی احساس رها شدگی و پرتاب شدگی را از خود دور کند ولی به محض جدا شدن از محیط شلوغ، دوباره با هجوم اضطراب ها تنها می ماند. تلویزیون، اینترنت، موبایل و انواع دیگر رسانه های ارتباط جمعی ابزارهای ایجاد خلسه ای هستند که به این انسان تنها مجال اندیشیدن و در نتیجه مضطرب شدن را ندهند.

سرّ علاقه بشر مدرن به متروپل ها و «جهان شهر»های شلوغ و پر زرق و برق جدید هم همین است. در عین اینکه بسیاری بخوبی می دانند که در صورت فاصله گرفتن از کانون «جهان شهر»ها و رفتن به شهرها و مناطق دیگر سطح مطلوبتری از زندگی را خواهند داشت، ولی یک ترس و واهمه مرموز آنها را به طواف کانون های شلوغ و قلب تپنده پایتخت وادار می کند. غالباً دلیل قانع کننده ای برای حضور متکاثف و درهم و برهم انسان ها در پایتخت ها و جهان شهرها وجود ندارد ولی آنها ترجیح می دهند تا در کوچه ها و خیابان های تنگ و شلوغ و در آپارتمانهای بهم چسبیده و بلند روزگار را سپری کنند تا آنرا ترک کنند و به زادگاه خود یا جای دیگری بروند.

 

 

سبک زندگی اسلامی در مقابل این وضعیت روانی و روابط شکننده و سطحی، برقراری ارتباط عمیق و پایدار را توصیه می کند. تاکیداتی که در روایات بر دیدار مومنان و برقراری جلسات میان دوستان، صله ی ارحام و حقوق همسایه شده در کمتر حوزه دیگری می توان سراغ گرفت. با مرور این روایات می توان اذعان کرد که اسلام، خواهان برقراری مداوم روابط میان فردی و علقه های اجتماعی همراه با تعهدات طرفینی است. «با جمع» بودن یعنی نوعی حضور آگاهانه و معنادار و همراه مسئولیت های متقابل؛ در سبک زندگی اسلامی، در هیچ شرایطی انسان تنها رها نمی شود. تنهایی، مذموم و منکر است؛ چه از نوع تجرد، یا سفر بدون همراه، یا بی اعتنایی به اجتماع مومنین، یا ترک خویشان و ارتباط با آنها و… .

بطور مثال همین حضور معنادار است که در ارتباطات با همسایگان، «محله» را می سازد. ساکنان یک محله، فراتر از حضور در یک مختصات جغرافیایی، در یک مختصات فرهنگی و معنایی هم با هم مرتبط می شوند، نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت متقابل دارند، در رخدادها و حوادث، تلخ و شیرین، مشارکت می کنند و از حال همدیگر خبر می گیرند. هرچند که بشر مدرن با استهزای این احساس مسئولیت متقابل، آنرا کاریکاتور می کند و در قالب «فضولی» و به عنوان برهم زننده حریم خصوصی معرفی می کند.

 

 

 

با این وجود نباید کراهت «تنهایی» را با شرافت «خلوت» خلط کرد. در سبک زندگی اسلامی اتفاقاً همگان توصیه می شوند تا ساعاتی از شبانه روز را خلوت کنند. خلوت انسان مومن دیگر انباشته از اضطراب و احساس رها شدگی نیست. خلوت برای مومنین زمانی است برای حل کردن مساله های بنیادین حیات از طریق ارتباط با مبدأ حیات. دقیقاً تفاوت از اینجا ناشی می شود که هستی شناسی سکولار و ملحدانه مدرن از آنجاکه پرسش های بنیادین حیات(مانند منشاء حیات، زندگی پس از مرگ و…) را بی پاسخ می گذارد، طبعاً انسان را توصیه می کند که به آنها نیاندیشد؛ ولی چه می توان کرد که اینها پرسش های بنیادی وجودند و در تنهایی بلافاصله سر از خاک برمیدارند و به جان مان می افتند؛ پس طبعاً راه دیگر، فراموشی و خلسه است که از رهگذر هیجانِ «در جمع» بودن قابل دسترسی است، در سینماها، هایپراستارها، استادیوم ها و… .

اما «خلوت»، عالم دیگری است. در سبک زندگی اسلامی، زیبایی های اخلاقی از رجوع به فطرت و ارتباط با حقیقت حیات سرچشمه می گیرد. خلق حسن در شلوغی اجتماع، میوه تذکار در عالم خلوت انسان هاست. عالمی که با واقعی ترین مفاهیم حیات مانند مرگ ، همنشین است. درحالیکه سبک زندگی مدرن سرشاز از کراهت از یاد مرگ است، رفتن به گورستان ها را مشمئز کننده می داند و آنها را از بطن شهر به بیرون و حاشیه می راند، سبک زندگی اسلامی در همسایگی مرگ می نشیند، به عیادت محتضر تشویق می کند، رفتن به قبرستان ها و یاد اموات را ضروری می داند، به شرکت در اموری مانند غسل میت، تشییع جنازه و تدفین توصیه می کند و قبرستان ها را در قلب شهر اسلامی جا میدهد. آنچه امروز جای تامل و حتی نگرانی دارد، موانست افراطی متدینین به ابزارهایی است که هم خلوت را و هم جلوت را متفاوت می کند. از طرفی حضور اجتماعی و «در جمع» بودن را می کاهد و از طرفی به «خلوت» لطمه می زند.

بطور مثال تلفن همراه وسیله ای است برای ارتباط با دیگران در هر جا و هر زمان؛ آنروی سکه  این سهولت در ارتباط، سهولت «در دسترس بودن» است. با تلفن همراه هم هیجان و گرمی روابط میان فردی حضوری کاهش می یابد و هم امکان «خلوت». جالب است که برخی شرکت های نامدار تولید کننده تلفن همراه، نصب نرم افزار پیغامگیر بر روی تلفن ها را روا نمی دانند. به نظر آنها تلفن همراه وسیله ای برای «همیشه در دسترس بودن» است. این همیشه در دسترس بودن برای رفع نگرانی های احتمالی تنهایی، گمشدگی و رها شدگی است. به تدریج اگر روزی از سر فراموشی تلفن همراهتان را با خود برندارید تا پایان روز احساس امنیت خاطرتان مخدوش می شود، یا حتی اگر مجبور باشید آنرا در وضعیت سکوت قرار دهید، هر چند دقیقه یکبار وارسی اش می کنید تا ارتباطی از شما فوت نشود… . کم کم عادت می کنید که بدون آن زندگی نکنید درحالیکه تا چندی پیش نه آنرا می شناختید و نه به وجودش احساس نیاز می کردید.

به همین ترتیب جزءجزء مدرنیته به جزءجزء سبک زندگی تان معنایی جدید و شکلی تازه می دهد. این همان ارتباط ارگانیکی است که فلاسفه میان تمدن و فرهنگ متناظر با آن برقرار می کنند.

برای جامعه ای که دغدغه  سبک زندگی متناظر با مولفه های فرهنگی اش را دارد، شیوه ارتباط و استفاده از اجزاء تمدن دیگر، مساله ای اساسی است. با اندیشیدن در ذات و عارضه های اجزاء سبک زندگی غیر اسلامی، به تدریج شیوه مواجهه با آن را می آموزیم. همانطور که در اطرافمان هستند کسانیکه در متن و بطن همین عالم، خصلت و خوی فرهنگی خود را بر اجزاء تمدن وارداتی تحمیل کرده اند. وقتی دم از سبک زندگی اسلامی ایرانی می زنیم، آغاز مسیر یعنی آگاهی عمومی نسبت به این خو و خصلت ها.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

مهدی ایمانی پور، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین، در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا گفت: برنامه های مربوط به شیعیان و به ویژه ماه محرم در آلمان از رونق خوبی برخوردار است و مجالس زیادی در این کشور برگزار می شود.
وی ابراز داشت: مجالس عزاداری خوبی در شهرهای بزرگ آلمان مانند نورنبرگ، هامبورگ، کلن و برلین برگزار می شود و تنها در شهری مانند برلین که پایتخت آلمان است ده الی پانزده مجلس عزاداری از سوی شیعیان ایرانی، ترک و عرب برگزار می شود.
رایزن فرهنگی کشورمان افزود: علاوه بر شهرهای بزرگ که مراسم های مختلفی در آنها برگزار می شود در شهرهای کوچک آلمان نیز شیعیان با برپا کردن تکیه و برگزاری مراسم های نوحه خوانی ارادت خود را به اهل بیت پیامبر (ص) نشان می دهند.
وی ادامه داد: یکی از مراسم های مهمی که در کشور آلمان به مناسبت شهادت امام حسین (ع) برگزار شده و طی سالهای اخیر به یک سنت مذهبی در میان شیعیان آلمان تبدیل شده است برگزاری کنفرانس عاشوراست که به وسیله اتحادیه علمای ترک در اروپا برگزار می شود. در این مراسم که سال گذشته در شهرهای دورتمند و بوخوم برگزار و امسال قرار است در لورکوزن برگزار شود هر ساله در حدود ۵۰۰۰ نفر از شیعیان ترک گرد هم آمده و برای سالار شهیدان عزاداری می کنند.
ایمانی پور افزود: در روز اربعین در شهر گلزن کرشن یک کنفرانس دیگر برگزار می شود و شیعیان زیادی در آن کنفرانس نیز حضور می یابند.
وی با اشاره به سابقه حضور اسلام در آلمان گفت: بر اساس اسناد تاریخی اسلام از اواخر قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی وارد آلمان شد ولی حضور گسترده مسلمانان در این کشور به سالهای بعد از جنگ جهانی دوم و ورود مهاجران ترک برای بازسازی کشور جنگ زده آلمان برمی گردد. از این سالها به بعد شاهد رشد حضور مسلمانان غیر ترک نظیر اعراب و ایرانیان نیز در این کشور بوده ایم و خود آلمانیها نیز به اسلام گرایش پیدا کردند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در برلین افزود: مسلمانان پنج و نیم درصد از جمعیت حدودا هشتاد میلیونی آلمان را تشکیل می دهند و حدود پنج میلیون مسلمان در این کشور زندگی می کنند. مسلمانان دومین جمعیت دینی در آلمان هستند و از این رو مورد توجه بسیار سیاستمداران این کشور واقع شده اند، چرا که آرای مسلمانان در انتخابات بسیار تاثیرگذار است.
مهدی ایمانی پور در ادامه گفت: تا پیش از حادثه یازده سپتامبر طبق آماری که خود آلمانی ها اعلام می کردند هر سال ۲۵۰ نفر از مردم این کشور مسلمان می شدند اما پس از این حادثه در سال ۲۰۰۵ اعلام شد سالانه ۱۱۵۰ آلمانی به دین اسلام گرایش پیدا می کنند و این آمار از سال ۲۰۰۶ میلادی به سالی ۵۰۰۰ نفر افزایش یافت.
وی افزود: با شدت گرفتن اسلام ستیزی در غرب توجه بسیاری از مردم اروپا و از جمله آلمان به مطالعه قرآن جلب شده است، چرا که می خواهند بدانند اسلام چیست و چه می گوید، و همین مساله باعث گسترش اسلام گرایی در میان مردم آلمان شده است.
رایزن فرهنگی کشورمان در برلین در ادامه گفت: علت دیگر گرایش مردم آلمان به اسلام را می توان در دو بحرانی دانست که کلیسای مسیحیت با آن دست و پنجه نرم می کند؛ یکی فساد اخلاقی حاکم بر این کلیساها است که خبرهای مربوط به آن در رسانه های مختلف پوشش داده شده است و دیگری عدم عقلانیتی است که جوانان آلمانی احساس می کنند در دینی که کلیسا به آنان معرفی می کند وجود دارد.
وی افزود: سیاستمداران آلمانی در برخورد با اسلام دچار تناقض هستند و عمل و گفتار آنان یکی نیست. در آلمان یافتن شغل برای یک زن محجبه سخت است و راست های افراطی نیز به مساجد و حتی اتباع مسلمان حمله می کنند. مرکل صدراعظم آلمان نیز در واکنش به همین حملات راست گرایان و البته برای جلب آرای مسلمانان گفته بود اسلام بخشی از آلمان است.
ایمانی پور گفت: با این حال در کل وضعیت مسلمانان در آلمان مناسب است. در این کشور حدود ۲۵۰۰ نمازخانه و ۷۷ مسجد وجود دارد و فعالیت های اسلامی هر روز رونق بیشتری می گیرد.
وی با مقایسه سبک زندگی غربی و اسلامی و مزایای پایبندی به تعهدات دینی و مذهبی گفت: هم اکنون در کشورهای غربی و آلمان شاهد افول ارزش های خانوادگی و اخلاقی هستیم. پدیده خانواده ستیزی و تعریف های جدیدی که از مفهوم خانواده در این کشور ارائه می شوند تهدیدات جدی برای کسانی محسوب می شوند که به دنبال زندگی مناسب هستند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در برلین افزود: بسیاری از آلمانی ها در سالهای اخیر به سبک زندگی اسلامی گرایش یافته و آن را انتخاب کرده اند. سبک زندگی اسلامی در آلمان در حال تبدیل شدن به یک الگو است و زندگی آلمانی ها در حال تاثیر پذیرفتن از آن است.
وی در مورد آمار شیعیان در کشور آلمان گفت: در حال حاضر طبق آمارهای رسمی دویست و پنجاه هزار شیعه در آلمان زندگی می کنند اما خود شیعیان اعتقاد دارند پانصد هزار شیعه در این کشور اروپایی زندگی می کنند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پایان گفت: پس از انقلاب اسلامی ایران شاهد شکوفایی فعالیت های در تمامی کشورهای دنیا بوده ایم که آلمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در حال حاضر نیز با رایزنی های صورت گرفته قرار است کرسی شیعه شناسی در دانشگاه مونتسر آلمان توسط پروفسور خورشید از اساتید شیعه شناسی در آلمان ایجاد شود که اخبار مربوط به آن در آینده اطلاع رسانی خواهد
شد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

حجت‌الاسلام سیدحسین سیدی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به موضوع سبک زندگی اسلامی گفت: باید ابتدا باور کرد که اسلام تأمین کننده خوشبختی جامعه است. وی افزود: این موضوع متأسفانه برای متاسفانه برای مسؤولان باورپذیر نیست، اگر ما از همان ابتدای انقلاب به جایگاه اسلام در خوشبختی جامعه پرداخته می‌شد، اکنون روانشناسی اسلامی، مدیریت اسلامی، جامعه شناسی و اقتصاد اسلامی به صورت واضح و صریح در دسترس داشتیم.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: آنچه که در جامعه رخ می‌دهد بخشی از اسلام گرفته می‌شود و بخشی سلیقه شخصی فرد است و بخشی از آن از سیاست، آن هم به مبتذل ترین شکل تحت تأثیر است، یک بخش آن هم گرفته شده از غرب است.

وی با بیان این‌که این وضع در جامعه راضی‌کننده نیست، افزود: چگونه می‌توان اسلام را کامل‌ترین دین خواند اما وضع مسلمانان این‌گونه باشد؟ قرآن در سه آیه اشاره به پیروزی و فراگیری اسلام می‌کند، آیا می‌توان پذیرفت دینی که والاترین فرهنگ را دارد با جنگ و شمشیر پیروزی می‌شود؟

مسؤولان زمینه پژوهش در زمینه سبک زندگی را فراهم کنند

حجت‌الاسلام سیدی تصریح کرد: پیروزی مطرح شده از سوی خداوند یک پیروزی فکری است، پیروزی امام زمان(عج) پیروزی یک فکر برتر است، پس باید باور کرد که دین می‌تواند در ابعاد مختلف ما را خوشبخت کند.

وی خاطرنشان کرد: پژوهشگران حوزه دینی باید تحقیق عمیقی را شروع کنند، و جنبه‌های مختلف اسلام در جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی و مانند آن حرف برای گفتن دارد.

نویسنده کتاب «همنام گل‌های بهاری» با اشاره به این‌که مسؤولین اجرایی باید زمینه‌های این پژوهش‌های را تقویت کنند، ادامه داد: البته منظور این نیست که حوزه علمیه دولتی شود، آیت‌الله جوادی آملی فرمودند این افتخاری برای حوزه نیست که دولتی شود، بلکه این افتخاری برای دولت است که به حوزه وپژوهش‌های آن کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: پژوهش هزینه‌بر است؛ پس از انجام پژوهش‌ها نیاز به کاربردی و عملیاتی کردن این بحث وجود دارد، اگر این دو موضوع رخ دهد، در جامعه تحول عظیمی رخ می‌نماید.

ما یک نسل به ظاهر مذهبی تربیت می‌کنیم

حجت‌الاسلام سیدی اضافه کرد: پس از این تحول تمام جنبه‌های مختلف زندگی اسلامی می‌شود،‌ باید دانست که اسلام در تمام زمینه‌ها حرف دارد، و این مطلب نه ادعا و نه شعار است.

وی نحوه خوابیدن پیامبر(ص) نحوه بیدار شدن ازخواب، جنس، رنگ و نوع لباس وی و موضوعات بی‌شمار دیگری که از زندگی معصومان به آن اشاره شده است، جزییات سبک زندگی اسلامی را بیان می‌کند.

نویسنده کتاب «امیر گل‌ها» خاطرنشان کرد: بعضی از این موضوعات در تاریخ کمتر به آن پرداخته شده است، حتی در موضوعاتی مانند این‌که آنان چه طعام و میوه‌ای را مصرف می‌کردند نیز آمده است.

وی با اشاره به این‌که ما الان یک نسل به ظاهر مذهبی تربیت می‌کنیم، اضافه کرد: یکی از مشکلات جامعه ما، بسنده کردن به ظاهر مذهبی در بیشتر امور است، یعنی از عمق مذهب که عدالت، اعتماد عمومی، صداقت و درستکاری است خبری نیست.

مشکل جامعه آمیخته شدن اسلام با موضوعات دیگر است

حجت‌الاسلام سیدی اضافه کرد: بسیاری از ماها دلمان خوش است که شیعه هستیم و بهشت می‌رویم و لباس مشکی می‌پوشیم؛ خوشحال هستیم که در در اعیاد مذهبی چراغانی به راه می‌اندازیم و شیرینی و شربت می‌دهیم اما غافل از این‌که خیابان‌ها را با لیوان یک‌بار مصرف آلوده می‌شود و سبب ایجاد ترافیک است.

وی اظهار داشت: مشکل جامعه ما مخلوط شدن اسلام التقاطی با اسلام ناب محمدی است، بخشی از اسلام با آداب غلط ایرانی و قسمت دیگر با آداب غلط شرقی آمیخته شده است.

وی خاطرنشان کرد: همچنین ما با ویژگی‌ها و نوع طبیعت‌های خود اسلام را تفسیر می‌کنیم، به عنوان مثال فرد خونسرد می‌گوید اسلام در امر به معروف سخت نگرفته و برعکس این قضیه، اسلام ناب با این موضوعات آمیخته شده و دین‌داری افراد با مشکل مواجه شده است.

وی با اشاره به این‌که باید سخن اسلام را دربیاوریم، ابراز داشت: در اجرای سبک زندگی دینی جامعه مقاومت‌هایی می‌کند و آن را نمی‌پذیرد، بسیاری از رفتارهای دینی را جامعه ما نمی‌پذیرد اما این موضوعات نباید سبب دور شدن از این رفتار دینی شود.

وی ابراز داشت: به تدریج در جامعه پذیرش به وجود می‌آید، زیرا دین با فطرت سازگاری دارد.

رفاه اقتصادی انسان را خوشبخت نمی‌کند

وی اضافه کرد: اکنون جامعه ما به غلط به دنبال غربی شدن است و باید این را بداند که صرف زندگی به سبک غربی و غربی شدن و دست یافتن به رفاه نمی‌تواند انسان را خوشبخت کند.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی با اشاره به این‌که من تجربه ۶ ماه زندگی در نروژ را دارم، ادامه داد: کشور نروژ از نظر رفاه در سطح دوم جهانی قرار دارد،‌اما اعلام آمار خودکشی جزو خطوط قرمز رسانه‌ها است؛ چرا در چنین کشوری خودکشی و افسردگی با وجود رفاه وجود دارد؟ زیرا آنان به پوچی می‌رسند چون دین در آنجا حاکم نیست و ضعیف است و دین برای آنان کاری انجام نمی‌دهد. البته این حرف به این معنی نیست که مخالف رفاه باشیم.

وی با بیان این‌که درسال ۱۳۶۰ در ایران بسیار تحت فشار اقتصادی بودیم، افزود: در آن زمان ما نفت را ۷ دلار می فروختیم و وضعیت معیشت مردم چندان مناسب نبود، اما آمار طلاق به این فراوانی نبود.

وی با تأکید بر این‌که جامعه کنونی از نظر اقتصادی بیمار است و مردم باید مرفه زندگی کنند، گفت: امروزه آمار طلاق رشد داشته است، درصد خودکشی و افسردگی افزایش یافته است،‌ به این دلیل که از دین فاصله گرفتیم، اگر جامعه بخواهد به آرامش فردی و اجتماعی برسد نیازمند بازگشت به دامن دین است، دینی که معتدل و به دور از افراط و تفریط باشد.

سبک زندگی  

حجت‌الاسلام سیدی اظهار داشت: پس ابتدا باید فهمید چرا باید به اسلام ایمان بیاوریم؟ و پس از آن حقانیت مکتب شیعه را بشناسیم و آن‌گاه خودمان را به دستورات اسلام تسلیم کنیم.

وی ادامه داد: متاسفانه در جامعه ما این رفتارها و الگوهای سبک زندگی خیلی شفاف مطرح نشده است که در مجموعه همنام گل‌های بهاری سعی شده این دستورات دین را در قالب‌ رفتارهای ائمه(ع) عملیاتی کنیم.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی با اشاره به این‌که امیدوارم بتوانم دائرة المعارف ترتیبی برای مستحبات و مکروهات ایجاد کنم، گفت: بسیاری دوست دارند دینی زندگی کنند و نه خرافی و تک بعدی، اما به طور دقیق مستحبات و مکروهات را نمی‌شناسند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

حجت‌الاسلام ابوالحسن احمدی شاهرختی، مدیر برنامه ریزی و نظارت معاونت بین الملل حوزه‌های علمیه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا با اشاره به راه‌کار ایجاد سبک زندگی اسلامی گفت: در نظام افسارگسیخته کنونی و مادی‌گرایی‌های غرب مسلمانان حبل‌المتینی به نام دین دارند.

وی افزود: هدف از سبک زندگی اسلامی دست‌یابی به آرامش است و در واقع سبک زندگی ما کاملا روشن است. پژوهشگر و مبلغ حوزوی با بیان این‌که در زندگی، خداوند باید در جنبه‌های مختلف حضور داشته باشد، خاطرنشان کرد: در واقع وقتی که صبغة‌الله در تمام زندگی ما جاری شد، آن گاه می‌توان گفت که سبک زندگی ما دینی شده است.

وی تصریح کرد: اگر زندگی ما موحدانه به معنای حقیقی کلمه بود، سبک زندگی ما نیز موحدانه است و اگر به این موضوع باور نداشتیم، سبک زندگی ما غیردینی محسوب می‌شود. حجت‌الاسلام احمدی شاهرختی سبک زندگی دینی را دارای جنبه‌های مختلفی دانست و خاطرنشان کرد: سبک زندگی دینی در تربیت فرزند، سبک زندگی در روابط میان زن و شوهر، سبک زندگی هنگام سختی‌ و نعمت و سبک زندگی در حوزه‌های تربیتی مختلف تعریف می‌شود.

وی با بیان این‌که پس از تبیین سبک زندگی دینی، باید این موضوع را در قالب‌های جهانی عرضه کنیم، اظهار داشت: این ضعف برای نهادهای حوزوی وجود دارد که کتاب‌های ما ترجمه نشده‌ است، به طور مثال کتاب تفسیری که به مردم سایر کشور‌ها عرضه کنیم، وجود ندارد. این پژوهشگر و مبلغ حوزوی خاطرنشان کرد: اگر این ضعف حوزه‌های علمیه را برطرف کنیم، اسلام ناب به سرعت جهان‌گیر می‌شود.

وی افزود: حوزه علمیه پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته و باید گفت حضرت امام خمینی(ره) یکه‌تاز میدان تبلیغ اسلام ناب است و در بسیاری از کشورها به برکت این ابرمرد اسلام معرفی شده است. حجت‌الاسلام احمدی شاهرختی ادامه داد: بهترین روش تبلیغ سبک زندگی دینی، ارائه الگو برای دیگران است، که باید گفت امام خمینی(ره) در این زمینه به طور حتم یک الگو محسوب می‌شوند، در حقیقت هر جا یک عالم ربانی بوده، مردم با تأثیرپذیری از آن الگو سبک درست زندگی را یافته‌اند.

مدیر برنامه ریزی و نظارت معاونت بین الملل حوزه‌های علمیه فرصت عزاداری امام حسین(ع) را از دیگر عرصه‌های فعالیت در زمینه جهانی خواند و بیان داشت: با استفاده از تأثیرگذاری عاشورا به تبیین سبک زندگی دینی در جهان بپردازیم. وی با بیان این‌که یکی از بزرگ‌ترین موانع سبک زندگی دینی فاصله میان علم و عمل است، ابراز داشت: بسیاری از افراد در جامعه، در گفتار خداوند را پذیرفته‌اند، اما در عرصه عمل نمی‌توانند به اعتقاد خود عمل کنند و این امر یکی از عوامل بازدارنده حاکمیت سبک زندگی دینی در جامعه محسوب می‌شود. حجت‌الاسلام احمدی شاهرختی با اشاره به اهمیت سبک زندگی دینی تصریح کرد: ما در باب علوم انسانی غنی هستیم و از طرح این موضوع استقبال کنیم زیرا نتیجه آن پیشروی در علوم انسانی می‌شود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

به گزارش خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» از قم، حجت الاسلام آقاتهرانی شب گذشته در مراسم اولین شب از دهه اول محرم که در هیئت فاطمیون برگزار شد، با اشاره به این که دنیا به کشور ما نگاه می کند، گفت: باید مسلمانی خودمان را درست کنیم و به عنوان الگو برای دیگر مردم جهان معرفی شویم.

 این استاد اخلاق با بیان این که سوال که آیا قرآن نسخه عملی ندارد، گفت: ما هر چیزی که از طرف غرب می آید را قبول کرده و مسائل قرآنی را در بین جامعه باز و معرفی ننموده ایم. وی افزود: دشمنان نمی خواهند که ما حسینی عمل کرده و در عزادرای ها شرکت کنیم.

 عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) با تاکید بر این که مقام معظم رهبری نام سال ها را طوری انتخاب می کند که جامعه را به سمت تعالی و پیشرفت در دنیا و آخرت پیش برود، اذعان داشت: ما که می خواهیم جامعه را به سمتی ظهور حضرت پیش ببریم باید برای ظهور حضرت حجت زودتر به فکر افتاده و با مطالبی ناامید کننده این حرکت به پیش نخواهد رفت.

 آقاتهرانی با بیان این که مردانه باید ایستاد و در مقابل دشمنان ایستادگی کرد، ابراز داشت: یکی از مسائلی که باعث می شود که دشمنان مانع از ایجاد سبک زندگی در کشور شود، این مطلب است که منابع زیادی کشور باعث طمع دشمنان به ما شود.

 رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به این که کسانی که کارهای علمی را به پیش می برند، کسانی هستند که متعهد و اسلامی از فرزندان مذهبی و متدین انقلابی هستند، گفت: دشمنان این افراد را برای استفاده های خود به خارج از کشور می بردند تا از آنان در جهت حرکات خود بهره برداری کنند.

 وی با تاکید بر این که روزی در عربستان شرایطی برای راهپیمایی وجود نداشت، خاطرنشان داد: امروز شرایط جوامع اسلامی به سمتی حرکت می کند که در ترکیه اگر کسی می خواهد رای بیاورد، باید به اسم اسلام جلو بیاید.

 این استاد اخلاق با اشاره به این که امروز در ترکیه اردوغان و هر کس دیگری بخواهد رای بیاورد باید از اسلام نام ببرد، گفت: مسلمانان ترکیه اسلام خواه هستند و این نشان دهنده تاثیرگذاری اسلام در بین جوامع می باشد.

 وی افزود: اگر ما سبک اسلامی را در جوامعی که بیداری اسلامی اتفاق افتاده معرفی نکنیم، آمریکا بر روی جریان بیداری اسلامی موج سواری کرده و به نفع خود استفاده می کند.

 این نماینده مجلس با تاکید بر این که از غرب زدگی باید اجتناب نمود، ابراز داشت: نام گذاری سال ها توسط مقام معظم رهبری معانی مختلفی دارد که می خواهد سبک زندگی ما را به سمتی پیش ببرد که پیامبر(ص) از آن راضی باشد.

 این استاد اخلاق اسلوب زندگی را شیوه زندگی یا سبک زیستن و منعکس کننده گرایش های فرد و یا شخصیتی افراد دانست و تصریح کرد: مجموعه ای از شیوه های رفتاری، حالت ها، سهم اقتصادی، معیارهای اجتماعی در سبک زندگی در بر می گیرد. وی افزود: نحوه ازدواج مسلمانان، اختلاط دختر و پسر، نحوه زندگی در خانواده های اسلامی، نوع عیادت از یکدیگر، نوع رفت و آمد، زمان عید و عزا، زمان خوشحالی، دلایل ناراحتی و خوشحالی، نوع تعاملات با یکدیگر و تاثیر گرانی های در جامعه و بسیاری دیگر از مسائل جامعه اسلامی از انواع روش های سنجش سبک زندگی می باشد.

 آقاتهرانی با تاکید بر این که دشمن با کمترین خرج می خواهد بیشترین سود را ببرد، گفت: دشمنان برای بدحجابی در قم سرمایه گذاری زیادی می نماید، تا بتواند مسائل کشور را تحت تاثیر قرار می دهد.

 وی خاطرنشان کرد: یکی از هنرپیشه های زن مدتی گذشته در رابطه فیلم های ایرانی گفته است که مشکل فیلم های ایرانی عدم وجود سکس در آن می باشد.

 نماینده مردم تهران در مجلس با بیان این که جمهوری اسلامی حدود ۳۴ کانال جهت صحبت با کشورهای دیگر دنیا داشت، گفت: ماهواره هاتبرد برای ارتباط و ارسال شبکه های کشور به مدت ۲ سال اجاره شده بود که با فشار فرانسه شبکه های ایرانی از این ماهواره قطع گردید.

 عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) با اشاره به این که درترکیه اولین بودجه برای حفظ نظام کشورشان است، اذعان داشت: دومین بودجه در ترکیه برای مساجد و مسائل مربوط به آن است و دلیل آن این است که فقط جوانان را مهار کند که همانند ایران انقلاب و قیام نکنند.

 وی ایستادگی را راه مقابله با توطئه های دشمنان دانست، ابراز داشت: ظاهر تحریم ها بد است ولی باطن آن خوب است زیرا باعث تحرک و ایستادگی مردم و کشور ما شد.

 آقاتهرانی با اشاره به این که رتبه ایران اسلامی در دنیا از لحاظ علمی در دنیا ۱۶ است، اذعان داشت: زمانی ما هیچ جایی در دنیا نداشتیم ولی امروز تاثیرگذاری زیادی در دنیا داریم.

 این استاد اخلاق با اشاره به این که امروز بیشترین حملات به ولایت فقیه است، ابراز داشت: زیرا بیشترین اهمیت و تاثیر در بیداری و حرکت در بین مردم را دارد و این مطلب از آسیب شناسی خوبی است که دشمنان انجام داده اند.

 رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان این که دشمنان جرات حمله نظامی و حرکت دیگر برای مقابله با نظام اسلامی ندارند، اذعان داشت: اگر پشتیبان ولایت با تلاش و زحمت و گوش فرادادن به اوامرش نباشیم، پشت ولایت خالی می شود.

 وی با تاکید بر این که برای حمایت از ولایت و پیشبرد اهداف انقلاب باید سبک زندگی را در جامعه نهادینه کنیم، گفت: باید در تمام مراحل زندگی از سبک زندگی اسلامی استفاده و حمایت کرد تا بتوانیم این حرکت و جریان را به پیش ببریم.

 نماینده مردم تهران در مجلس با بیان این که هر کسی باید به فکر حل مشکلات خود باشد، اظهار داشت: مسئولین مشکلات را به گردن هم می اندازند، در حالی که باید هر کس خودش را درست کرده و فکر حل مشکلات درونی خود باشد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

از واژه سبک زندگی برای توصیف شرایط زندگی انسان استفاده می‌شود و مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چیزی را در برمی‌گیرد. در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند. تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و در دوره طاغوت تلاش‌های دولتمردان در جهت ترویج فرهنگ و مولفه‌های غربی و غربی شدن شیوه و سبک زندگی ایرانیان بود با پیروزی انقلاب اسلامی گرچه سناریوی غربی‌سازی متوقف شد، اما دشمنان اسلام و انقلاب آرام ننشستند و تهاجم فرهنگی به انحای مختلف صورت گرفت که تجمل گرایی، مصرف زدگی و فردگرایی برخی از مظاهر آن محسوب می‌شود.

در این شرایط و با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری با طرح مفهوم «سبک زندگی اسلامی ایرانی» و در قالب ۲۰ پرسش به مسائلی نظیر خانواده، ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، تفریحات، کسب و کار و رفتارهای فردی و اجتماعی در محیط‌های مختلف و … اشاره کردند و تاکید داشتند: در واقع سبک زندگی به همه مسائلی بر می گردد که متن زندگی انسان را شکل می دهند. سبکی که به گفته مینو اصلانی- رییس بسیج جامعه زنان کشور مهم، ضروری و بسیار گسترده‌ است و ابعاد مختلفی دارد و از موضوعات اقتصادی گرفته تا رفتارهای اجتماعی حتی حوزه سلامت و خانواده را دربر می‌گیرد.

به گزارش خبرنگار«زنان» ایسنا، مینو اصلانی با اشاره به ضرورت تبیین سبک زندگی اسلامی ایرانی می‌گوید: به منظور انجام فعالیت‌های فرهنگی برای نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایرانی، لازم است ابتدا این سبک زندگی تبیین شود. برای دستیابی به این هدف باید پژوهش‌های راهبردی انجام و چیستی سبک زندگی اسلامی و ایرانی و ابعاد آن مشخص شود. البته این کار، مشکل نیست چون منابع غنی اسلامی و روایی، قرآن و نهج‌البلاغه در اختیار ماست.

به گفته او سبک زندگی اسلامی ایرانی را می‌توان در سه بخش توضیح داد که شامل رابطه انسان با خود، رابطه انسان با خدا و رابطه او با مردم می‌شود و اگربه هر کدام از این بخش‌ها بپردازیم و بر مبنای آموزه‌های دینی و قرآنی و اقتضائات ملی آنها را تعریف کنیم، می‌توانیم به تعریف مشخصی درباره سبک زندگی اسلامی ایرانی برسیم.

برای تغییر سبک زندگی، لازم است سبک رفتاری نیز تغییر کند

زهرا سجادی – معاون امور خانواده مرکز زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری- نیز در گفت‌وگو با ایسنا معتقد است که به منظور تغییر سبک زندگی تنها نمی‌توان با رویکرد علمی عمل کرد؛ بلکه لازم است سبک رفتاری نیز تغییر کند.

وی به برنامه‌های مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری در زمینه آموزشی اشاره و اظهار می‌کند: ازاول دی ماه برنامه‌های آموزش شاغلان در دستگاه‌های مربوطه انجام می‌شود، علاوه برآن دبیرخانه نشست راهبردی مقام معظم رهبری در مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری افتتاح شده است و قرار است سلسله همایش‌هایی را در سطح کشور برگزار کنیم.

هنر مهم‌ترین عامل برای ترویج و گسترش سبک زندگی

دراین میان مینو اصلانی – رییس بسیج جامعه زنان کشور- به نقش ابزار هنر در ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی اشاره می‌کند و می‌گوید: پس از تعریف و تبیین راه‌های دستیابی به سبک زندگی اسلامی ایرانی، ابزار هنر مهم‌ترین عامل برای ترویج و گسترش این سبک زندگی است.

به گزارش ایسنا، رعایت حقوق متقابل زن و شوهر یکی از موضوعاتی بود که رهبر معظم انقلاب در قالب سبک زندگی اسلامی ایرانی مطرح کردند. سجادی درباره راه‌های حفظ حقوق متقابل زن و مرد، زن و شوهر و حفظ کرامت زن در محیط کار، اظهار کرد: این موضوعات دو بخش دارد. یک بخش مربوط به مسائل حقوقی است. در این جهت لازم است در لوایح و قوانین تغییر و تحول به وجود آوریم و قانون برای حق و حقوق طرفین متقن شود. متاسفانه برخی از قاضیان ممکن است طرفدار مرد یا زن باشند این در حالی است که عدالت باید رعایت شود.

به اعتقاد او آموزش حقوق به زنان دادن موجب می‌شود که توقعات آنان بالا برود و هیچ تعاملی با همسر خود نداشته باشند، بنابراین به آموزش‌های حقوق به طرف مقابل پرداخته‌ایم؛ چرا که حق و تکلیف دو روی یک سکه هستند.

طرح مسئله سبک زندگی از سوی مقام معظم رهبری نشانه اقتدار نظام است

به گزارش ایسنا، عسگر ملکی مدیر کل دفتر برنامه ریزی تربیتی وزارت ورزش و جوانان نیز طرح مسئله سبک زندگی از سوی مقام معظم رهبری را نشانی از اقتدار نظام دانسته و می‌گوید: طرح مسئله سبک زندگی حرکت اقتدارگونه نظام جمهوری اسلامی ایران از سمت تبیین کلیات و آرمان‌های نظام به سمت تبیین جزئیات زندگی و کاربرد آموخته‌های دینی و ذهنی است.

وی با اشاره به اینکه بیش ازیک دهه است که بحث مهارت‌های زندگی در دنیا مطرح شده است، می‌افزاید: باید مراقب بحث مصادره شدن «سبک زندگی» توسط دیگران باشیم؛ چرا که در بحث مهارت‌های زندگی در یک دهه گذشته این گونه برداشت شد که گویا مهارت‌های زندگی درغرب و نهادهای مدنی غرب مطرح شده و شکل گرفته است و سپس ما این مهارت‌های زندگی را در کشور خود مطرح کردیم.

آموزه‌های دینی ما بیگانه از سبک زندگی نیستند

ملکی ادامه می‌دهد: ما در مورد سبک زندگی در آموزه‌های دینی خود مطالب بسیاری داریم و به هیچ وجه آموزه‌های دینی ما بیگانه از سبک زندگی نیستند و هیچ موضوعی در زندگی وجود ندارد که در دین ما نکته و آموزه‌ای در مورد آن نداشته باشیم. بنابراین باید مراقب باشیم بحث سبک زندگی توسط دیگران مصادره نشود.

وی، وزارت ورزش و جوانان را یکی از مخاطبان اصلی فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد طرح سبک زندگی و تبیین، تهدید و مشخص کردن سبک زندگی برای جوانان دانست.

مدیرکل دفتر برنامه ریزی تربیتی وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه باید طبق گفته‌های مقام معظم رهبری تحول را بشناسیم، مدیریت کنیم ولی با آن سینه به سینه نشویم ، اظهار می‌کند: باید تحولات را آسیب شناسی کنیم و برای آنها طرح داشته باشیم و جوانان را همانگونه که هستند بشناسیم.

در امور معیشتی، فرهنگی و حتی پوشش و رفتار اجتماعی ساده زیست باشیم

در این میان فاطمه راکعی- دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش- ساده زیستی را یکی از وجوه سبک زندگی اسلامی ایرانی می‌داند و می‌گوید: همانگونه که درسیره ائمه معصومین از جمله حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) شاهد ساده زیستی هستیم و لازم است هر کدام از ما در هر یک از شئون اجتماعی به ساده زیستی به عنوان یک فرهنگ اجتماعی اسلامی عمل کنیم.

وی تاکید می‌کند: باید تلاش کنیم که به اعتدال و عدالت اجتماعی از نوعی که امام علی (ع) در دوران کوتاه حکومت خود به طورعمیق به آن می‌اندیشیدند دست یابیم و از سوی دیگر از خودنمایی خودداری کنیم و در امور معیشتی، فرهنگی و حتی پوشش و رفتار اجتماعی ساده زیست باشیم.

به اعتقاد دبیرکل جمعیت زنان مسلمان نواندیش لازم است در جهت رسیدن به سبک زندگی مناسب، بر اساس تعالیم دینی خود به تربیت کودکان، رسیدگی به امور سالمندان و جوانان بپردازیم.

به گزارش ایسنا، زنان نقش مهمی در نوع نگرش خانواده به موضوعات مختلف دارند و اگر آنان از مصرف کالای لوکس و تجملی خودداری کنند، سایر اعضای خانواده نیز از آنان تبعیت می‌کند.

لزوم تغییرنگرش زنان از مصرف کالاهای لوکس به استفاده از کالاهای ایرانی

معاون سرمایه‌های اجتماعی مرکز امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری با اشاره به نقش زنان در عرصه تقاضا می‌گوید: لازم است نگرش زنان در این زمینه از مصرف کالاهای لوکس و تجملی به سمت استفاده از کالاهای ایرانی با کیفیت تغییر پیدا کند، چرا که در صورت تحقق این امر چرخه تولید کالاهای داخلی قطع نمی‌شود.

هدایتی تاکید می‌کند: زنان به عنوان مهمترین عامل تقاضای کالاهای خانگی و مواد غذایی مطرح هستند و اگر بتوانند با اقدامی جهادگونه به مصرف کالاهای ایرانی بپردازند به طور قطع شاهد رونق تولید خواهیم بود.

گفتنی است که نهادینه کردن سبک زندگی اسلامی ایرانی نیازمند اقداماتی درازمدت و برنامه‌ریزی شده است چراکه از این رهگذر می توانیم ارزشهای دینی و ملی خود را حفظ کنیم و حتی آن‌ها را اشاعه دهیم
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، محمد فرخ‌زاده بعد از ظهر امروز در گفت‌وگو با خبرنگاران با اشاره به اینکه کار و تلاش هیئت‌های مذهبی منحصر به ایام عزاداری و دهه محرم نمی‌شود، اظهار داشت: باید از ظرفیت این هیئت‌ها در سالم‌سازی محیط جامعه و نهادینه کردن فرامین اسلامی و اعتقادی مبتنی بر آموزش‌های حقوق متقابل شهروندی در طول سال بهره‌گیری شود.

معاون فرهنگی اجتماعی شهردار شیراز، سیره و زندگی ائمه اطهار (ع) را بهترین و بالاترین روش ارائه سبک زندگی به بشریت دانست و ابراز داشت: هدفمند کردن مبانی اندیشه‌ای در حوزه معرفی دستاوردهای قیام فرهنگی و اجتماعی سیدالشهدا (ع) از منویات مورد تاکید مقام معظم رهبری است.

وی با اشاره به علاقمند بودن ملت ایران به فراگرفتن سبک زندگی بر اساس اصول اسلامی و ایرانی، گفت: لازم است شاخص‌های زندگی شهری، اخلاقی شهروند اسلامی، بنیان خانوادگی، مباحث سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ملی و فراملی و … استخراج و در قالب سخنرانی، مداحی و مراسم‌ عزاداری برای آحاد مردم تبیین شود.

معاون فرهنگی اجتماعی شهردار شیراز وظیفه روحانیون، حوزه‌های علمیه و مداحان برای ارائه آداب و سبک زندگی بر اساس ‌آموزه‌های دینی را بسیار سنگین عنوان و خاطرنشان کرد: امروز در جامعه به خرده‌فرهنگ‌ها و برخی تفکرات وارداتی از غرب و شرق دچار شده‌ایم که سنخیتی با الگوی فرهنگی اسلامی ایرانی ندارد و نیاز است در راستای مقابله با این موارد اقدامات سریعی صورت گیرد.

فرخ‌زاده با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری در سفر به خراسان شمالی در مورد سبک زندگی، بیان داشت: سبک زندگی در اندیشه مقام معظم رهبری، توحیدگرایانه بوده که بر همین اساس باید بسته‌ای از الگوهای معرفتی، ارزشی و رفتاری، به مردم ارائه شود.

وی ادامه داد: در فرمایشات مقام معظم رهبری در خراسان شمالی به فرهنگ کار جمعی، حقوق متقابل در روابط اجتماعی، انضباط در رانندگی، الزامات آپارتمان‌نشینی، الگوی تفریح سالم، طراحی لباس‌ها و معماری شهرها تاکید شد.

این مسئول در ادامه گفت: حقوق افراد در رسانه‌ها و اینترنت، وجدان کاری و انضباط اجتماعی، کیفیت در تولیدات داخلی، ساعات کار مفید در دستگاه‌ها، حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده‌ها، حفظ کرامت و عزت خانوادگی زنان و انجام وظایف اجتماعی نیز مورد اشاره مقام معظم رهبری قرار گرفت.

وی با اشاره به تاکید مقام معظم رهبری بر نگاه مکتبی داشتن، فرهنگی بودن و همچنین دوری از سطحی‌گرایی و تحجر و سکولاریزم در سبک زندگی، گفت: نتایج مخرب اشاعه و گسترش فرهنگ غربی در جوامع توحیدگرا، لزوم پرداختن به الگوی فرهنگی مبتنی بر توحید و آموزه‌های دینی به ویژه در سبک زندگی را بیش از پیش نمایان می‌کند.

فرخ‌زاده با بیان اینکه کار و تلاش هیئت‌های مذهبی منحصر به ایام عزاداری و دهه محرم نمی‌شود، خاطرنشان کرد: باید از ظرفیت این هیئت‌ها در سالم‌سازی محیط جامعه و نهادینه کردن فرامین اسلامی و اعتقادی مبتنی بر آموزش‌های حقوق متقابل شهروندی در طول سال بهره‌گیری شود.

وی افزود: حوزه معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری شیراز آمادگی خود را در این زمینه و در راستای مشارکت و همکاری با هیئت‌های مذهبی اعلام می‌کند
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
رئیس جهاد دانشگاهی از تدوین الگوی سبک زندگی اسلامی – ایرانی خبر داد و گفت: این الگو بر اساس فرهنگ جهادی تدوین خواهد شد.

محمد حسین یادگاری در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در پی حکم سال گذشته مقام معظم رهبری به شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر تدوین برنامه جامع برای ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی، گروهی در شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه فعال شدند.

رئیس جهاد دانشگاهی ادامه داد: علاوه بر شورای عالی انقلاب فرهنگی، جهاد دانشگاهی نیز این موضوع را در دستور کار خود قرار داد.

وی افزود: ما معتقد هستیم  که فرهنگ جهادی و جهاد دانشگاهی یک سبک زندگی است و می‌تواند در تدوین الگوی اسلامی- ایرانی سبک زندگی مورد استفاده قرار گیرد.

یادگاری از تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در جهاد دانشگاهی خبر داد و یادآورشد: با توجه به این امربه معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی ماموریت داده شد تا الگوی سبک زندگی اسلامی- ایرانی همراه با فرهنگ جهادی را تدوین و به مسئولان ذی ربط در این زمینه ارائه دهند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
جای بسی خوشحالی ست که اخیراً روحانیون برجسته کشور و نیز اساتید روشن (روشن به معنای توجیه شده و نه روشن فکر!) سیر تفکرات، تلاش ها، تحقیق ها و سخنانشان با حرف های رهبرمان به روز می شود. قبلاً  گوش زیاد بود برای شنیدن و بازگو کردن، اما نه دقیقاً به این معنایی که الان اتفاق افتاده است. این اواخر (من اسمش را می‌گذارم بعد از دوره‌ی گذار از فتنه ی ۸۸) نخبگان این قشر(اساتید حوزه-دانشگاهی) متوجه این موضوع شده اند که صرف انعکاس حرف های رهبری و نه تلاش برای تبیین دقیق آن ها به طور عملی، کاری را از پیش نمی برد و تبدیل می شود به فریادهای حزن انگیزی که از نشنیدن ها، نفهمیدن ها و عمل نکردن ها ، بعد از سال ها از زبان مقام معظم رهبری زیاد می شنویم. هرچند این قشری که در مورد آن ها حرف میزنم هنوز خیلی معدوداند، اما از آن جا که از الگوهای اصلی در این مسیر شناخته می شوند و خیلی زود دیگرانی پیدا می شوند که می خواهند مثل آن ها رفتار کنند، بازخورد گسترش این نوع تلاش برای دیگران در آینده ای نزدیک بسیار امیدوار کننده است.

به عنوان مثال؛ کمتر از یک ماه از سخنان رهبر در مورد “سبک زندگی” نگذشته بود که بیلبوردها و آگهی های جلسات و همایش ها در این زمینه در سطح دانشگاه تهران زیاد شد. پرچم داران این مکتب ، کسانی مثل آقایان رحیم پور ازغدی، پناهیان،عباسی و … از جمله کسانی هستند که دغدغه های فرهنگیشان منجر به تلاش های خستگی ناپذیری شد که هرچند، سال ها با بی توجهی از سوی جامعه یا کم فهمی هایی مواجه شدند، اما اکنون دارد به ثمر می نشیند. اگر بخواهیم به قول هنری ها آوانگارد هم باشیم، رهبر همیشه ناب ترین ایده ها را برایمان ارائه می دهند، تلنگرهایی که اگر خوب حواسمان جمع باشد و از سر بازیگوشی از دستشان ندهیم خیلی زود و سر به زنگاه ما را متوجه اصلی ترین مسائل مورد نیاز جامعه مان می کند و از هرگونه بیهوده کاری در امانمان می دارد. و این دقیقاً یعنی هدایتی که عمیقاً لحظه به لحظه دنبال و محتاج آن هستیم.

“سبک زندگی” چیزی نیست که رهبرمان جدیداً به آن اشاره کرده باشند، حرف بزرگی ست که نه تنها آیت الله سید علی خامنه ای، که امام خمینی و سایر رهبران جامعه ایران نیز در طول تاریخ اسلامی خود بخش بزرگی از تلاششان در این مسیر بوده است، منتها از آنجا که ما گوش هایمان خیلی فرنگی شده است و تا کلمه ای باکلاس به آن اصابت نکند سنسورهایش فعال نمی شود، به آن توجه نمی کردیم. “سبک زندگی ” هم از آنجا که از یک منظر ترجمه‌ی واژه‌ی غربی “life style” است(هرچند منظور نظر ما به هیچ وجه life style غربی نیست و حتی قالب هم در این ماجرا فرق می کند ، چه برسد به محتوا…) اما همین موضوع باعث شده که تلاش های غربی ها یک بار دیگر به سمتی رود که ما مجبور شویم به آن ها مهربانانه بخندیم و بگوئیم: یک هیچ به نفع ما! چرا که باز هم آن ها (از سر صدق البته) صورت مسئله ای را کشف کرده اند که جواب آن را به بهترین شیوه ی ممکن نزد ما (اسلام) خواهند یافت، و حالا این ما خواهیم بود که کم کاری هایمان و عدم تلاشمان برای گرفتن ماهی از این آبِ نه چندان گل آلود و بلکه بسیار زلال و روشن، تا ابد خسران و سرافکندگی را برایمان به دنبال خواهد داشت، هم نزد فرزندانمان و هم در نهایت به درگاه خداوند.  خوب است تا غربی ها برای پیدا کردن پاسخ های روشن فکرانه،بیش از این مکاتب شرقی مثل بودا و تائو و جریان های ضد فرهنگی را توی سر عالم علم نکرده اند،بجنبیم و یک بار هم که شده، نه در مهندسی و نانو و سلول های بنیادین، بلکه در علوم انسانی حرف اول را بزنیم!

شروعی تازه از این نهضت با بحث های تبلیغی ایام محرم همراه شده است. سخنرانی های استاد پناهیان، که از امروز در دانشگاه تهران* شروع شده است، سخنان سید احمد خاتمی که در رواق امام خمینی حرم رضوی ایراد خواهند شد، سخنان شیخ حسین انصاریان در مساجد تهران و … نمونه هایی خوب هستند برای سایر مبلغینی که گمان می کنند در محرم فقط باید تاریخ عاشورا را روخوانی کرد و لاغیر.

*امروز در مسجد دانشگاه دیدیم چطور می شود از بروزترین موضوعات دنیا حرف زد و سوال مطرح کرد و جواب را در روضه ی اباعبدالله علیه السلام گرفت.

“قرآن و عترت تا قیامت جدائی ناپذیرند”،یعنی قرآن را نفهمیدید بروید سراغ اهل بیت. در قرآن همه چیز هست، پس باید باور کنیم که جواب همه چیز را هم می شود در عاشورا پیدا کرد، عاشورا یک دفتر زندگی ست، یک سبک زندگی که ورژن آن را تا قیام قیامت هم می شود بروز کرد…

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 به گزارش خبرنگار دانشگاه باشگاه خبرنگاران، در اولین نشست سلسله‌ نشست‌های دین، سبک زندگی و علوم انسانی که با حضور اندیشمندان حوزه و دانشگاه در تالار کمال دانشکده ادبیات برگزار شد، ابراهیم فیاض به بررسی ارتباط دین، سبک زندگی و علوم انسانی پرداخت.

فیاض با اشاره به سبک زندگی در ادیان کاتولیک و یهودی در مقایسه با دین اسلام گفت: سبک زندگی اسلامی را بر مبنای فطرت بوده لذا ما در اسلام جنگی میان غریزه و ایمان نداریم. این جامعه شناس با اشاره به اهمیت اسلام در زندگی اجتماعی افراد خاطرنشان کرد: اسلام به ابعاد زندگی انسان توجه کرده و منزوی بودن زندگی انسان‌ها را تایید نمی‌کند. فیاض سیره و زندگی پیامبر را به عنوان یک سبک زندگی معرفی کرد و اظهار داشت:‌ ما در زندگی پیامبر اکرم(ص) توجه به ابعاد فردی و اجتماعی را می‌بینیم و حتی در سخنان ایشان نیز زن،‌ عطر و نماز مورد توجه قرار گرفته است.

این جامعه‌ شناس در ادامه اضافه کرد: مهمترین مقوله‌ای که ما مسلمانان باید بر روی آن کار کنیم مقوله فطرت است چرا که در زندگی مدرن امروزی توجه به مسئله فطرت نادیده گرفته شده است و ما نیاز به حکمت اسلامی داریم تا بتوانیم سبک زندگی اسلامی را تعریف کنیم.

فیاض با انتقاد از رواج سبک زندگی اینترنتی در زندگی جوانان امروزی گفت: اینترنت سهم عمده‌ای از زندگی‌ جوانان ما را به خود اختصاص داده و نظم و قاعده زندگی آنان را بر هم زده است اما این امر در حالی است که توجه به مقوله علم و کتاب در سبک زندگی نسل امروز کمرنگ شده است.

وی در پایان اظهار داشت:‌در سبک زندگی امروز زندگی روزمره و سطحی در اصل قرار گرفته و به جای توجه به علم تجربی رو به پیشرفت تنها شعور عمومی جایگزین شده است
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

دکتر حسین قنادیان، رئیس سازمان بسیج هنرمندان در گفتگو با «جوان»:

برخلاف خط‌‌شکنی‌ها و سرعت قابل توجه پیشرفت‌هایی که در حوزه‌های علمی و صنعتی داشته‌ایم، هنوز مسئولان فرهنگی کشور نتوانسته‌اند پاسخ متناسب و منسجمی را به مطالبات مردم و رهبری ارائه کنند. آخرین تذکار فرهنگی رهبر معظم انقلاب که در ایام سفر ایشان به استان خراسان شمالی مطرح شد، مربوط به لزوم ترویج و تبلیغ سبک زندگی اسلامی می‌باشد. در زمینه بررسی چگونگی ترویج و تبیین این مقوله فرهنگی، هنرمندان به عنوان قشری فرهیخته، تأثیرگذار و مورد توجه مردم نقشی قابل اعتنا و مهم بر عهده دارند. در حاشیه آیین اختتامیه جشنواره «فروغ ابدیت» که در امتداد اعتراض مسلمانان به ساخت شبه‌فیلم موهن علیه پیامبر اعظم(ص) برپا شده بود، فرصت پیدا کردیم تا در مورد علت اهمیت مسئله سبک زندگی، دقایقی با دکتر حسین قنادیان رئیس سازمان بسیج هنرمندان هم‌صحبت شویم. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گفت و شنود است.

جناب قنادیان! یکی از مهم‌ترین مطالبات و دغدغه‌های رهبری که طی یک سخنرانی در خراسان شمالی به آن اشاره داشتند، اصلاح سبک زندگی و به تعبیری درست‌تر ترویج و تبیین سبک زندگی اسلامی است. با توجه به اینکه هنرمندان به عنوان یکی از بخش‌های تأثیرگذار در جامعه تلقی می‌شوند آیا شما و همکارانتان در سازمان بسیج هنرمندان برنامه یا راهبردی برای تحقق این خواسته فرهنگی ایشان طرح‌ریزی کرده‌اید؟

در حوزه سبک زندگی عوامل مؤثر و متعددی درگیر هستند. شاید اگر بخواهیم وزنی را به این عوامل بدهیم یکی حوزه «هنر» و دیگری بخش «رسانه» بیشترین نقش را دارند. این دو بخش برای اینکه بتوانند سبک زندگی اسلامی را به خوبی و مناسب معرفی بکنند باید تدابیر و برنامه‌ریزی‌هایشان به گونه‌ای باشد که این کارها و برنامه‌ها به دل‌های مردم بنشیند و حس پذیرش آنها در مخاطب ایجاد بشود. بخش هنری این موضوع به عهده سازمان بسیج هنرمندان است که در این رابطه لازم است زمینه آشنایی هرچه بیشتر هنرمندان با معارف اسلامی و با آموزه‌های دینی و سیره نبوی را ایجاد بکند تا خود هنرمندان این سبک زندگی را در حوزه عمل و رفتار خودشان پیاده بکنند. هنرمندان بعد از اینکه توانستند این اتفاق را در زندگی خودشان حادث بکنند باید بتوانند با خلق آثارهنری این مباحث را به صورت «زیبا»، «جذاب» و در عین حال «مورد و پذیرش مخاطب» آنها را به همه مردم جامعه هم عرضه بکنند. طبیعی است برای عرضه این قبیل هنرمندی‌ها باید رسانه هم وارد کار بشود. در واقع ورود رسانه به این کار برای نشر و ترویج آثار هنرمندانه هنرمندان است، به همین دلیل است که باید یک پیوند بسیار دقیق و در عین حال منسجمی بین هنرمندان و رسانه‌ها برقرار بشود. اینکه می‌گوییم رسانه صرفاً منظور هر کدام از سازمان‌ها و بخش‌های مختلف مانند صداوسیما، مطبوعات یا فضای مجازی به تنهایی نیست، بلکه منظور مجموعه‌ای متشکل از تمامی رسانه‌هاست. با کمک همه صنایعی که می‌توانند در تبلیغ، ترویج و نشر آثار هنری مؤثر باشند، باید برای کمک و نتیجه بخش کردن ثمره تلاش هنرمندان به این عرصه ورود کنند.

به نظر می‌رسد که باید هم حوزه بسیج هنرمندان و هم بسیج رسانه با کمک جامعه هنری و رسانه‌ای برای انجام این مهم به عرصه مورد نظر وارد بشوند، شاید مهم‌ترین نقطه کانونی مسئله ترویج سبک زندگی اسلامی که همه بخش‌ها از جمله هنرمندان و رسانه‌ها باید به آن توجه داشته باشند، تبیین و ترویج سیره نبوی و نحوه زندگی حضرات معصومین(ص) است.

همانگونه که فرمودید نمایش سیره نبوی و تقریر و فعل ائمه هدی(ع) در زندگی امروز ما همان سبک اسلامی است که از جانب رهبری مورد مطالبه قرار گرفته است. آیا می‌توان عنوان سبک زندگی ایرانی را از دل این مسئله استخراج کرد یا به طور کلی چه تناسب و وابستگی‌ای بین سبک زندگی اسلامی و ایرانی وجود دارد؟

وقتی که ما می‌گوییم مسلمان ایرانی یا کسانی که در کشور ایران زندگی می‌کنند (با توجه به اینکه اکثریت جمعیت کشورمان مسلمان هستند) قطعاً مذهب و دینش هم بر اساس اسلام شکل گرفته است. اگر ما آیین‌ها و سنت‌هایی داشته باشیم که در طول تاریخ ساری و جاری بوده‌اند و امروز به دست ما رسیده‌اند عموم اینها و آنچه را که به تعبیری مکتب اسلام و تعالیم پیامبر بر آنها صحه گذاشته است، در زندگی ما جاری هستند و آن بخشی را هم که مورد تأیید قرار نداده است، فرهنگ عمومی به آنها اقبال نمی‌کند.

در واقع مردم آنها را به عنوان آیین و سنت ایرانی مورد شناسایی قرار نمی‌دهند. ما می‌خواهیم بگوییم آنچه را که امروز به عنوان مسلمان و ایرانی از آن نام می‌بریم، دو جزء جدا از هم نیستند و در یک پیکر با عنوان آموزه‌های قرآن و اسلام قرار گرفته‌اند که به نام مسلمان ایرانی در زندگی جریان دارد. خیلی از سنت‌های ایرانی را داشتیم که پس از ورود اسلام به کشورمان از طرف دین خدا مورد تأیید و تأکید قرار نگرفتند که به همین علت و به دلیل تقید مردم به اسلام دیگر مورد نظر آنها قرار نگرفته و به فراموشی سپرده شده است، بنابراین ما این یکپارچگی بین هویت اسلامی و ایرانی را در یک مسلمان ایرانی و در قالب سبک زندگی اسلامی مشاهده می‌کنیم.

به نظر شما ضرورت طرح این مبحث از جانب مقام معظم رهبری در این برهه زمانی آن هم با سطح قابل توجهی از حساسیت چه می‌تواند باشد؟ آیا ممکن است که ایشان با این فرموده‌شان یک خطر مهم مثل خطر نابودی یا استحاله فرهنگ زندگی اسلامی- ایرانی را گوشزد کرده باشند؟

به نظر می‌رسد آن چیزی که وجه ممیز ما با غرب و بیگانگان است، فرهنگ ماست. این فرهنگ باید در یک جایی تجلی داشته باشد یا در آثار هنری یا در حوزه علوم یا در حوزه رفتار قابل نمایش و بررسی باشد، یعنی به تعبیری دیگر در حوزه نظری، تولیدات و رفتار این فرهنگ خودش را نشان می‌دهد. اگر ما رفتارمان با اندیشه‌ها و ارزش‌هایمان تطابق نداشته باشد یا به تعبیری دیگر اگر اندیشه الهی داشته باشیم ولی رفتار و عمل ما یک عمل الهی و اسلامی نباشد، فرقی با دیگر افراد مشابه که قید و شرط دینی ندارند، نخواهیم داشت. حرف این است اگر تیپ ظاهری و رفتار ما برگرفته از اندیشه الهی نباشد و همانند رفتار و کردار همتراز با دیگر فرهنگ‌ها باشد، دیگر نمی‌توان به آن اندیشه تفاخر کرد، چراکه آن اندیشه عامل تأثیر و تفاوت بین عمل ما با کسانی که اعتنایی به اندیشه الهی ندارند، نبوده است.

ما باید خودمان و رفتارمان را با اندیشه اسلامی تطابق بدهیم تا حاصل این تطابق در تولیدات هنری و مؤثر ما متجلی گردد. این اتفاق و منطبق‌سازی رفتار، زیبنده هر ایرانی است تا به وسیله آن بتواند مسلمان و ایرانی بودن خودش را نمایان کند. دلیل عمده و اصلی که رهبر معظم انقلاب هم به این مسئله انذار می‌دهند، این است که به رغم سپری شدن بیش از ۳۰ سال از پیروزی انقلاب در حوزه فرهنگ و کار فرهنگی قدری ضعیف عمل کرده‌ایم. ما در تولید بسیاری از علوم و صنایع مختلف پیشرفت‌های قابل توجهی با لطف خدا و همت مردم داشته‌ایم. از جمله در حوزه‌های هسته‌ای، فضایی و پزشکی جزو برترین کشورهای دنیا هستیم اما در حوزه فرهنگ مقداری کم‌کار بوده‌ایم. ما پشتوانه‌های فکری و نظری خوبی داریم اما متأسفانه در حوزه عمل و رفتار اجرا ضعیف هستیم. در این دهه که دهه پیشرفت و عدالت نام دارد، باید تأثیر این پیشرفت‌ها را نشان بدهیم، یعنی به همگان نشان بدهیم که فرهنگ ما بالنده، به‌روز و برای پاسخگویی به نیازهای رفتاری و عملی جامعه بشری، فرهنگی توانمند است، بنابراین لازم و ضروری است که تمامی بخش‌ها با هم و تقریباً به صورت یکسان رشد و پیشرفت کنند، پس بهتر است در این برهه زمانی که دهه پیشرفت و عدالت نام دارد، فاصله و خلأ به وجود آمده در این بخش را با تلاش و همت مضاعف پر کنیم، به همین علت است که رهبر انقلاب ضمن گوشزد کردن مسائل مختلف، فلش و جهت اصلی را به سمت فرهنگ و کارهای فرهنگی- اخلاقی بردند تا بتوانیم آرمان‌ها و اهداف فرهنگی و راهبردی انقلاب را پیاده‌سازی و تبیین بکنیم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 طبق آمارها در سال‌های اخیر طلاق در کشور ما رشد چشم‌گیری داشته است. شاید این امر در کشورهای غربی که روابط در آن‌ها بر اساس فردگرایی شکل می‌گیرد و دین از جایگاهی تشریفاتی برخوردار است کسی را به تعجب واندارد اما وقوع این مسئله در کشور اسلامی ما بسیار تأمل‌برانگیز است، چرا که آموزه‌های دین  سراسر از توصیه‌هایی در جهت حفظ و استحکام هر چه بیشتر نهاد خانواده است.

 اسلام به حفظ نهاد خانواده اهتمام ویژه‌ای دارد. در یک جمله می‌توان گفت خانواده شاهراه اصلی رسیدن به پیشرفت و کمال است و همین جایگاه عظیم سبب شده که عوامل مختلف دست به دست هم دهند تا این مسیر را مسدود کنند. دشمن از این راه درصدد است تا با هدف گرفتن خانواده و تقدس زدایی و از بین بردن کارکردهای آن جلوی پیشرفت جامعه را بگیرد زیرا پیشرفت و سلامت جامعه در گرو خانواده‌ی سالم است.

یکی از راهبردهای غرب در راستای این هدف،‌ تغییر سبک زندگی است. این پدیده را که از پایه‌های اصلی مدرنیته به شمار می‌رود و تغییر ارزش‌ها را نیز به دنبال دارد، می‌توان عامل اصلی طلاق در عصر حاضر به شمار آورد که سبب کم‌رنگ شدن معنویت و تغییر هویت فردی و اجتماعی فرد و در نتیجه تضعیف و فروپاشی نهاد مقدس خانواده می‌شود.

به همین دلیل هویت زن و مرد مسلمان در عرصه‌ی دین و اجتماع؛ نقطه‌ی استراتژیک تهاجم غرب در عرصه‌ی جنگ نرم به شمار می‌رود که متأسفانه با تمام تجهیزات مدرن خود از جمله ماهواره، اینترنت، کتاب و … آن را نشانه گرفته‌اند. در این نوشتار ابتدا به اختصار دیدگاه اسلام را در مورد تشکیل خانواده و ضرورت حفظ آن مورد بررسی قرار می‌دهیم و سپس به بررسی دلایل افزایش طلاق می‌پردازیم.

خانواده، مقدس‌ترین نهاد در اسلام

از منظر اسلام خانواده مقدس‌ترین نهاد و بستری برای آرامش، تربیت و رشد نسل به شمار می‌آید. اهمیت این مسئله از آنجایی است که خانواده پایه‌ی اصلی جامعه است و جامعه‌ی سالم در گرو خانواده‌ی سالم می‌باشد؛ چرا که اولین نهادی است که فرد به آن ورود پیدا می‌کند و در آن پرورش می‌یابد. در متون دینی ما توصیه‌های فراوانی در راستای تقدس و تحکیم پایه‌های خانواده وارد شده است.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «مردان و زنان بی‌همسر خود را همسر دهید، همچنین بندگان و کنیزان صالح و درست‌کارتان را، اگر فقیر و تنگ‌دست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی‌نیاز می‌کند. خداوند گشایش‌دهنده و آگاه است.»[۱]  و در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «و از جمله نشانه‌های خدا این است که برای شما همسرانی آفرید که با آن‌ها آرامش پیدا کنید و در میانتان دوستی و مهربانی قرار داد.»[۲]

این ۲ آیه و آیات بسیار دیگری بر ضرورت ازدواج و تشکیل خانواده تأکید می‌کنند و زن و مرد را مایه‌ی آرامش یک‌دیگر می‌دانند. این دقیقاً مخالف دیدگاهی است که در جامعه به وجود آمده است. دیدگاهی که راحتی و آرامش را مختص به دوران تجرد و ازدواج را آغاز تمام مشکلات و گرفتاری‌های می‌داند و مشکلات اقتصادی را عاملی برای فرار از ازدواج بیان می‌کند که به طور حتم تبعات آن گریبان جامعه را خواهد گرفت. در حالی که خداوند در سوره‌ی نور آیه‌ی ۳۲؛ به بندگان خود وعده داده است: «اگر فقیر و تنگ‌دست باشید خداوند از فضل خود شما را بی‌نیاز می‌کند» و خداوند هرگز از وعده‌ی خود تخلف نمی‌کند…

پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرمایند: «هیچ بنیانی در اسلام محبوب‌تر از ازدواج در نزد خداوند نیست»[۳]

همچنین در حدیث دیگری می‌فرمایند: «هر که ازدواج کند نصف دین خود را حفظ کرده است، پس در نیمه‌ی دیگر از خدا تقوا پیشه کند.»[۴]

در این احادیث و احادیث بسیار دیگر بر ضرورت تشکیل خانواده به عنوان راهی برای رسیدن به کمال و پیشرفت معنوی تأکید شده است؛ همچنین احادیث فراوانی در مورد حقوق متقابل زن و شوهر وارد شده است که اگر آن‌ها را چراغ راه زندگی خود قرار دهند از این راه پر خطر به سلامت عبور خواهند کرد و هرگز در زندگی به مشکلات حاد و لاینحلی که منجر به جدایی می‌شود بر نخواهند خورد؛ اما دلیل این همه مشکلات ما این است که متأسفانه به دین به عنوان دستورالعملی برای زندگی نگاه نمی‌کنیم.

از منظر دین علاقه و معنویت را می‌توان به منزله‌ی دو پایه‌ی اصلی برای خانواده به شمار آورد که با حذف و سست شدن یکی از آن دو؛ شمارش معکوس برای فروپاشی خانواده آغاز می‌شود. اتفاقی که در عصر حاضر می‌توان به وضوح آن را مشاهده کرد.

تغییر سبک زندگی و دوری از آموزه‌های اسلام

تغییر سبک زندگی را می‌توان ارمغان مدرنیته در عصر حاضر به شمار آورد. به عقیده‌ی برخی، به وجود آمدن شیوه‌های جدید زندگی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است که با حرکت جوامع به سمت پیشرفت و صنعتی شدن رخ می‌نماید؛ اما حقیقت این است که پایه و اساس سبک زندگی در جامعه‌ی سنتی ایران بر اساس اسلام بنا شده است و تغییر آن به منزله‌ی تغییر سبک زندگی اسلامی به شیوه‌های مدرن و وارداتی است که با فرهنگ اسلامی ما هیچ گونه همخوانی ندارد و در نتیجه تغییر هویت فرد مسلمان را به دنبال دارد. در حقیقت هویت و سبک زندگی با یک‌دیگر رابطه‌ای دوسویه دارند و بر یک‌دیگر تأثیر متقابل می‌گذارند.

با مقایسه‌ی شیوه‌های زندگی دهه‌های اخیر به خوبی می‌توان سرعت این تغییرات را دریافت. این مسئله در جامعه‌ی امروز ابعاد بسیار وسیعی پیدا کرده است و شیوه‌ی زندگی افراد در مقیاس فردی، خانوادگی، اجتماعی و… روز به روز بیشتر از معیارهای اسلامی فاصله می‌گیرد.

از مصادیق تغییر سبک زندگی می‌توان به تغییر الگوی تأمین معاش در خانواده به تقلید از کشورهای غربی اشاره کرد؛ البته نمی‌توان ضرورت‌های جامعه‌ی امروز را برای حضور زنان در برخی مشاغل زنانه نادیده گرفت اما آنچه در حال حاضر در جامعه‌ی ما اتفاق می‌افتد این است که حتی در مواقع غیر ضروری و تنها با این استدلال که زن باید به استقلال مالی برسد تا به مرد وابسته نباشد، به اشتغال بیرون از منزل روی می‌آورند که این مسئله به خودی خود عامل به وجود آمدن مشکلات بسیاری برای فرد و جامعه خواهد شد که شایسته است در مقاله‌ای مجزا و به صورت تفصیلی به این مسئله پرداخته شود.

در حالی که اسلام بنا به مصالحی که متوجه خود زن، خانواده و اجتماع است. زحمت کار بیرون از منزل را از دوش زن برداشته و به عهده‌ی مرد قرار داده است اما متأسفانه می‌بینیم که اشتغال بیرون از منزل برای زنان ما به عنوان یک ارزش در آمده است و در عوض خانه‌داری و تربیت فرزند به وقت هدر دادن و سوزاندن فرصت‌های پیش روی زنان ما تبدیل شده است.

مسئله‌ی مهم دیگر تغییر سبک ساده زیستی است که تا همین چند سال اخیر بر خانواده‌های ایرانی حاکم بود و روی آوردن به زندگی تجملاتی و ایجاد مصرف‌زدگی در بین خانواده‌هاست؛  متأسفانه در این مسئله هم مشاهده می‌کنیم که بیشترین تلاش دشمن در تغییر روحیه‌ی زنان بوده است زیرا آنان هسته‌ی اصلی خانواده را تشکیل می‌دهند و بر نوع نگرش همسر و فرزندان بسیار اثرگذار می‌باشند؛ همچنین همین مسئله خود از دلایل اصلی روی آوردن به اشتغال بیرون از منزل است. به هر حال این مسئله به خودی خود سبب به وجود آمدن انحراف‌های فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی افراد می‌شود که متأسفانه طلاق یکی از اصلی‌ترین آسیب‌های آن است.

تغییر نوع تعامل زن و مرد هم از مواردی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله ماهواره‌ها به سبک غربی آن درآمده! در این میان برگشتن به آموزه‌های اسلام و برگرداندن آرامش به کانون خانواده بهترین راهکار حل این مشکلات می‌باشد. اگر چه گاهی مشاوران ما هم توصیه‌هایی به طرفین می‌کنند که نه تنها کمکی به حل مشکلاتشان نمی‌کند بلکه با آموزه‌های دین ما هم در تناقض کامل است!

حقیقت این است؛ با تغییر سبک زندگی که مسلماً به دنبال خود تغییر ارزش‌ها را نیز در پی خواهد داشت، نهاد خانواده از درون تضعیف خواهد شد که از این مسئله می‌توان به عنوان عامل اصلی طلاق نام برد زیرا اولین قربانی آن معنویت است که درون سبک زندگی غربی، باورها و فرهنگ جدید آن استحاله می‌گردد و همان‌طور که ذکر شد، معنویت از ارکان اصلی خانواده در اسلام به شمار می‌آید که خانواده بر پایه‌ی آن بنا شده است.

متأسفانه در جامعه شاهد این مسئله هستیم که الگوگیری غلط خانواده‌ها و جوانان سبب افزایش ناسازگاری بین زن و مرد، مصرف‌گرایی، تغییر نوع پوشش و … شده است. آنچه در این بین از اهمیت به‌سزایی برخوردار است، این است که باید مراقب باشیم تا شیوه‌های جدید زندگی با فرهنگ دینی ما سازگار باشد و به تغییر و استحاله‌ی ارزش‌ها و اعتقادات ما نینجامد.

استراتژی غرب در تغییر هویت زن مسلمان

با بررسی علل طلاق به خوبی متوجه این مسئله می‌شویم که اصلی‌ترین راهبرد غرب در تضعیف نهاد خانواده تغییر هویت زنان مسلمان است که با القای زن‌محوری، تضعیف نقش مرد، تضعیف نقش مادری و همسری، کم ارزش جلوه دادن خانه‌داری و ارزشمند جلوه دادن مشاغل بیرون از منزل، مصرف‌زدگی و … ابتدا به تغییر نگرش زنان مسلمان و در نتیجه به تقدس‌زدایی و سست کردن پایه‌های خانواده می‌انجامد. آن‌ها با درک نقش محوری و اهمیت جایگاه زن در خانواده به خوبی دریافته‌اند که برای رسیدن به اهداف خود گام اول را باید از این نقطه آغاز کنند.

این مسئله که تمایز حقوق زن و مرد به تفاوت نوع آفرینش و تفاوت نیازها و توانایی‌های آن‌ها برمی‌گردد بر هیچ فرد عاقل و منصفی پوشیده نیست و اسلام را می‌توان اصلی‌ترین حامی و مدافع حقوق زنان به شمار آورد زیرا نه تنها حقوق زن در اسلام نادیده گرفته نشده بلکه در تمامی احکام و دستورات آن ظرافت روح و جسم زن در نظر گرفته شده، مسئله‌ای که هرگز در نظریه‌های فمینیستی و به اصطلاح بشر دوستانه‌ی غرب دیده نشده است اما آنان با غیرعادلانه خواندن احکام اسلام در مورد زنان و به دست گرفتن پرچم حقوق بشر؛ شروع به سر دادن شعارهایی کردند که ظاهری زیبا و فریبنده‌ داشت، ولی از درون پوچ و دروغین بود و بیشترین حمله‌های خود را متوجه مسئله‌ی تمایز بین حقوق زن و مرد کردند.

از نظر پرچم‌داران دفاع از حقوق زنان، زیر بار مسئولیت همسری و مادری رفتن سبب پایمال شدن حقوق زن و در عوض کم رنگ شدن یا نپذیرفتن این نقش‌ها و الگو قرار دادن مردان در اشتغال بیرون از منزل و انجام کارهای مردانه سبب اقتدار و شکوفایی آنان خواهد شد.

فارغ از نتایج افکار فمینیستی در غرب باید اذعان داشت؛ افراط در این مسئله غرب را با چالشی جدّی مواجه کرده است، مانند فردی که در باتلاق گرفتار می‌شود و هر چه بیشتر دست و پا می‌زند و برای نجات خود تلاش می‌کند بیشتر در آن فرو می‌رود و می‌خواهد تا دیگران را نیز با خود به درون باتلاق بکشد.

در واقع غرب خود اولین قربانی نظریه‌های دور از عقل و منطق فمینیستی است که نتیجه‌ای جز تحقیر زن، کمبود عاطفی، نبود امنیت، به چالش کشیدن مفهوم مادری، افزایش میزان خشونت در خانواده، افزایش آمار طلاق، افزایش کودکان نامشروع، رواج گسترده‌ی زندگی‌های مجردی، گسترش همجنس‌گرایی و در یک جمله نابودی زن و نابودی انسانیت را در پی نداشته است.

با تأمل در نظریه‌های فمینیستی متوجه این مسئله می‌شویم که بین شعار فمینیست‌ها مبنی بر احقاق حقوق زنان و آنچه در عمل اتفاق می‌افتد تناقض آشکاری وجود دارد، زیرا زن از حقوق اولیه‌ی خود که آرامش و امنیت روانی در سایه‌ی خانواده است و با قیومیت مرد حاصل می‌شود محروم می‌گردد و با نادیده گرفتن نقش همسری، مادری و … به طلاق و فروپاشی نهاد خانواده دامن می‌زند که این مسئله خود جامعه را با بحران جدّی مواجه می‌سازد اما این مسئله در آموزه‌های فمینیستی فراموش شده که زن خود عضوی از پیکر جامعه است و اولین آسیب متوجه خود اوست!

در حالی که دین اسلام از همان ابتدا برای زن جایگاهی بسیار رفیع قائل شده و زن و مرد را مکمل یک‌دیگر قرار داده است و در مقابل ظلم و ستمی که به زنان روا می‌شده به مردان توصیه‌های فراوانی کرده است که با زنان به گونه‌ای شایسته رفتار کنید و به آن‌ها محبت کنید و همین طور در مسئله‌ی حق رأی برای زن و مرد حقوق مساوی قائل شده و برای وی حق مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی را قرار داده است…

قبح زدایی از مغبوض‌ترین حلال خدا

با بررسی آیات و روایات اسلامی درمی‌یابیم به همان اندازه که در اسلام بر ازدواج و تشکیل خانواده تأکید شده، به همان اندازه نیز به حفظ و نگهداری از آن سفارش شده است. چرا که نهال خانواده برای ادامه‌ی حیات و به ثمر نشستن خود نیاز به رسیدگی و مراقبت ویژه‌ای دارد. در آیات و روایات از طلاق به عنوان مغبوض‌ترین حلال خداوند یاد شده است؛ همچنین در آیات بسیاری بر ضرورت حفظ خانواده تأکید شده و طلاق به عنوان آخرین راه حل و تنها در صورتی که سبب عسر و حرج فرد شود، توصیه شده است.

اگرچه درک محدود انسان سبب می‌شود که به طور کامل به مصالح و مفاسد امور آگاهی پیدا نکند اما با بررسی پیامدهای طلاق تا حدودی می‌توان به دلایل منفور بودن این مسئله در اسلام پی برد. آسیب‌های فردی و اجتماعی طرفین بعد از طلاق (به خصوص خانم‌ها) همچنین سرنوشت مبهم فرزندان، آسیب‌های روحی و روانی که از طلاق والدین نصیبشان می‌شود و مسائل و مشکلات فراوانی که از این راه گریبان جامعه را می‌گیرد و …؛

از جمله مشکلاتی است که با فروپاشی یک خانواده به وجود می‌آید. فهم این مسائل شاید تا حدودی به درک ضرورت گذشت زن و مرد در برابر یک‌دیگر کمک کند؛ البته در صورتی که روحیه‌ی فردگرایی بر آن‌ها حاکم نشده باشد اما حقیقت این است که با تغییر سبک زندگی و تغییر ارزش‌ها، روح معنویت در بین خانواده‌ها کم‌رنگ‌ شده و همین مسئله سبب گردیده تا مفاهیم ارزشی و اخلاقی مانند «گذشت» در زندگی به باج دادن یا کم آوردن در برابر یک‌دیگر تعبیر شود!

متأسفانه در حال حاضر کوتاه شدن عمر زندگی مشترک به یک مسئله در جامعه‌ی ما تبدیل شده که اگر به زودی برای حل آن چاره‌ای اندیشیده نشود به زودی به یک بحران جدّی تبدیل خواهد شد که این مسئله هوشیاری مردم، مسئولین و نخبگان را می‌طلبد. عمق فاجعه تا آن جایی است که علاوه بر افزایش این معضل بزرگ، جامعه در راستای قبح‌زدایی از این مسئله گام برمی‌دارد. برگزاری جشن طلاق به تقلید از فرهنگ غرب و دعوت دوستان و آشنایان برای شرکت در این مراسم در جامعه‌ی اسلامی ما جای بسی تأسف و تعجب دارد.

وقتی زندگی رنگ و بویی از دین و فرهنگ اسلام نداشته باشد، وقتی خانواده تقدس خود را در دید افراد از دست بدهد و ازدواج بیشتر جنبه‌ی تشریفاتی پیدا کند. وقتی ازدواج‌های سنتی که بر پایه‌ی فرهنگ اسلامی و شناخت و باور صحیح از زندگی مشترک جای خود را به ازدواج‌هایی به سبک مدرن و دوستی‌های خیابانی، اینترنتی و … بدهد. دیگر قبح‌زدایی و برگزاری جشن طلاق به شیوه‌ی مدرن امری دور از ذهن و تعجب‌برانگیز نخواهد بود!

نتیجه‌گیری

در نهایت می‌توان دور شدن از آموزه‌های اسلام و ضعف و تسلیم در برابر تهاجم فرهنگی غرب را به عنوان مهم‌ترین عامل در تغییر فرهنگ اسلامی و در نتیجه افزایش آمار طلاق دانست.

۳ گام اصلی که می‌توانند در برابر هجمه‌های همه‌جانبه و برنامه‌ریزی‌های کلان و بلندمدت دشمن در تغییر هویت دینی ما در بلند مدت مؤثر واقع شود عبارت‌اند از:

۱٫ بیداری و آگاهی در برابر اهداف و راهبردهای غرب؛

۲٫ بازگشت به بطن دین؛

۳٫ نظریه‌پردازی در حوزه‌های مختلف با استفاده از متون و منابع دینی.

متأسفانه سیر صعودی آمار طلاق در کشور ما از این حقیقت تلخ حکایت می‌کند که نه تنها از اهداف و راهبردهای غرب اطلاعی نداریم، بلکه کورکورانه تن به خواسته‌های آن‌ها نیز داده‌ایم و در جهت اهداف و برنامه‌ریزی‌های آن‌ها حرکت کرده‌ایم. متأسفانه در مقابل سال‌ها تلاش و پشت‌کار غرب در تخریب فرهنگ اسلامی و تضعیف نقش واقعی زن، به عنوان یک مسلمان اقدام درخور توجهی انجام نداده‌ایم.

شاید بتوان سادگی و خوش‌باوری برخی افراد در برابر سیاست‌های غرب را دلیل اصلی مشکلات آن‌ها به شمار آورد در حالی که منابع عظیمی از دستورات و راهکارهای اسلام را برای زندگی موفق در اختیار داریم که در دل آن‌ها هزاران نظریه در تمام ابعاد زندگی نهفته است و به جای نظریه‌پردازی و ارائه‌ی الگو به دیگر کشورها خود به تقلید کورکورانه از آن‌ها می‌پردازیم و هر آنچه را که غرب به اسم آزادی و حقوق بشر و مدرنیته و … به ما القا می‌کند به حکم ضرورت می‌پذیریم.

با توجه به این مسئله که تک تک ما در برابر حفاظت از فرهنگ و دین خود مسئولیم اما در این بین نخبگان نیز می‌توانند با بررسی متون اسلامی و استخراج نظریه‌های مختلف در حوزه‌ی زنان و خانواده گام مؤثری بردارند؛ همچنین رسانه‌ها می‌توانند در ترسیم هویت واقعی زن مسلمان و ارائه‌ی الگوی موفق زندگی نقشی اساسی ایفا کنند. مسئله‌ای که متأسفانه کمتر در فیلم‌ها و سریال‌های مشاهده می‌کنیم و در اکثر موارد شأن واقعی زن در فیلم‌ها نادیده گرفته می‌شود.

دولت نیز می‌تواند با حمایت‌های قانونی و اجتماعی از زنان خانه‌دار سبب شود تا زنان هویت واقعی خود را در درون خانه جست‌وجو کنند؛ همچنین تقویت روح معنویت از راه نظام آموزشی،‌ رسانه و انتقال آن به نهاد خانواده می‌تواند در کاهش معضلات اجتماعی از جمله طلاق اثر گذار باشد. (*)

پی‌نوشت‌ها:


[۱] . سوره‌ی نور: ۳۲

[۲].سوره‌ی روم: ۲۱

[۳] . حر عاملی، ج ۴، ص ۳

[۴]. حر عاملی، بی‌تا، ج ۴، ص ۵

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

در عرصه رفع نیاز‌های ابزاری پیشرفت های قابل توجهی در کشور انجام شده است اما برای ساخت یک تمدن اسلامی نیازهای اساسی تری نیز وجود دارد که مورد غفلت واقع شده است. مهمترین این نیاز‌ها، نیاز به سبک‌ زندگی (سلوک عملی) منطبق بر جهان بینی اسلام است.

رهبر معظم انقلاب در استان خراسان شمالی نکات بسیار مهمی را در این خصوص بیان نمودند که نکته وار بیان می شود:

· معنای تمدن سازی نوین اسلامی، پیشرفت همه جانبه در هر دو بخش ابزاری (علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسى و نظامى، اعتبار بین‌المللى، تبلیغ و ابزارهاى تبلیغ و …) و متنی (سبک زندگی) است.

· سبک زندگی بخش نرم افزاری تمدن است و عدم پیشرفت در آن باعث می شود که بخش ابزاری به تنهایی نتواند جامعه را رستگاری ببخشد.

· پیشرفت ما در این بخش چشمگیر نیست.

· نخبگان باید در محیط اجتماعى گفتمانى به وجود بیاورند که ناظر به رفع آسیب های سبک زندگی باشد.

· رشد حجمی و کیفی در فقه و حقوق اسلامى بیش از اخلاق اسلامى و عقل عملى اسلامى بوده است.

· براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامى، بشدت باید از تقلید پرهیز کنیم.

اینفوگرافی حاضر در پنج حوزه، دغدغه های رهبر معظم انقلاب را در سبک زندگی ایرانیان دسته‌بندی کرده است. امید است این کار سرآغازی برای پرداختن به سلوک عملی جامعه ما شود

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

تاریخ، انسان‌های بزرگی را سراغ دارد که الگوی زیبایی از سبک زندگی و تمدن مبتنی بر آموزه‌های اسلامی را در عمل به نمایش گذاشته‌اند. هر چند این فرهنگ از فرهنگ‌های تمدنی عظیم است که انسان‌های بزرگی را تربیت کرده، اما مؤلفه‌های آن به علل مختلف دستخوش تغییراتی شده و روش زندگی کنونی را با چالش‌هایی مواجه کرده است.

اکنون که مقام معظم رهبری سبک زندگی اسلامی و مولفه‌های آن را مورد تأکید و توصیه قرار دادند، فرصتی به وجود آمد تا با اصلاح سبک زندگی، رنگی دیگر به زندگی بخشید و تمدن مدرن اسلامی ایجاد کرد.

یکی از مهم‌ترین مولفه‌های دستیابی به این سبک زندگی، بازخوانی سبک زندگی پیشوایان و انبیای الهی است که درس روشنی برای از سرگیری سیره‌ای جدید در زندگی انسا‌ن‌ها است.

ما در کشوری زندگی می‌کنیم که پایه و اساس آن بر مبنای مردم‌سالاری دینی شکل گرفته است، اما باید توجه داشت که این مردم‌سالاری باید در تمامی عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و… ظهور و بروز داشته باشد.

اما آنچه که به عنوان نمونه در عرصه اقتصادی حاکمیت دارد، سرمایه‌سالاری اقتصادی است که در غرب تجربه ناموفقی داشته است.

 سرمایه‌سالاری اقتصادی یا مردم‌سالاری اقتصادی

مقام معظم رهبری چند سال قبل در دیدار اعضای هیئت دولت با ایشان یکی از راه‌های اساسی و منطقی استقرار عدالت در کشور را توسعه اقتصاد تعاون عنوان کردند؛ این همان بهره‌گیری از سبک اقتصاد اسلامی است که در آیات و روایات بدان تاکید شده است، چرا که یک اقتصاد مردمی می‌تواند به روند توسعه و پیشرفت کشور کمک کند، بنابراین تاکید بر اجرایی شدن اصل ۴۴ قانون اساسی به همین منظور بوده است.

یک باور اساسی در روح اصل ۴۴ قانون اساسی نهفته است که اقتصاد کشور به دست خود مردم اداره شود و این نوع اقتصاد می‌تواند در برابر فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها مقاوم باشد، اما با وجود اینکه مقام معظم رهبری سال‌ها بر مردم سالاری اقتصادی تاکید دارند و مسئولان و نخبگان را متوجه این مهم می‌کنند، کماکان این خلاء وجود دارد و تحرک محسوسی در واگذاری امور به مردم مشاهده نمی‌شود.

راه شکوفایی اقتصادی و مقابله با فشارهای اقتصادی دشمن، تلاش در مسیر مردمی‌کردن اقتصاد با اجرای سیاست‌های اصل ۴۴ قانون اساسی است.

لازمه ایجاد اقتصاد مقاومتی، مردم‌سالاری اقتصادی است، متاسفانه ما پس از دوران دفاع مقدس به جای اینکه به سمت مردم‌سالاری اقتصادی برویم، سرمایه‌سالاری اقتصادی را در کشور حاکم کردیم.

 این در حالی است که به تعبیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب، اگر مردم به معنای حقیقی کلمه بر مقدرات کشور به ویژه در بعد اقتصادی حاکم شوند، نظام اسلامی در بزنگاه‌های حساس از حمایت‌های مردمی بهره‌مند خواهد شد.

 البته در نظام اقتصادی سبک زندگی اسلامی ، مسئولیت‌هایی بر عهده مردم است که باید نگاه الهی به رزق و کسب سرمایه و اقتصاد دینی و نگاه جهادی به رشد اقتصادی داشته باشند.

علاوه بر این، اسلام دین جامعی است که برای تمامی رفتارها،‌ منش‌ها و برنامه‌های زندگی دستورات قابل فهمی ارائه کرده است. به این خاطر وقتی صحبت از سبک زندگی اسلامی می‌شود، می‌توان به تمامی آنچه که مربوط به فرد و جامعه می‌شود توجه داشت.

زندگی شهروندی یکی از عرصه‌های مهمی است که خلاء رفتارهای منبعث از آموزه‌ها و تمدن اسلامی در آن محسوس است.

زندگی شهروندی تمامی مسائل مربوط به مدیریت کلان شهری از قبیل حقوق شهروندی، مشارکت شهروندان، مسائل فرهنگی و اجتماعی، حمل و نقل، تفریحات سالم و… را شامل می‌شود که دایره وسیعی از نیازهای شهروندان و مدیریت شهری را در بر می‌گیرد.

 رجوع فطری به ارزش‌های تاریخی و فرهنگی

فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد سبک زندگی و معماری گوشزدی است به فاصله گرفتن جامعه از فضای فیزیکی و کالبدی متعلق به فرهنگ و تاریخ ایرانی و اسلامی جامعه و این فاصله هم در خانه و محله و هم در سیما و منظر شهرهای ما مشهود است.

 اینکه به گذشته بر می‌گردیم، هدف نادیده انگاشتن شرایط فعلی که هم در مصالح ساخت و هم در تکنولوژی ساخت تغییرات عمده‌ای حاصل شده است، نیست بلکه این است که در کیفیت فضاهای ساخته شده منش و فرهنگ خاص جامعه تجلی یافته باشد یعنی در کیفیت فضا به ارزش‌های منبعث از جهان بینی جامعه توجه شده باشد کما اینکه در گذشته از دق الباب گرفته تا حرائم درونی یک مسکن توجه می‌شد.

به تعبیری دیگر رجوع به ارزش‌های تاریخی و فرهنگی جامعه در ساخت و ساز یک رجوع فطری است، به همین دلیل است که ما از خانه و بناهای قدیمی لذت می‌بریم، چون این احساس لذت منبعث از فطرت ماست.

 عدم توجه به حفظ نمادهای دینی

شهرها کانون اصلی همه میراث‌های فرهنگی است. شهرها موزه اندیشه، تفکرات و شیوه نظام‌های حکومتی است. سلسله مراتب اجتماعی میان ساختمان‌های شهری نحوه توزیع به عدالت در جامعه را بیان می‌کند و نمادهای شهری بیانی از حکمت و ارزش‌های جامعه است و به تعبیری هویت فرهنگی و تاریخی آن جامعه را نشان می‌دهد و بازگشت و توجه به تاریخ، فرهنگ و ارزش‌ها در ساخت و ساز بازگشت به هویت جامعه است.

در زمینه فرهنگ اسلامی هم مولفه‌های گسترده‌ای برای اصلاح سبک زندگی وجود دارد که توجه به آنها می‌تواند رفتار و منش هر فرد را با آنچه که مورد تاکید اسلام و پیامبر و ائمه اطهار است نزدیک کند.

 زندگی بر مبنای فرهنگ اسلامی

راستگویی، رعایت ادب در برخورد با دیگران، تاخیرنکردن در کار خیر، کنترل خشم و عصبانیت، پشتکار، غیبت نکردن، مقاوم بودن در مقابل سختی‌ها، پرهیز از حسادت و تکبر، بااخلاص و بی‌ریا بودن، اعتدال در معاش، خوشروبودن، رعایت حرمت والدین، پاکیزه بودن، وفاداری به عهد و پیمان، تکریم مهمان، عیادت از بیماران، مهربانی با یتیمان، کمک به مظلوم، ایثار برای مسکین، قضاوت عادلانه، مصاحبت با نیکان، توکل به خدا و جهاد در راه خدا و… برخی از توصیه‌های پیشوایان دینی ما است که با رعایت آنها می‌توان جامعه‌ای مبتنی بر فرهنگ اسلامی داشت.

یکی از موضوعاتی که در سبک زندگی، مورد توجه اسلام و قرآن کریم است و آن را در سیره و سنت رسول خدا و ائمه هدی به خوبی مشاهده می‌کنیم بحث پیوند بین افراد،‌ گروه‌ها و نهادهای اجتماعی است. مانند : بستن عقد اخوت در بین افراد به عنوان یکی از برنامه‌های پیامبر اسلام .

 مجموعه‌ای از آیات و روایات بر روحیه اخوت و برادری در جامعه اسلامی و بین افراد تاکید دارد، یا در پیوند بین اعضای خانواده، حقوق شرعی برای پدر و مادر نسبت به فرزندان و فرزندان نسبت به والدین در نظر گرفته شد و علاوه بر این، توصیه‌های اخلاقی در مورد آداب معاشرت با یکدیگر در محیط خانه به عنوان یکی از نهادهای تاثیرگذار اجتماعی وجود دارد.

تاکید بر ایجاد ارتباط بین خانواده‌هایی که به صورت نسبی و سببی با هم نسبت‌های خویشاوندی دارند، به عنوان مثال واجب کردن صله رحم و ترک آن به عنوان گناهی از گناهان کبیره از جمله رهنمودهای اسلامی و قرآنی است که تلاش می‌کند مجموعه‌های مختلف را به هم مرتبط کند.

روایات و آیات زیادی در مورد ارتباط مؤمن با عالم، ارتباط با برادر ایمانی، شکل گیری محافل و مجالس مختلف، روح اخوت در جامعه اسلامی و در بین ملت‌های مسلمان و بلاد گوناگون وجود دارد که هدف آنها پیوند اعضای خانواده، جامعه، جوامع اسلامی و تمامی جوامع با یکدیگر برای انسجام اجتماعی است.

بسیاری از رفتارهای غیراسلامی که امروز به صورت یک عادت ناپسند درآمده برگرفته از فرهنگ‌های غیراسلامی است که بویی از آموزه‌های اصیل وحیانی و الهی نبرده‌اند. این رفتارها که البته در ترویج آنها، برخی نهادها از جمله صداوسیما نقش دارند کم کم جایگزین رفتارهای اسلامی می‌شوند.

 تبلیغات فریبنده و مصرف‌گرایی

جلوه‌ای از رفتارهای غیراسلامی، مصرف گرایی است که به گونه‌ای در جامعه رسوخ کرده و مقام معظم رهبری به صراحت این پرسش را مطرح کردند که چرا مصرف‌گرایی برای برخی افتخار شده است؟

بدون تردید رواج مصرف‌گرایی تأمین‌کننده منافع برخی از افراد و مجموعه‌ها است اما روی دیگر سکه، تأثیرات مخرب فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی خانوادگی و فردی این پدیده است که حیات جامعه مبتنی بر آموزه‌های اسلامی را تهدید می‌کند.

مسائلی همچون تبلیغات، رسوم‌ها، ضعف بنیه اعتقادی، مذهبی و دینی از مهم‌ترین دلایل رواج مصرف‌گرایی در جامعه است.

مردم و خانواده‌ها برای مقابله با مصرف‌گرایی باید با شجاعت و هشیاری در خط مقدم مقابله با مصرف‌گرایی قرار بگیرند تا این امر ناپسند و غیراسلامی از جامعه اسلامی ما زدوده شود.

 از سوی دیگر امروز استمرار تبلیغات فریبنده در افراد و خانواده‌ها، یک احساس نیاز کاذب را به وجود می‌آورد که در اینجا نقش خانواده‌ها در سنجش شرایط واقعی برای تامین لوازم و نیازهای خود بسی مهم است.

البته در این زمینه نباید از تاثیر فیلم بر مصرف‌گرایی غافل بود. به این صورت که تماشای برخی فیلم‌های داخلی و خارجی که به صورت غیرمستقیم لباس، کالا، ماشین و حتی ساختمان‌ها را تبلیغ می‌کنند به صورت ناخودآگاه بر مخاطب تاثیرگذار است.

اگر خانواده قبل از تماشای یک فیلم از شیوه‌های تبلیغاتی غیرمستقیم اطلاع داشته باشند و با دقت بیشتری به رصد فیلم‌ها بپردازد، تاثیرگذاری تبلیغات مصرف‌گرایی از شکل ناخودآگاه به خودآگاه تبدیل شده و بی‌ثمر خواهد بود.

 الگوی مصرف و نقش رسانه‌ها

در آموزه‌های نبوی و امامان معصوم(ع) و آنچه که در آیات قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته، الگوی مصرف مؤمنان راستین بر مبنای پرهیز از اسراف و تبذیر، قناعت، رضایت به تقدیر الهی در کنار تلاش، ترویج روحیه ایثار اقتصادی و انفاق و… است.

طبعاً نقش رسانه‌ها به ویژه رسانه ملی در تبیین سبک زندگی اسلامی و نهادینه کردن این مولفه‌ها مهم و کلیدی است .

رسانه ملی به عنوان مثال در ساخت یک فیلم و سریال و یا در برنامه‌های کودک و نوجوان، بررسی‌ها و ملاحظاتی را در دستور کار دارد اما به واقع سئوال ما این است که تا چه حد این بررسی‌ها و ملاحظات بر اساس نگاه اسلامی زیر بنایی انجام می‌شود.

شاید مسئولان صدا و سیما بگویند هدف ما به عنوان مثال از ساخت فلان سریال، این بوده که تلنگری به جامعه برای اصلاح خود بزنیم. خب این درست، اما باید دید چقدر این کار با نگاه فرهنگی و تفکر دینی مطابقت داشته است.

از سویی ما با دیدن برخی از این تبلیغات تلویزیونی ، واقعاً ناراحت می‌شویم که رسانه ملی با این تبلیغات چه اهداف نادرستی را به مخاطب نشان می‌دهد. از دیگر سو ما بعضاً تناقضاتی را در برنامه‌های صدا و سیما مشاهده می‌کنیم و این نشان می‌دهد گویا دقت کافی در این زمینه‌ها وجود ندارد.

 اساساً صدا و سیما حق پخش هر نوع تبلیغاتی را که به گوشه‌ای از سبک زندگی اسلامی افراد به ویژه طیف جوان و نوجوان جامعه آسیب وارد کند را ندارد. مسئولان رسانه ملی اگر در پخش این گونه آگهی‌های بازرگانی مشکل کمبود بودجه دارند، نظام اسلامی موظف است که با تأمین بودجه مناسب این دغدغه را رفع کند.

سبک زندگی اسلامی می‌تواند مقدمه ایجاد تمدن اسلامی باشد، اما مهم اراده فردی و جمعی است که مسیر رسیدن به این هدف بزرگ را هموار می‌کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

شاید مهمترین و راهبردی ترین فراز و بخش سفر رهبر انقلاب اسلامی به استان خراسان شمالی طرح بحث جدید، جذاب و جالب شاخصه های «سبک زندگی اسلامی» و «سبک زندگی غربی» از سوی ایشان باشد. پس از کلیدواژه های «تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی»، «عبرتهای عاشورا و بحث خواص و عوام»، «جنبش نرم افزاری، تولید علم و نهضت آزاد اندیشی» و … اکنون در آستانه دهه پیشرفت و عدالت و در آغاز ورود به مرحله چهارم از مراحل پنجگانه ۱- انقلاب اسلامی ۲- نظام اسلامی ۳- دولت اسلامی ۴- جامعه اسلامی و ۵- دنیا و تمدن نوین و شکوهمند اسلامی، رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب در قامت یک نظریه پرداز مسلط به واقعیات کشور، بحث تئوریک، انتقادی و دقیقی را با عنوان «سبک و فرهنگ زندگی» کلید زدند. ۹ دی این بحث را به طور جدی و آکادمیک پی خواهد گرفت.

«سبک زندگی» چیست؟

مفهوم «سبک زندگی» از جمله مفاهیم علوم اجتماعی و علم جامعه شناسی و مردم شناسی است که اخیراً و در دهه اخیر بسیار مورد توجه عالمان علوم اجتماعی و مدیران فرهنگی قرار گرفته است؛ سبک زندگی معنایی است که از به هم تنیدگی و پیوند و نظام وارگی و شبکه ای بودن عوامل متعددی که در شیوه های زندگی یا اقلیم های زیستن انسان تأثیر می گذارند، به وجود آمده است.

تقریباً در اکثر تعریف های سبک زندگی می توان دو مفهوم را یافت که در تعریف سبک زندگی در نظر گرفته شده است؛ و در واقع هر دو مفهوم هم، به واژه «سبک» باز می گردد: اول، مفهوم وحدت و جامعیت و دوم، مفهوم تمایز و تفارق. به این معنی که سبک زندگی حاکی از مجموعه عوامل و عناصری است که کم و بیش به طور نظام مند با هم ارتباط داشته و یک شاکله کلی فرهنگی و اجتماعی را پدید می آورند. همین پیوستگی، اتحاد و نظام مندی این کُل را از کُل های دیگر متمایز می کند. وجود کلماتی همچون الگو، نظام مندی، کلیت، هویت و تمایز در بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب نیز حاکی از همین مطلب است و به همین دلیل است که امروز از دو مدل و الگوی متمایز و متفاوت سبک زندگی اسلامی و غربی سخن می گوییم. واژگان مترادف سبک زندگی اسلامی: سبک زندگی شیعی، ارزشی، ایدئولوژیک، جهادی، انقلابی، دینی و تعابیر معادل سبک زندگی غربی: سبک زندگی اروپایی، مسیحی، آمریکایی و وسترنیزه می باشد اما آن چه در تعریف های سبک زندگی، جلوه گر می شود آن است که این تعریف قرابت بسیاری با مفهوم هویت پیدا می کند اما با این تفاوت که علاوه بر هویت، مناسبات و رفتارهای عینی و واقعی زندگی را نیز شامل می شود و می توان مثالها و مصداقهایی از زندگی واقعی را شاهد آورد که رهبر انقلاب نیز به بیش از بیست مورد از آنها اشاره کردند.

مفهوم شناسی سبک زندگی

مفهوم سبک زندگی(Life style) از زمره مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پاره ای از واقعیت های فرهنگی جامعه آن را مطرح و به کار می برند و دامنه به کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی رواج زیادی یافته است تا حدی که بعضی معتقدند که این مفهوم قابلیت جانشینی بسیاری از واژگان موجود از جمله مفهوم طبقه را داراست و می تواند به نحو دقیق تری، گویای واقعیت پیچیده رفتارها و حتی نگرش های فرهنگی و اجتماعی در جامعه امروز ما باشد و حتی برخی اندیشمندان به کارگیری آن به جای مفاهیم فراگیری چون قومیت و ملیت را مطرح کرده اند. سبک زندگی در رشته مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها، مدلها و الگوهای کنش های هر فرد اطلاق می شود که معطوف به ابعاد هنجاری، رفتاری و معنایی زندگی اجتماعی او باشد و نشان دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش ها و واکنش های فرد و جامعه می باشد. به عبارتی سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد.

مسائل خرد مقدمه فهم استراتژیک/ روش رهبر انقلاب: از استقراء به استنتاج

از منظری که سبک زندگی و بررسی ابعاد و وجوه آن، حوزه بسیار تخصصی و حرفه ای در مطالعات فرهنگی به خود اختصاص می دهد، مقوله بسیار تعیین کننده و محوری در مطالعات و بررسی های کلان استراتژیک و طراحی چشم اندازهای یک فرهنگ نیز می باشد. اصولاً باید دانست حوزه مطالعات استراتژیک برخلاف بار لغوی آن که همواره نوعی نگاه کلان را مطرح می سازد، در حوزه فرهنگ تنها بر پایه مطالعات و بررسی های جزئی امکان پذیر است. به عبارتی در مطالعات و بررسی های راهبردی، از لحاظ متدولوژیک و روش شناختی، بایستی بر مبنای مشاهدات و تحلیل های جزئی، کوچک (و استقرایی) حرکت کرد تا به تحلیل و توصیف و تبیین کلان نزدیک شد و پس از آن به حوزه پیش بینی، آینده پژوهی و آینده نگری، که اساس مباحث راهبردی بر آن استوار است، نزدیک شد. بنابراین مجموعه توصیف های ریز و جزئی مبنای تحلیل های راهبردی محسوب می شوند و پس از آن متغیرهای کلان یا ساختاری را بایستی در این گونه بررسی ها وارد و اعمال نمود. چرا که واقعیت های موجود و پراکنده که امکان بررسی و سنجش تجربی و ملاحظه عینی داشته باشند می توانند پایه نتیجه گیری های کلان و راهبردهای آینده نگرانه باشد. در واقع با به کارگیری مفهوم سبک زندگی و ژرف اندیشی و تعمیق درباره مفهوم آن می توان از هنجارهای پنهان که در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه قابل مشاهده است، سردر آورد و از جهت گیری ها و الگوهای موجود یا در حال شکل گیری آتی جامعه، به نحو واقع بینانه ای تفسیر به دست داد.

از این روست که رهبر انقلاب اسلامی در بحث سبک زندگی به مصادیق و سؤالات دقیق و جزئی و عینی و ریز شده روی آوردند و خرده گیری برخی افراد که به ورود به مصادیق جزئی توسط رهبر عالی رتبه نظام اشکال می کنند نشان می دهد که این افراد با روشهای مدیریت استراتژیک نظام و نیز با متدهای اصلاح سبک زندگی آشنا نیستند. رهبر انقلاب با درک دقیق و درست اندیشی که از واقعیات جامعه ایران دارند مسیر استقراء جهت استنتاجات خود انتخاب نموده اند و این مسیری است که غرب را منفعل خواهد کرد. در ادامه خواهیم گفت که چرا.

فضای مفهومی «سبک زندگی»

هر اصطلاح از اصطلاحات علوم اجتماعی مانند سایر علوم در فضای مفهومی (Context) آن قابل درک است. «سبک زندگی» نیز به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه ای از مفاهیم دارد؛ مفاهیمی مانند: عینیت و ذهنیت، فرهنگ و جامعه، فرهنگ عینی و ذهنی، صورت (شکل، فرمت، قالب و ظرف) و مظروف و محتوا، رفتار و معنا(نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی(تجدد)، شخصیت و هویت(فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت (تفرّد و تعمیم)، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر(بندی) اجتماعی، زیبایی شناسی(سلیقه) و نیاز، مقبولیت و مشروعیت و قس علی هذا.

بدون شناخت این روابط متکثر و متنوع، درک درستی از «سبک زندگی» و نظریه های مربوط به آن به دست نخواهد آمد. بدین لحاظ، هر محققی که می خواهد در این حوزه به مطالعه بپردازد، موظف به روشن کردن معنای «سبک زندگی» است که آن را در نظر دارد؛ معنایی که حداقل رابطه «سبک زندگی» را با سایر پدیده ها و مفاهیم همجوار نشان می دهد. در بیانات رهبر انقلاب نشانه های زیادی از این رمزگشایی و روشن کردن معنایی می یابیم. برای رهایی از تعقید و گره گشایی از مفهوم چند وجهی سبک زندگی مثال های ایشان رهنمود خوبی است.

آیا واژه و مفهوم «سبک زندگی» اصطلاح دقیقی در علوم اجتماعی است یا اصطلاحی خاص و ترکیبی از معنای دو واژه «زندگی» و «سبک»است؟ آیا این واژه دو کلمه ای، موصوف و صفت است یا مضاف و مضاف الیه؟ آیا یک ترکیب وصفی است یا یک ترکیب اضافی؟ آیا کسانی که از این ترکیب بهره برده اند، همگی معنای واحدی را از آن ارائه کرده اند؟

لازمه پاسخ به این سؤال، بحث واژه شناسی و ترمینولوژی سبک زندگی است که هفته آینده به آن خواهیم پرداخت اما اجمالاً و فعلاً بر سر این مفهوم توافق می کنیم که شیوه زندگی یا سبک زیستن منعکس کننده گرایش ها، تمایلات، رفتارها، عقاید و ارزش های یک فرد یا جامعه است و مجموعه ای از طرز تلقی ها، عادت ها، نگرش ها، سلیقه ها، معیارهای اخلاقی و سطح اقتصادی، در کنار یکدیگر طرز زندگی کردن فرد یا گروهی را می سازند. با عنایت به تعریف دقیق چند سال گذشته رهبر حکیم انقلاب از واژه «فرهنگ» که آن را «باورها» و «رفتارهای برخاسته از باورها» تعریف نمودند مشخص می شود که چرا ایشان دو واژه فرهنگ و سبک زندگی را در کنار هم اصطیاد و استفاده می نمایند.

ضرورت عبرت پژوهی تاریخی و بررسی تاریخی مقوله «سبک زندگی»

در هم تنیدگی فلسفه علم و تاریخ علم ایجاب می کند در تحلیل دقیق یک مقوله، تاریخ آن را بکاویم. بی شک مواجهه فرهنگ و جامعه ایرانی با فرهنگ و نگرش غربی و مدرن، سبب تحول در سبک زندگی ایرانی شده است و یک زندگی شبه مدرن را که بارقه هایی از سنت نیز در آن وجود دارد، برای جامعه ایرانی رقم زده است. با چند دقیقه نظاره و قدم زدن در محیطهای اجتماعی و شهری این هویت مونتاژی و میکسی و هلو انجیری را مشاهده می نمائید.
از پایان دوره صفویه و مخصوصاً از دوران قاجاریه تا به امروز، مسأله مواجهه با عالمی جدید و ساحتی نوین به نام غرب و مدرنیته، کم کم در ایران رخ نموده است. غالباً این مواجهه چند جانبه بوده است اما در هر دوره وجهی از آن بر وجوه دیگر غلبه داشته است: این مواجهه ابتدا به صورت سلطه جغرافیایی محدود بود. مانند حضور پرتغالی ها در جنوب ایران. پس از قوت صفویه، این مواجهه، به عرصه کلام قدم می گذارد و این مسیونرهای مسیحی هستند که حامل پیام غرب نوین و اروپای متجدد در ایران هستند. اولین مدارس جدید را همین مسیونرها بنا می کنند.(به ویژه دردوره قاجار) پس از این، از دوران پس از صفویه تا استقرار قاجار و حتی تا زمانه تحریم تنباکو، مواجهه ما بیشتر شکل اقتصادی استعماری دارد.

جنگ های ایران و روس و حضور استعماری انگلیس در ایران و منطقه، سخن از مواجهه نظامی را مطرح ساخت. از اواسط دوره قاجار غرب و غرب زدگی و مواجهه ما با این پدیده، شکلی جدید به خود گرفت. این نحوه مواجهه جدید، در حوزه اندیشه و تفکر و علم و فرهنگ بوده و غرب زدگی گسترده فرهنگی و علمی را پدیدار کرد. بدین سبب طبقه روشنفکران غیر دینی و فراماسونرها در این دوره آن هم تحت نظارت و حمایت و هدایت انگلیس و روسیه و بعدها آمریکا شکل گرفت و براساس این شیوه مواجهه است که کم کم سبک زندگی ایرانی دستخوش تغییرات می شود؛ تغییراتی که هرچه زمان برایش جلوتر می رفت، سرعت این تغییرات نیز سریع تر می شد و واکنش آگاهان، روشنفکران دینی، خواص سیاسی و علما را باعث می گشت.

این در حالی بود که سبک زندگی سنتی – دینی با مایه ها و جوهره شیعی و گرایشات اهل بیتی مردم ایران از استحکام دیرینه و با پشتوانه ای برخوردار بود و جامعه ایرانی را به چاره واداشت که چگونه نه این را وانهد و نه آن را رد نماید. پرسشی که هنوز در دوران گذار برای پاسخ به آن هستیم و به سؤال «چه باید کرد» در برابر هجوم اندیشه غربی صدها پاسخ داده شده است. هر چند همگان متفقند جوهره شیعی و اسلامی مردم و جوانان ایران اسلامی لیبرالیزه نمی شود اما سبک زندگی در صد سال اخیر دچار تحولات عمیق و ریشه داری شده است و همواره مسأله تماس، برخورد، پذیرش، طرد، مقابله و یا همزیستی میان فرهنگ سنتی– اسلامی ایرانی و ورود فرهنگ غربی و اروپایی که حامل تجدد و مدرنیته به معنای دقیق کلمه است، مطرح بوده و هنوز هم این موضوع در قلب تحولات فکری فرهنگی جامعه قرار دارد. این مسأله برای آگاهان و خواص، آشکار، و برای عموم مردم، مسأله رایج و مبتلابهی است که عامه مردم نسبت به آن تا کنون غفلت معرفتی را ترجیح داده اند و رهبر انقلاب اخیراً اهتمام ویژه ای به غفلت زدائی در این ساحت نموده اند.

سبک زندگی کنونی ما در مواجهه با غرب مدرن

غرب فرهنگی و فلسفی با تفکری که در آن انسان می خواهد جای خدا را بگیرد و به صورت موجودی صاحب علم و اراده و قدرت و در جایگاه تشریع ظاهر شود و می بایست همه چیز را در تصرف و تملک خود درآورد، پدید آمد. غرب آن چنان که بسیاری از متفکران غربی نیز به آن اذعان کرده اند، کوشیده است تاریخی جدید با نگرش و هویتی جدید را برای انسان رقم بزند. امثال نیچه، هایدگر، هانری کربن، رنه گنون، شوان و فوکو هرکدام به نحوی به این تعارض اشاره داشته اند.

از آن جا که جامعه ایران یک جامعه دین دار، دین محور و خدامحور است و در آن پایبندی به دین و سنت تا حدود زیادی یافت می شود با ورود نگرش ها و اندیشه های غربی و جلوه های مدرنیته توسط افرادی چون میرزا ملکم خان، میرزا آقاخان کرمانی و آخوندزاده که از پیشروان آشنایی با تجدد بودند، این تضاد و چالش بین این دو فرهنگ کاملاً متفاوت، بروز پیدا کرد و هنوز این چالش ادامه یافته است.

عده ای که به جریان روشنفکری غیر دینی شهرت یافته اند با نام پیشرفت و توسعه و نفی عقب ماندگی تاریخی سعی در القای اندیشه های غربی و تجدد حاصل از رشد و گسترش بینش غربی بودند. عده ای دیگر کوشیدند راه های میانه را مطرح کنند و عده ای دیگر به نفی مدرنیته و نقد آن روی آوردند. البته هیچ کدام از ایشان به راهکار و راهبردی در خور برای این دوران گذار، دست نیافتند و به مقام پرسش و انتقاد اکتفا کردند. (در مقاله کدام غرب، کدام علم، کدام نرم افزار؟ در ویژه نامه انقلاب ناتمام ۹دی به تفصیل در این باره سخن گفتیم)

تاریخ و سنت اسلامی ایرانی ما سودایی دیگر و نگاهی متفاوت و معترض نسبت به غرب دارد. مشکل این است که در عصر حاضر، تاریخ غربی تمام تاریخ بشر را پوشانده و در همه جا درباره گذشته بشر به طور کلی با موازین غربی حکم می شود. اکنون در نگاه غربزدگان عالم دو بخش دارد: یک بخش متجدد و یک بخش درگیر شده با سودای تجدد.

متأسفانه جامعه ایرانی علی رغم مقاومتهای آگاهانه روحانیت اصیل و مردم دین مدار با بسیاری از سنن خویش و امور هویتی و اشکال و قالبهای سبک زندگی دینی اش وداع کرد و عرصه را برای غرب زدگی فراهم نمود که منجر به تعریف جدیدی از هویت، زندگی، عالم، علم و دین و دینداری گشت.

باید این نظریه انتقادی رهبر شجاع انقلاب را درک کنیم که مواجهه تمدن ایرانی اسلامی با فرهنگ و تمدن غرب که امروزه بر تمام جهان سیطره یافته است، سبب تحولات بسیاری در تمام شئونات جامعه ایرانی شد و «چرا»هایی که ایشان مطرح می کنند نیاز به ریشه یابی معرفتی دارد.

ایرانیان همان طور که در برخی هویت و ارزش ها، دچار بحران شده اند، در سبک زندگی نیز در ۱۰۰ ساله اخیر به ویژه از دوران روی کار آمدن رضاخان و تجدد آمرانه اش، دچار تشتت و تذبذب بسیار در نگرش ها و گرایش ها، آداب و رسوم، نظامات و سنن اجتماعی، باورها و حتی باورهای دینی خود گشته و سبک زندگی اسلامی ایرانی دچار تضادها و تناقض های بسیار شده است، به نحوی که از جامعه ما یک جامعه شبه مدرن ساخته است که نه می توان آن را سنتی و اسلامی نامید و نه می توان بر آن نام مدرن نهاد. باید از این تذبذب هویتی نگران بود. نگرانی در کلام انتقادی ولی امر مسلمین کاملاً قابل درک است.

رهبر انقلاب اسلامی می کوشند تا این فرضیه کلان را اثبات نمایند که زیستن ایرانی در زمانه کنونی، برآمده از مواجهه و نزاع دو سبک زندگی غربی و اسلامی است.

زمینه های فلسفی و فکری سبک زندگی غربی کدام است؟

تجدد و مدرنیسم یک گفتمان فلسفی و تاریخی است که آغاز آن را باید در عصر رنسانس یعنی قرن های ۱۵و ۱۶ سراغ گرفت. این گفتمان تاریخی سبب تحول درتمام ساحت های تفکر و زیستن بشر غربی گردید و تاکنون نیز این تحول هم در جغرافیای کشورهای غربی و هم در عالم شرق، ادامه دارد. هسته و دال مرکزی این مفهوم را می توان مفاهیم در هم تنیده خودبنیادی تفکر بشر، انسان گرائی (اومانیسم و هیومنیسم)، قدسیت زدایی و تقدس زدائی ماده گرا (ماتریالیسم)، تکنیک زدگی افراطی، غیب ستیزی و شریعت ستیزی و وحی ستیزی و متن گریزی دانست.

این تفکر مرکزی سبب پدیدار شدنِ هنر و ادبیات مدرن (رمانتیسم، کلاسیسیزم، رئالیسم، ناتورالیسم، اکسپرسیونیزم، کوبیزم و دادائیسم)، علم مدرن (آمپریسم، ساینتیسم، نگرش تکنیکی و…)، دین مدرن (پوزیتیویسم و دین پراگمات و…)، نظام سیاسی و شهروندی مدرن (ماکیاولیسم و سکولاریسم و شهروندی به جای مفهوم اخوت و برادری)، نظام اقتصادی مدرن (بورژوازی و سوسیالیسم و…)، تفکر مدرن (سوبژکتیویسم، پوزیتیویسم منطقی و…)، نظام اجتماعی مدرن (طبقات اجتماعی مدرن همچون طبقه متوسط و بورژوا، بسط فردیت اجتماعی و…) گردید.
تمامی این ها سبب شدند که سبک زندگیِ بشر زیست کننده در بستر مدرنیسم دگرگون شود و با سبک زندگی پیشین خود و همچنین با سبک زندگی سنتی و دینی فاصله بگیرد. همینجا خوب است منظورمان از واژه سنت را بیان کنیم؛

سنت در ساده ترین تعریفش به امور متعلق به گذشته تعبیر شده است. آن گاه که یک فرهنگ تاریخی می شود و درون مایه ها و بن مایه های یک تمدن می گردد، تاریخی شدن آن فرهنگ و آن تمدن، سبب پدیداری سنت به شمار می آیند. سنت را باید یک کلان فرهنگ تاریخی دانست که به انسان و زمانه اش هویت می بخشد. سنت اسلامی از منظر ما از آبشخور وحی و قرآن و نهج البلاغه و روایات سیراب می شود و امریست قدسی و آسمانی و ملکوتی که مرزهای شفاف و روشنی با خرافه گرائی و تحجر دارد.

به لطف حاکمیت فرهنگ ائمه معصومین بخش عظیمی از تاریخ ما و همچنین فرهنگ جاری ما، متأثر از دین و برآمده از دین است و دین شکل دهنده و پدیدار کننده سنت خاص در جامعه ایران بوده است. ضعف آشکار بسیاری از پژوهش ها و تحلیل ها پیرامون سبک زندگی، غفلت از جایگاه دین اسلام و مکتب شیعه در سنت و تاریخ و هویت جامعه ایرانی است، به نظر می رسد به این دلیل در مانیفست و منشور ارائه شده از سوی مقام معظم رهبری تمامی مؤلفه های سبک زندگی اعم از: هویت (فهم از خود، فهم از جامعه، فهم از تاریخ و…)، ارزش ها (هم صفات آرمانی و هم انسان های آرمانی)، معماری شهری و خانگی، نظام آموزش، زبان و ادبیات، هنر، خانواده (نظام و نقش)، روابط اجتماعی، ساختار اجتماعی، دین داری فردی و اجتماعی، نظام اقتصادی فردی و خانواده، نظام تغذیه و طب فردی و خانواده، رسانه، تکنولوژی، نحوه نگرش به عالم، نگرش به نظام سیاسی اجتماعی با مباحث دینی و اسلامی پیوند خورده است.

عالم دیگر، آدمی دیگر

همانطور که اشاره شد از یک جهت سبک و شیوه زندگی در دوران جهانی شدن مصرف! که من از آن به گلوبالیزیشن مصرف گرائی یاد می کنم از جمله مهمترین مسایل درعلوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی است اما غلبه و شیوه و سبک زندگی مصرفی کنونی صرفاً یک مسئله قابل بحث و تحقیق در مراکز علمی – فرهنگی نیست؛ بلکه خطر بزرگی برای آینده فرهنگ ها و سست شدن بنیاد انسانیت و سرایت آشوب در همه چیز و همه جا و حتی در شیوه زندگی گسترش یافته کنونی است. یعنی وقتی شیوه زندگی را بدون باطن و هسته آن در نظر آوریم در حقیقت یک مسئله خطیر انقلاب اسلامی سهل انگاشته می شود که با بعضی دستورالعمل های ساده می توان از گسترش سبک زندگی غربی و جهانی جلوگیری کرد. این سبک و شیوه مصرف جهانی و این شبه مدرنیته تهوّع آور و لذت گرایی علم زده و یأس زدگی مفرط و ذهن زدگی پست مدرن و پوچ گرایی جنگ زده با هیچ ملاک اخلاقی و دینی و عقلی نمی سازد اما اگر بگوییم بسیار خوب آن را هم می پذیریم و در کنار آن سبک و شیوه دیگری وضع می کنیم دچار پندار اشتباه شده ایم.

این پندار کمتر از شیوه ی مصرفی خطرناک کنونی نیست و شاید خطرناک تر باشد. زیرا ممکن است گمان کنیم که مشکل با بعضی تغییرات جزئی در شیوه زندگی شخص حل شده و خطر استیلای حرص مصرفی، دیگر وجود ندارد. مشکل اینست که قائلان به جمع سبک زندگی غربی و اسلامی نمی دانند مرادشان از سبک زندگی چیست؛ و این سبک زندگی از لوازم تجدد و جلوه ی جهان جدید، بلکه عین آن است.

سبک زندگی غربی، ظاهر و پوسته جهان متجدد و مدرن و اروپایی است. آیا می خواهیم ظاهر و پوسته را بی توجه به باطن و هسته آن تغییر دهیم؟ یا آن را به جای باطن بگذاریم؟ و می پنداریم که با تغییر ظاهر، آن هم سطحی ترین تغییرها، می توان به جنگ باطن رفت و بر آن غلبه پیدا کرد؟ رفتارهای فرهنگی، برخاسته از باورها و عقاید و ذهنیت هائی است که منشأ و مصدر آن رفتارها و نمادها هستند.

تجمل ستیزی و ساده زیستی که در عالم دینی و در اخلاق اسلامی و در فرهنگ نهج البلاغه جایگاه رفیع و ممتاز دارد، در شهری که قوانین مکانیک و تکنیک و الکترونیک بر تمام شئون آن حاکم است عملی نمی شود. در این وضع می توان گفت که چه فایده دارد که آدم لباس ساده بپوشد و غذای ساده بخورد اما ناگزیر و به ضرورت، آخرین دستاوردهای تکنولوژی را مصرف کند؟! وقتی از ساده زیستی می گوییم باید بیندیشیم که چرا ساده زیستی از یاد رفته است و موانع آن چیست و چگونه می توانیم به آن بازگردیم بدون این تذکر ضروری اگر در مورد هر رفتار ممدوح و پسندیده ای غلو شود چه بسا که کار به اشتباه های بزرگ بیانجامد. همانطور که توسعه و سازندگی بعد از جنگ با شعار رفاه برای همه به نفی ارزشهای جهادی و انقلابی و ساده زیستی انجامید.

عادات و سبک زندگی مردم امر مهمی است و امروز اندیشمندان غربی هم از شیوه زندگی غربی دفاع نمی کنند و آراستگی به فضائل انسانی و زندگی پرهیزکارانه نیز در نظر همه کس شرط کمال و صورتی از آن است. پس یکی از مشکلات ما مقایسه و انتخاب میان دو صورت و شیوه زندگی نیست، بلکه در شرایط امکان تحقق آن هاست. برای پاسخ به سؤالات رهبر انقلاب باید به این فرضیه نیز توجه جدی کرد که شیوه زندگی غربی در پناه قدرت تکنیک پدید آمده و در سراسر روی زمین بسط یافته است. حکمرانی این قدرت ها اقتضای شیوه زندگی خاص دارد و بسیار بعید به نظرمی آید که معنای اخلاقی و دینی فضیلت و پارسایی بتواند در پناه آن دوام بیاورد. اینجا قصد تکنیک ستیزی نداریم بلکه بحث ما توجه به تأثیرات ملزومات قطعی زندگی تکنولوژی زده بر سبک زندگی است. همین جا خوب است به فطانت و زیرکی رهبر عزیزمان برای هزارمین بار تبریک بگوییم که بحث «تولید علم و جنبش نرم افزاری» را در لاینی موازی مقوله «سبک زندگی» پیش می برند. حکمت کلمات این حکیم وارسته همین جا آشکار می شود که ایشان لوازم تحقق سبک زندگی اسلامی را نیز پیش بینی نموده اند.

پارسایی به عالمی تعلق دارد و در عالمی می شکفد که اسماء حق در حجاب های غلیظ و ضخیم پوشیده نشده باشد. پس باید به فکر آن حجاب ها بود. شیوه زندگی کنونی وقتی از هم می پاشد و راهش بسته می شود که سرچشمه پدید آمدنش پیدا آید. پس به فکر باطن این شیوه زندگی باشیم و اصل و فرع و ظاهر و باطن را با هم در نیامیزیم.

اگر شیوه زندگی ظاهر است و هر باطنی ظاهری دارد پس قدر مسلم این است که شیوه پارسایی و پرهیزکاری و اخلاق مداری شیوه غالب و ظاهر عالم متجدد و مدرن خداستیز نمی تواند باشد. البته باید دانست که اولاً آداب و عادات دیگران همواره و ضرورتاً از سنخ رذایل نیست و برخی صفات اجتماعی غربیان همچون ریسک پذیری و خطر کردن، کار جمعی در فعالیتهای تحقیقاتی و علمی، رعایت برخی قوانین اجتماعی قابل احترام است؛ ثانیاً جهان را با تغییر ظواهر آداب و عادات دگرگون نمی توان کرد. پیامبران هم قبل از تعلیم شریعت، جان مردمان را مهذّب و آماده قبول دستور کردند و بسیاری از مخالفت ها نه منشأ عقلی بلکه منشأ نفسانی دارد (و جحدوا بها واستیقنتها انفسهم ظلما و غلوا).

برای اینکه جهان کنونی و شیوه زندگیش دگرگون شود، باید به فکر عالمی دیگر و آدمی دیگر و جهان بینی متفاوت بود؛ یعنی باید جهانی دیگر با انسانی دیگر در افق درک اهل نظر ظاهر شود. با توجه به آن افق و چشم انداز است که شاید شیوه زندگی مردمان به تدریج، بی تکلف و بدون زحمت تغییر کند. در جهانی که اکنون دایر است، شرایط پارسایی فراهم نیست و کسانی که همه آن شرایط در وجودشان جمع باشد، اگر باشند، تعدادشان بسیار اندک است. پس در کنار اینکه نگران طرز خور و خواب مردمان باشیم، باید نگران فکر و فرهنگ در این جهان باشیم؛ در این صورت می توان شیوه ای از زندگی تازه ای در پیش گرفت که در آن صفا بر کدورت، و راستی بر دروغ، و اعتماد بر سوء ظن، و مهر و معرفت بر کینه توزی، و رعایت انصاف بر تعدّی و اجحاف، و همدلی و هم زبانی بر تحکّم، و ادای وظیفه بر رفع تکلیف، مقدم باشد.

سرّ وصیت همزمان امیرالمومنین(ع) به تقوا و نظم

همین جا خوب است از یکی از فرمایشات کلیدی امیرالمومنین(ع) رمزگشایی نمائیم.

با توضیحات مبسوط قبل مشخص شد تغییر در سبک زندگی، اگر تغییر در ظاهر حیات مردمان است صد البته تغییر در ظواهر حیات بدون تغییر بواطن آن، راه به مقصود نخواهد برد. بنابراین در کنار پرداختن به ظاهر سبک زندگی باید به سراغ جان (اخلاق و افکار) انسان رفت و آن جا را آباد کرد که اگر چنین شد، سبک زندگی نیز آباد خواهد شد.

درست است که حیات، ظاهری دارد و باطنی، اما هیچ گاه ظاهر حیات جدا و منفک از باطن آن نبوده است، و مگر این همه سفارش به عمل صالح (که جلوه ظاهری حیات مؤمن است) به مثابه اولین قدم طهارت باطن و نفس، چیزی جز معنای یگانگی این دو را می رساند؟

این تفکیک اگر هم در مأثورات دینی ما وجود دارد، جز برای نشان دادن هدف غایی حیات دنیوی که قرب الی الله است، نمی باشد، پس کوشش در فربه نمودن حیات دنیوی با گرایشات ماتریالیستی نتیجه ای جز خسران نخواهد داشت! در این میان، برقرار کردن تناظر دیالکتیک میان باطن و ظاهر که در آن واحد هم بر یکدیگر تأثیر گذارند و هم از یکدیگر تأثیر پذیرند؛ راهگشاست. به بیان دیگر، ظاهر و باطن دو حیثیت از یک امر واحدند و نه دو امر مجزا، پس تغییر یکی، تحول آن دیگری و تحول آن، تغییر این است. مثال بارز این ارتباط دو سویه، تأکید بر رعایت احکام شرعی و تأثیر طهارت جسم بر نحوه و نتیجه تعقل است. اساساً شریعت ما، کجا با طریقت جدایی داشته و کی این دو از حقیقت مجزا بوده اند؟ معنویت، عرفان و طریقت جز در اتحاد با شریعت حتی مشروع نیست!

تقوی که اولین و آخرین توصیه تمام انبیاء و ائمه (علیهم السلام) و اولیاء الهی بوده است، در مراتب عالیه که سرشار از وجوه معنوی و باطنی است، باز هم با عمل و زندگی تنیده است و پر واضح است که حتی همان وجوه باطنی نیز، پایی در فکر ما و پایی در ذکر ما دارند. این جاست که یکی از کلیدی ترین درسهای سبک زندگی از نهج البلاغه امیرالمومنین استنباط می شود؛ توصیه همزمان و همردیف به تقوا و نظم، تجلی این معناست که نظم در زندگی و رعایت نظامات اسلامی از تقوا و پرهیزگاری منشأ می یابد؛ آیا حرفی در تحلیل سبک زندگی شیعی و اسلامی بهتر از فرمایش مولا علی سراغ دارید؟ توقع تحول رحمانی در نفسانیت نفس اماره که حیات روزمره اش در گرو تعلقات شیطانی است توقعی بیجاست! انبیاء جان ابناء بشر را متعبد درگاه احدیت نموده اند، اما این تعبد نفس، مگر جز با عمل آغاز شده است؟ ظاهر و باطن با هم تحول می پذیرند و بر هم اثر می گذارند؛ بنابراین سودای تحول سبک زندگی انسان نتیجه ای جز تغییر نسبت های نفسانی او در بر نخواهد داشت و صد البته چون جان انسان متوجه امری گردد فعل او ظهور آن توجه خواهد شد. نظم ظاهری از تقوای باطنی می آید و این کلید واژه کلیدی و هدیه نهج البلاغه به جامعه تشنه نظم و اخلاق و ارامش و آسایش است.

و اما نقشه راه…

در تکمله سؤالاتی که رهبر انقلاب طرح فرمودند و به عنوان شروع بحثی که در آینده در ۹دی به آن خواهیم پرداخت سؤالات زیر نیز قابل بحث است:

۱٫ چرا رویکرد کارکردگرایانه سبک زندگی مسیحی و غربی در برابر القای نگاه انتزاعی و غیرکاربردی از سبک زندگی اسلامی در برخی بخشها موفق جلوه کرده است؟

۲٫ تغییر در جامعه از کجا شروع می شود؟ لایه عینی و سطحی؟ سبک زندگی، نگرش، اندیشه، اخلاق، یا اعتقادات، کدام یک؟

۳٫ سبک زندگی در تحول سایر ابعاد حیات اجتماعی هم چون اندیشه، اعتقاد و دانش چه نقشی دارد؟

۴٫ آیا سبک زندگی مستقلاً قابل تغییر است؟ مقصود استقلال در مقابل اخلاق، اعتقاد، اندیشه و نظریات علوم اجتماعی و نظام های اجتماعی است.

۵٫ مفروض بر آن که پاسخ سوال قبل مثبت باشد، آیا در راستای دینی کردن جامعه بر این تغییر فایده ای مترتب است؟ مقصود آن است که آیا آغاز کردن از سبک زندگی برای تغییر ماهیت جامعه با مقصد دینی، آغاز درستی است؟

۶٫ عوامل اصلی تعیین کننده سبک زندگی کدامند؟

۷٫ آیا اندیشیدن به راهی برای تغییر سبک زندگی که بتواند بر عوامل اصلی کنونی غلبه کند و یا آن را دور بزند عقلانی است؟

۸٫ از منظر دین، محور و عامل اصل تغییر در سبک زندگی چیست؟

۹٫ آیا می توان مدلهای مختلف سبک زندگی را با هم جمع نمود؟

برای طرح صحیح پرسش های دیگر باید فهم دقیق و کلانی از آن چه هستیم داشته باشیم. گاه در خیابان های شهری بزرگ می چرخیم و گاه بر نقشه شهر اشراف می یابیم. در موضوعی نظیر سبک زندگی نیز کثرت عوامل مؤثر و دخیل آن قدر زیاد است که اگر عمری را هم در بررسی آن صرف کنیم باز عواملی از قلم خواهد افتاد. برای آشنایی با شهر، چرخیدن در خیابان ها تا حدی لازم و مفید است اما کسی که سودای تغییر در نقشه شهر در سر می پروراند، نمی تواند عمر خود را صرف خیابان گردی کند. او به فهم و طرحی کلان از شهر محتاج است.

در بین کوچه و پس کوچه های بی شمار سبک زندگی، باید بتوانیم گذرگاه های اصلی و گلوگاه های شهر را تشخیص دهیم. این ها را گفتیم تا وقتی می پرسیم سبک زندگی را کدام عوامل تعیین می کنند از فهرست کردن هزاران عامل خودداری کنیم. در میان هزاران نیرویی که در جهت های مختلف بر یک نقطه وارد می شود، چند نیروی محوری وجود دارد که برآیندشان جهت اصلی را تعیین می کند و رفته رفته ریزنیروها را با خود هم جهت می سازد. این از نظر فیزیکی درست نیست اما نیروهای جوامع انسانی را حکمی دیگر است. این نیروها کدامند؟ نقشه راه ترسیمی از سوی رهبر حکیم انقلاب مبنای کار ما خواهد بود. در این باب مفصل سخن خواهیم گفت. ان شاء الله

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

«سبک زندگی که شامل  مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌ هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی می ، باشد اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد است. به عبارتی سبک زندگی  بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است.»

«سبک زندگی پایه و اساس فهم شرایط فرهنگی موجود و تحولات پیش رو در این حوزه تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که در بطن ارزش‌های موجود در خرده‌نظام فرهنگی چه می‌­گذرد. در واقع با به‌کارگیری مفهوم سبک زندگی و تعمق در آن می‌توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه، سر درآورد و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری،  تفسیر واقع‌بینانه‌ای اریه کرد. »

آسیب شناسی سبک زندگی کنونی ما
مقایسه سبک زندگی امروزین ما با گذشته  با تاکید بر دو محور امکانات زندگی و روش­های آموزشی تفاوت بسیار کرده و آسایش و آرامش و نیاز مبتنی بر این نوع سبک زندگی ما بیشتر غربی و برگرفته از فرهنگ غربی است که در رسانه ها تبلیغ می شود .

سبک زندگی، زاویه نگاه ما را تغییر داده است در این نوع سبک زندگی ، نیازهای ما  پابرجاست منتهی به ولع تبدیل شده است . در این سبک ، نیاز به خوردن و آشامیدن هست ، منتهی  غذا ها زود پخته می شود، زود خورده می شوند و پشت میز و فرمان اتومبیل مصر ف می شود  و نهایت اینکه ،  چاق می شویم .همچون یک سیب زمینی ، تماشاگر  فیلم های تلویزیونی هستیم که انواع  مانکن ها را در قالب هنرپیشه نشانمان می دهند و دستور می دهند که لاغر شویم و بازهم خرج  کنیم تا چربی های انباشته را با آن همه هزینه که پرداخته ایم، آب کنیم.

مشکل  چیست؟ آیا مشکل  مدرنیته است؟ یا ما نتوانسته­ایم مدرنیته را متناسب با سبک زندگی خودمان تعریف کنیم. نهایت امر همچون سرمایه­داران عربی می شویم که بخاطر کنارگذاشتن سبک زندگی سنتی خودشان از  انواع بیماری روانی و جسمانی  رنج می برند . انواع غذاهای فست فود مصرف می کنند و ساعت­ها پای تلویزیون خویش نشسته و مراسم سنتی و شوهای  عربی خویش را تماشا می کنند و وضعیتی پیدا می کنند که کارگر از دیگر کشورهای خارجی بیاید که برای آنها کار انجام دهد .

این نوع سبک زندگی هم اکنون در مدارس ما در دانشگاههای ما و در محیطهای کاری ما نیز وجود دارد و مشکلات محیطهای کارگری و کارمندی ما به گونه­ای است که در سالهای آتی می­بایست کارگران فیلیپینی ، هندی و برزیلی هم به کارگران کنونی افغانی اضافه شده تا بتوانند برای ما نظافت کنند یا گله­داری کرده و یا به تمیزی شهر ما بپردازند.

مشکل در سبک زندگی است.

«روزی با فَلَک کردن به ما می آموختند اما هر چه می آموختند برای رشدمان بود امروز لب تابمان در سر کلاس، پر است از هزار جذابیتی که برای فرار از درسهای کسل کننده و بی­کاربرد تدریس می شود. شیمی می­خوانیم چون باید بخوانیم و فیزیک درس می دهیم چون باید درس بدهیم. فیزیک و شیمی دیگر آیات خداشناسی نیستند. یک سری متن هستند که باید شب امتحان خواند و با تقلب پاس کرد و مدرک گرفت و همان را تدریس کرد و حقوق گرفت برای بدست آوردن امکانات مدرن».

«۱۲ سال درس می خوانیم و نه از تاریخ عبرت می گیریم نه زبان دینمان رابلدیم نه قرآن خواندن و نه بازبان های روز دنیا آشنا می شویم و نه پیشرفتی می کنیم . اگر خوب درس بدهیم و بخوانیم یک حافظه خوب هستیم که واو به واو تکرار کرده­ایم و اگر هوشمند باشیم ابتکار و تولیدی کرده ایم برای افزودن ابزار جدیدی در دنیای امروز».

روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال یعنی پیش و پس از پیشرفت های صنعتی دگرگون شده است و مابه ازای گزاره های نیاز ، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

وضعیت سبک زندگی ایرانی اسلامی

سبک زندگی ایرانی اسلامی  در هیچ جای کشور نه نوشته شده و نه هیچ دانشگاهی به تدریس آن می پردازد.

در جامعه امروز ما ، سبک زندگی ایرانی اسلامی که برگرفته از حیات طیبه اسلامی و مبتنی بر توجه به تولید و آسایش همراه با احسان به دیگران – از همسایه گرفته تا همنوع -  ترویج هم نمی شود. همچنین می­توان گفت که منبع معتبری از سبک زندگی ایرانی اسلامی که هم بر الگوهای عملی توجه داشته باشد و هم مبانی نظری را موشکافانه طرح کرده باشد ، موجود نیست .

حال رسانه چگونه می تواند به سبک زندگی ایرانی اسلامی بپردازد در حالی که ما به ازای آن در جامعه کاری انجام نشده و حوزه­های علمیه ما هم به ابعاد اسلامی آن نپرداختند و دانشگاههای ما هم به شکل غربی و سبک زندگی مبتنی بر رفاه عام و آرامش و آسایش عمومی مبتنی بر مدرنیسم را  پرداخته­اند. این نوع سبک زندگی ، مبتنی بر پیشرفت های  صنعتی و الکترونیکی و ارتباطی در غرب است که در خود غرب هم  فلسفه زندگی آنها را تغییر داده به نوعی که می توان گفت که بالارفتن سن ازدواج و عدم تمایل به داشتن همسر و از طرف دیگر گرایش به تنوع طلبی در همه امور از استفاده از وسایل مادی گرفته تا نوع گرایش به ارزش­های غیر مادی مبتنی بر سبک زندگی غربی است . به گونه ای که می توان گفت که مدرنیسم نه تنها به تغییرات در اشکال زندگی مادی آنها پرداخته حتی ذائقه فرهنگی آنها را تغییرداده و آنها در موسیقی ، در رفاه ، در نوع نگاه به دیگران نیز تفاوت های اساسی با انسان های شرقی پیدا کرده که ریشه در فسلفه آنها به زندگی دارد. نهایت آنکه  انقلاب صنعتی و به تبع آن انقلاب در ارتباطات که عصر ارتباطات و اطلاعات را رقم زده است بسیاری از متغیرهای زندگی را تغییر داده و این تغییر باعث  دستکاری  نوع انسان شده است که سبک زندگی مدرن امروزی که انسان ها را کسل ، دلمرده و خودشیفته می سازد ، حاصل مصرف گرایی مدرن امروزی است که با  اسلام تفاوت فاحش و مغایرت دارد.

نقد سبک زندگی کنونی
انسان نیازهایی دارد و این نیازها را به گونه ای برآورده می کند و در این میان به آسایش و آرامش نسبی دست می یابد. البته در نگاه دینی، که مبتنی بر شناختی آسمانی و بی خطا از انسان و جهان است، دنیا گذرگاهی آزمودنی و رنج آلود است و همین نگاه است که به ما می آموزد نیازها در حد کمال برآورده نخواهد شد و آسایش و آرامش مطلق نخواهد بود پس مسابقه برای سود بیشتر و رفاه از همان آغاز محکوم به شکست است.

نیازهای واقعی انسان برای کارکرد دیگری در نهاد بشری تعبیه شده و برآوردن این نیازها هم روش های خود را دارد. به انسان، عقل هدیه شده تا نیازهایش را خود برطرف کند اما همین عقل می تواند به خطا کشیده شود و به جای برطرف کردن نیازهای واقعی، نیازهای کاذبی را تولید کند و برای برطرف کردن این عطش کاذب، نمک را در قالب آب ارایه کند!

به نظر می رسد که  عطش ما برای خریدن آخرین مدل ها چیست؟ هزینه ای که برای گوشی همراهمان پرداخت می کنیم پاسخ به کدام خواسته واقعی و طبیعی ماست؟

مشکل این است که عقل و علم در راستای جهان بینی منطبق با هدف هوشمندانه جهان پیش روی ما ، به کار گرفته نمی شوند و ما در مسیری افتاده ایم که برای خرید آسایش بیشتر، آرامش را می فروشیم و به جای پاسخ دادن به نیازهای طبیعی و واقعی، نیازهای کاذب و سراب تولید می کنیم.

با مطالعه سبک زندگی امروز و مقایسه با سبک زندگی دیروز متوجه می شویم سبک زندگی دیروز عیب و نقصی نداشت. رابطه همه گزاره ها در سبک زندگی دیروز هماهنگ و به اندازه بوده است . برای همین بسته به امکانات آن روز، آسایش و آرامش برقرار بود  و نیازهای واقعی نیز از راه های طبیعی آن پاسخ داده می شد اما امروز سبک زندگی از تقارن و همگونی خارج شده است.
هیچ کس درپی بازگشت به گذشته نیست. کسی نمی خواهد بگوید گذشته بهتر بود. عقب گرد کار عاقلانه­ای نیست. اما باید علم و فن آوری را در راستای آموزه­های دینی خودمان بکار گیریم.  ضعف­های خودمان را باید شناسایی کنیم.

متاسفانه امروز ابزارها بر ما حکومت می کنند. به جای استفاده درست از پول ، پول را می پرستیم و به ابزارها سواری می­دهیم. در سبک به هم ریخته زندگی امروز ما ،  سعادتی در میان  نیست  پول بیشتر برای خرید بت های تکنولوژی دیگر است .

قبله ما شرکت های بزرگ تولیدی خارجی هستند که با رسانه های خود ما ،نیازهای کاذب ایجاد می کنند. ما زندگی نمی کنیم . ما معتادیم . ما در پی افیونی هستیم که توهم رفاه را به ما  تلقین می کند. رفاه بیشتر با رنج بیشتر.

وضعیت مصرف کالاهای خارجی پنج شرکت کره­ای را در ایران در نظر بگیرید که اقشار متوسط به بالای ما چقدر رقابت برای خرید همین کالاهای تولیدی آنها را دارند.

سامسونگ ،ال جی ، دوو ، کیا و هیوندایی (Smamsung & daewoo&L.G&KIA&Hundaee)پنج شرکتی هستند که کالاهای لوکس آنها از گوشی موبایل گرفته تا کلیه لوازم خانگی و خودروهای مدل بالا و اخیرا نیز از دیگر کالاهای مصرفی دیگر نیز توسط این شرکت ها تولید می شوند واز یک طرف میلیاردها به جیب کمپانی های خارجی می رود  واز طرف دیگر با طراحی خاص خودشان نوع فرهنگ و ذائقه ما را به همراه کالاهای دیگر کشورها تعیین می کنند.

به عبارت دیگر ما تسلیم فرهنگ مصرف غربی شده­ایم که در گام  اول همگام با دیگر کشورها  به مصرفی کردن دیگر کشورهای تولید کننده  شرقی از چین تا کره کرده است که با استانداردهای غربی برای مصرف انسان شرقی کالا تولید می­کنند. نتیجه آن شدکه شکل زندگی غربی برهمه جوامع مشرق زمین – از هندو چین گرفته تا کشورهای اسلامی و افریقایی و امریکای لاتین – تحمیل شده است . چیزی که به نام الیناسیون فرهنگی در متون فرهنگی بحث های فراوانی شده است .

در جامعه ما نیز همه اقشار جامعه یه این محصول صنعت فرهنگ روی آورده اند . صنعت فرهنگ به گونه ای خاص توانسته است همه را تحت تاثیر خویش قرار دهد .

اقشار پایین جامعه نیز با وسع خودشان آرزوی مصر ف کالاهای همین شرکت ها را دارند . تازه  شرکت های ما هم برای رفاه بیشتر چاره ای جز قدم گذاشتن در همین مسیر راندارند.

پیشنهاد

توجه به نسبت چهارگانه زندگی براساس فرهنگ خودمان

نیاز ، آرامش ، آسایش و سعادت چهار محور اصلی توجه به نوع استفاده از یک نوع کالا در هر فرهنگی است . نیاز  برگرفته از یک غریزه انسانی است که در نهاد بشر نهاده شده و  شامل نیاز به خوردن ، آشامیدن و نیاز به داشتن چیزهای مختلف که به همراه آن جهت رفع این نیاز آرامش و آسایش قابل طرح است . آرامش بعد روانی رفع نیاز و آسایش بعد جسمانی در جهت مصرف کالایی خاص می باشد. نهایت اینکه سعادت هنگامی طرح می­شود که رفع نیاز زمینه برآوردن سعادتی خاص را برای بشر و انسان امروز فراهم سازد . در برخی از فرهنگ­ها سعادت همان کسب بالاترین لذت و کامجویی است ودر برخی فرهنگ ها معنای دیگر و اخروی پیدا می کند.

ما باید سبک زندگی را با شرایط امروز تعریف کنیم. تعریفی که با استناد به معارف ناب آسمانی تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی باشد و از سویی نسبت آرامش و آسایش را هم به هم نریزد و نیاز کاذب ایجاد نکند و نیازهای واقعی را برآورده سازد.

باز تعریف سبک زندگی امروز، گذران زندگی را آسان تر خواهد کرد و نظام آموزشی ما را کار آمد خواهد ساخت. هدف از زندگی و دانش اندوزی را روشن خواهد ساخت و هیچ کس کار بیهوده و رنج بی گنج نخواهد داشت.

ترویج وآموزش سبک زندگی ایرانی اسلامی

این نوع  سبک زندگی ،می بایست متاثر از آموخته های دینی خود ما باشد که می­توان در قالب حیات طیبه اسلامی آن را  طرح کرد. هدف  بحث و بررسی پیرامون سبک زندگی ایرانی اسلامی توجه به
- الگوهای صحیح زندگی ؛
- کشف هویت تاریخی

معرفتی عمیق در استفاده از کالاهای مدرن امروزی و

داشتن دین عقلانی به نام اسلام در سبک زندگی ایرانیان و همچنین برای غالب کشورهای اسلامی .متاسفانه ما نه این هستیم و نه آن  و نه  به دنبال این هستیم که بفهمیم که کدام هستیم .
- تعیین نسبت ایرانی بودن و اسلامی بودن ، مفهوم این سرفصل در یک جمله ایران آن است که تاریخ و تمدن ایرانی یک بستر مناسب است که ما با مبنای شریعت به شعار « نه شرقی ، نه غربی ؛ جمهوری اسلامی » ، جامه عمل بپوشانیم و حرفی نو بزنیم که البته فقط شعار نباشد و به گونه­ای عمل کنیم که در شرق و غرب بی­نظیر باشد و البته عقلانی­تر .
- همچنین یافتن یک نقطه شروع جهت تغییر سبک نسبتا غربی کنونی ، خصوصا برای ایران و سپس کشورهای اسلامی الزامی است .

ضرورت مطالعات بین رشته ای در بررسی سبک زندگی
روانشناسان غربی بسیار زودتر از ما ایرانیان ، نیاز به مطالعه بین‌رشته‌ای را تشخیص دادند.  ما به عنوان بعد دینی ، بین‌رشته‌ای بودن را تأکید می‌کنیم که یک بعد آن مطالعه قرآنی وجود داشته باشد، بنابراین پرداختن به مطالعه بین‌رشته‌ای ضرورت دارد و ما باید مطالعات خود را بر اساس قرآن و دین شروع کنیم و به مطالعه بین‌رشته‌ای قرآن و علوم روز روی آوریم
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

سبک زندگی  منعکس کننده نگرش فرد، ارزش ها و یا جهان بینی اوست. بنابراین سبک زندگی‌ای که مردم دارند بخشی از هویت آنهاست که می‌توان گفت مهم‌ترین منبع برای بررسی نوع نگاه و تفکرشان نسبت به مسائل ریز و درشت زندگی است. علاقه‌مندی تک‌تک افراد جامعه به علم، هنر، خرید، دکوراسیون، روانشناسی، روابط دوستانه و فامیلی و حتی طبیعت و نوع مصرف و سرگرمی ها و طریقه لباس پوشیدن، مجموعه‌ای است که سبک زندگی‌شان را تشکیل می‌دهد.

سبک زندگی ابعاد مختلفـی را در بر ‏مـی‌گیرد که خبرنگار اخلاق نیوز در گفتگویی با حجت الاسلام رضا رمضان نرگسی عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی به بررسی ابعاد آن پرداخته اند.

- سبک زندگی چه ابعادی دارد و از چه زوایایی باید بطور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد؟سبک زندگی دارای ابعاد فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و سیاسی است. سبک زندگی اسلامی یک شیعه برخلاف سبک زندگی یک آمریکائی بوده ،سبک زندگی آمریکائی به زندگی   روزمره اش محدود می شود،  در حالیکه یک شیعه دغدغه کشور ، مردم و سیاست را نیز دارد و حتی پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرماید: «اگر مسلمانی شب را صبح کندو دغدغه اش مسلمین نباشند مسلمان نیست.» بنابراین شیعه در سبک زندگی شخصی خود نمیتواند فارغ از مسائل سیاسی و اجتماعی باشد.

ما یک زندگی فردی داریم، یعنی روابط فرد با خودش چطور باشد؟ با اطرافیانش چطور باشد؟ اینکه با مهربانی برخورد کند، کمک به همسر و درک اعضای دیگر خانواده نیز از این بعد است. لذت ها و محبت هایی که در سبک زندگی غربی به اجتماع آمده اسلام آن را در خانواده برده است، یعنی بیشتر خوشی های زندگی در داخل خانواده می باشد. از خانواده که بالاتر می آییم می بینیم که سبک زندگی شیعه نسبت به همسایه ها مطرح است بطوریکه پیامبر(ص)  فرمود :«آنقدر جبرئیل در مورد همسایه به من سفارش کرد که فکر کردم همسایه از همسایه ارث می برد.» بنابراین روابط فرد با همسایه ها، همکاران و اطرافیان، حتی کسانی که در بیرون می بیند باید حقوقی را برای آنها رعایت کند و در مقابل این افراد هم باید حقوق او را رعایت کنند.

سبک زندگی شیعه را بررسی می کنیم: جنبه خصوصی- فردی، خصوصی-خانوادگی، اجتماعی که با همسایه ها و اطرافیان بررسی می شود و جنبه سیاسی اجتماعی که نسبت به کشور و جامعه و کل جهان اسلام دارد. این همان سبک زندگی است که اسلام برای انسان در نظر گرفته است و شیعه بایستی آن را رعایت کند. البته یکی از مواردی که باید در زندگی به آن توجه شود بحث ولایت است، در روایت داریم که اسلام بر پنج بنا استوار شده است و بنای پنجمش ولایت می باشد.-  آیا ولایت هم جزء یکی از ابعاد سبک زندگی است؟

ولایت پایه سبک زندگی است، یعنی اینگونه نیست که یک محبت قلبی یا خیالی باشد بلکه ولایت امری است که انسان با آن زندگی می کند و در جنبه سیاسی-اجتماعی جای می گیرد، به همین دلیل روایت آخر را آوردم و این یک بخشی از قضیه است. بخش دیگر قضیه اطاعت از امام و اهمیت به نظرات آن است، گوش به فرمان بودن به نظرات امام و در صحنه بودن شیعه جزئی از زندگی اش است و اینگونه نیست که شیعه به مسائل سیاسی بی خیال باشد، در روایت داریم رسول الله فرموده اند: مومن باید سه چیز را رعایت کند:

۱-     عملش را خالص کند برای خدا

۲-     نصیحت بر امام داشته باشد

۳-     همراه جماعت باشد .

و در ادامه توضیح میدهد جماعت یعنی اهل حق بودن حتی اگر تعدادشان کم باشد و در روایت دیگری گفته است: «هرکس یک وجب از جماعت مسلمین فاصله بگیرد از دایره مسلمین خارج شده است.» درحال حاضر جماعت یعنی ولایت و گروهی که با امام هستند. انسان باید این ابعاد را رعایت کند و همه این موارد در سبک زندگی شیعه جای می گیرد.

- چه عواملی در سبک زندگی ها تاثیر داشته و باعث تغییر در آن می شود؟

عوامل زیادی تاثیر گذار هستند، به طو مثال: حکومت دست شیعه نباشد می بینیم که بخشی از ابعاد زندگیها تغییر می کند یا مراجع بطور غیر رسمی کار امام را انجام بدهند (زمانی که حکومت دست فقیه نیست) ،یا شیعه در تقیه زندگی کند و یا در بلاد کفر باشد. این موارد می تواند بعضی از ابعاد سبک زندگی را تغییر دهد، در مراحل پائین تر فردی مانند: رابطه با خانواده و همسایه معمولا تاثیری نداشته و میتوان رعایت کرد.

- شما سبک زندگی شیعی را برای ما توضیح دادید در صورتی که اهل سنت  و اقلیت ها هم در جامعه و کشور ما هم زندگی می کنند.

برای اهل سنت ولایت مورد اهمیت نیست، سبک زندگی آنها بیشتر سکولار بوده و روابط سیاسی اجتماعی آنها مانند یک شیعه نیست. باتوجه با اینکه در ایران اهل تسنن و اقلیتها نیز هستند شاید مجبور شویم سبک زندگی را در چند سطح تعریف کنیم. مگر اینکه مسامحه به خرج دهیم و فارغ از دینمان یک سبک زندگیی را تعریف کنیم، که یک ایرانی چطور زندگی می کند.

-سبک زندگی ایرانی و اسلامی از هم جدا هستند؟

منظور از اینکه سبک زندگی ایرانی را تعریف کنیم این بود که برای همه مردم ایران و اقلیتها یک سبک زندگی را با مسامحه تعریف کنیم. اما از آنجایی که ایرانیها از قدیم الایام حق جو و دنبال فضائل بودند، بطور مثال حجاب در ایران باستان شدیدتر از اسلام بود و یکی از مواردی که در باستان گرایی سکولارها و دوران شاه نشان داده می شد این بود که دوران باستان را در عین بی حجابی ترویج می دادند در صورتیکه اگر کسی بخواهد باستان گرایی را ترویج دهد، یکی از شاخصه های زنان باستان حجاب آنهاست که بسیار پوشیده بوده اند.

ایران باستان را که نگاه می کنیم می بینیم برای همین ایرانی ها زودتر مسلمان شدند و علاقمند بودند که خود بطرف اسلام بیایند، چون شاخص هایی که در ایران باستان بود در اسلام نیز می باشد، ما می بینیم که ایرانی های از شش هزار سال قبل موحد هستند و علاقه آنها به اسلام زوری نبوده است. در جنگهای قادسیه و قبل از آن چهار هزار نفر از مردم دیلمان داوطلبانه مسلمان میشوندو به نیروهای اسلام می پیوندند و در جنگ بعدی با یزدگرد سوم  با ایرانیان می جنگند.اگر الان این سبک زندگی اسلامی را از ایرانی می خواهیم جدا کنیم بخاطر وضعیتی است که در حال حاضر در ایران وجود دارد.

- مگر الان چه وضعیتی وجود دارد ؟

بخاطر تبلیغاتی که صورت گرفته است، گروهی از مردم ایران متمایل به غرب هستند یا ارمنی ها و بهائیان که در ایران ساکن اند، سبک زندگی هایشان را متفاوت کرده اند. سبک زندگی اینها را حتی نمیتوان با سبک زندگی ایران باستان مقایسه کرد. مثلا ارمنی هایی که در ایران زندگی می کنند و یا غرب زده ها دوست دارند مطابق با زندگی غربی باشند و بیشتر به سبک زندگی غربی نزدیک هستند.

 در تعریف سبک زندگی ایرانی، اسلام را در نظر بگیریم راحتر هستیم تا این گروهها را مدنظر قرار دهیم، چون بیشتر این گروها میخواهند سبک زندگی غربی را الگو قرار دهند.

- ما ایرانی هستیم و سبک زندگی ایرانی را خواهی نخواهی در زندگی هایمان تا حدودی داریم ولی از طرفی مسلمان هستیم و سبک زندگی اسلامی خودمان را نیز میخواهیم داشته باشیم، حالا کدامیک از این سبک زندگیها بر آن یکی ارجعیت دارد و در اولویت است ؟

وقتی می گوئیم ما ایرانی هستیم و سبک زندگی ایرانی را باید داشته باشیم، ما در ایران باستان زندگی نمی کنیم و در امروز و حال حاضر هستیم ،حرفهایی در مورد سبک زندگی ایرانی، برای ایران باستان بود بنابراین الانی که ما در آن زندگی می کنیم آمیخته ای از سبک زندگی غربی و اسلامی است.

 وقتی ما خانه هایمان را نگاه می کنیم مدل اوپن ساخته شده است و در قسمت حال و پذیرایی آن زن و مرد مختلط هستند این هیچ گونه غرابتی با سبک زندگی اسلامی ندارد و مبلغ زندگی غربی است. معماری خانه ها و مدل زندگی ها، اینها همه جزئی از سبک زندگیمان است.

این اختلاطی که بین زن و مرد وجود دارد از غرب آمده است و سبک زندگی غربی بر زندگی هایمان حاکم است ، از طرفی اسلام نیز دستوراتی داده است. در این بین ما چطور بیائیم بین سبک زندگی غربی و اسلامی یک همزادی درست کنیم؟

- زندگی ما کاملا غربی هم نیست، چیزهای که دوست داشته ایم را از زندگی آنها جدا کرده ایم، درواقع از چیزهای خوب آنها استفاده نکرده و نکات منفی آنها را مورد استفاده قرار داده ایم، پس زندگی ما کاملا غربی هم نیست.

زندگی ما تا حدی غربی شده ولی کامل غربی نیست. ما یک وقتی میتوانیم چیزی که موجود هست را ترویج دهیم، یک وقت میتوانیم فرهنگ سازی کنیم، یک وقتی میتوانیم بگوئیم چه فرهنگی وجود دارد و یک وقتی باید بگوئیم چه فرهنگی باید باشد. یکی از رسالتهای رسانه ها اعم از مطبوعات، صدا سیما و اینترنت فرهنگ سازی است، یعنی بگوید سبک زندگی که الان گرفتارش هستیم چقدرش اسلامی نیست.

سبک زندگی شیعی را بدون آنکه اسمی از شیعه بیاوریم به عنوان سبک زندگی اسلامی جا انداخت. اهل سنت ایران را نگاه کنید می بینید که فرهنگ زندگی اهل سنت فرهنگ شیعه است با اینکه آنها سنی هستند، وقتی با آنها صحبت می کنیم بحث شفاعت را عنوان کرده و می گویند عمر ما را شفاعت کرد یا اینکه در خواب عمر را دیدم در حالی که در تفکرات اهل سنت اساس شفاعت و خواب دیدن زیر سوال است، درست است که اهل تسنن هستند ولی به شدت تحت تفکر و فرهنگ شیعی قرار دارند.

سبک زندگی شیعه را بصورت خیلی ریزتر مورد بررسی قرار داده و در موردش فیلم بسازیم، نمونه یک شیعه را نشان دهیم. چطور آمریکائیها از سبک زندگیهایشان فیلم میسازند، رومان می نویسند و حتی در کارتن هایی که ساخته اند این را به وضوح میتوان دید. ما هم میتوانیم این سبک زندگی اسلامی را در محصولات فرهنگی مان گسترش دهیم و بعد از یک مدت هفت ، هشت ساله می بینیم که اساسا سبک زندگی شیعی و اسلامی تبدیل به زندگی غالب ایرانی ها شده است. ما نباید بخاطر اینکه بخشی از مردم ما شیعه نیستند دنبال سبک زندگی باشیم که اهل شیعه آن را ترویج نمی کند.سبک زندگی که در فرهنگ شیعه تاکید شده را بدون آنکه اسمی از شیعه آورده شود رواج دهیم و به این طریق ترویج دهنده همان سبک زندگی شیعی باشیم. چون اگر بخواهیم روی ایران باستان انگشت بگذاریم که الان وجود ندارد، اگر بخواهیم روی ایران فعلی دست بگذاریم که بخشی از آن غربی است بنابراین ما نمیتوانیم چیزی که موجود است را ترویج کنیم و درست هم همین است.

- چند روز پیش وزیر سابق فرهنگ فرانسه گفته بود باید از ورود سبک زندگی آمریکائی و ترویج آن در فرانسه جلوگیری شود، در صورتی که اگر ما یک فیلم فرانسوی ببینیم اغلب تشخیص نمی دهیم که این یک فیلم فرانسوی هست یا آمریکائی، چون سبک زندگی اینها به هم نزدیک است. با این وجود چه چیزی باعث شد که چنین حرفی راگفته و بخواهد از ورود سبک زندگی آمریکائی به فرانسه جلوگیری شود؟

بخاطر اینکه فرهنگ فرانسوی ها بیشتر روی خانواده دوستی است برخلاف آمریکائیها که خانواده در آن از هم پاشیده شده و در فیلمها نیز این به وضوح نشان داده می شود. به طور مثال:  مادر با یک فرزند در حالیکه پدر نیست زندگی می کند و این مسئله جامعه اروپا را تهدید می کند.

خانواده از هم پاشیده یکی از ویژگی های جامعه آمریکاست. در حالیکه اروپائی ها هم به خانواده ، دین و کلیسا اهمیت بیشتری می دهند در صورتیکه آمریکائی ها به لحاظ دینی ، اخلاقی و خانواده فاسدتر بوده و خانواد از هم پاشیده تری دارند، به همین دلیل اروپا نگرانی سبک زندگی خود را دارد.

 دغدغه ای که آنها برای فرهنگ خود دارند ما برای دین هم داریم، دینی که برای تمام ابعاد زندگی برنامه دارد. آنها برای دین خود برنامه خاصی نداشته و بیشتر دغدغه فرهنگ را دارند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 سبک زندگی خانواده ایرانی نه سنتی است و نه مدرن بلکه آشفته‌بازاری است از بی‌نظمی و بی‌سبکی. چنان‌که گویی سبک زندگی‌مان را باید در این بی‌جایگاهی و بی‌تکیه‌گاهی‌اش بیابیم. شاید بتوان گفت مؤلفه اصلی در سبک زندگی سنتی، ارزش‌ها هستند؛ از این رو، همه درصدد حفظ ارزش‌ها هستند و در بازتولید آن می‌کوشند، اما مؤلفه اصلی سبک زندگی مدرن، پاسخگویی به نیاز فرد در عین احترام به نیاز و حقوق جمع است.

تنهاتر از همیشه

حکایت عجیبی دارد قصه روزگار ما، درست مثل آن جمله مشهور که می‌گوید هیچ اصلی ثابت‌تر از خود «تغییر» نیست! سرعت تغییر در زندگی ، تعجب آور شده است . در عصر تکنولوژی و غربت، روح سنگین اشیا بر ذهن‌های خسته ما سخت سنگینی می‌کند. این همه تغییر در سبک زندگی که در ابتدا هدفش آسایش و رفاه بود فرجامش به تنها شدن انسان‌ها ختم شد.

امروزه اعضای خانواده آنقدر تنها شده‌اند که ترجیح می‌دهند در دنیای مجازی، گمشده خویش را جستجو کنند، «چت» کردن را می‌گویم. به اندازه‌ای تنها شدیم که حیوانات مونسمان شده‌اند؛ اما فلسفه دوستی ما تنهاییمان بود و بس. این سبک زندگی برای ایرانی و خانواده ایرانی نبوده ‌است. «سبک»‌‌های زندگی آن‌گونه که «آلفرد آدلر» تعریف می‌کند به مجموعه‌ای از طرز‌تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها گفته می‌شود که هر چیزی را در برمی‌گیرد، اما تغییراتی که ما در خانه‌های خویش را بر آنها گشودیم هیچ‌کدام از نشانه‌های سبک ایرانی را شامل نمی‌شد. در گذشته فرهنگ جمع‌گرایی بر استقلال فردی مقدم بود، اما امروز نیست. با این وضع عوامل آسیب‌زا نه‌تنها در بیرون خانه بلکه در اندرونی‌ها، تمام اعضای خانواده ایرانی را مورد تهدید قرار داده است.

و قصه این فاصله‌ها با ورود هر نوع تکنولوژی و ابزار مدرن به خانه‌های ما بیشتر و بیشتر شد. فاصله بین نسل‌ها کوتاه‌تر شد و این هم نتیجه‌ای جز تفاوت اندیشه و دیدگاه ۲ نسل با فاصله زمانی کوتاه دربرنداشت. این اختلاف سلیقه در نگاه نخست امری معمول است، اما در این رهگذر گاه ارزش‌هایی که جزو اصول ثابت خانواده‌های ایرانی بودند، در کارزار مدرنیته به مذبح کشیده شدند.

فرهنگ فراموش شده

با تمام این تفاسیر اگر نیم‌نگاهی به سبک زندگی نه‌چندان دور در خانواده‌های ایرانی داشته باشیم، شاهد رنگ‌باختن بسیاری از آداب و رسومی ‌خواهیم بود که زمانی دارای کارکردهای چندگانه عاطفی، رفتاری و آموزشی بودند اما به مرور نقش گذشته خود را از دست داده ‌یا به مرور در حال رنگ باختن هستند. در آن روزگاران هر چیز برای خود آدابی داشت از سفره انداختن و دور هم نشستن تا شب نشینی‌های به یاد ماندنی. روزگاری قصه‌های پر نغز گلستان و بوستان، شاهنامه‌خوانی فردوسی حکیم و دلبری‌های شیرین و فرهاد و… رویای شبانه ما بودند؛ اما اکنون آخرین مدل «گیم»‌های خارجی و دغدغه‌های کارهای عقب‌مانده، ذهن کودک و بزرگ را به خود مشغول کرده است.

به باور یک جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، سبک زندگی خانواده ایرانی نه سنتی است و نه مدرن بلکه آشفته‌بازاری است از بی‌نظمی و بی‌سبکی. چنان‌که گویی سبک زندگی‌مان را باید در این بی‌جایگاهی و بی‌تکیه‌گاهی‌اش بیابیم. شاید بتوان گفت مؤلفه اصلی در سبک زندگی سنتی، ارزش‌ها هستند؛ از این رو، همه درصدد حفظ ارزش‌ها هستند و در بازتولید آن می‌کوشند، اما مؤلفه اصلی سبک زندگی مدرن، پاسخگویی به نیاز فرد در عین احترام به نیاز و حقوق جمع است. به گفته این کارشناس مسائل اجتماعی، ما نه به سنت پایبندیم که ارزش‌ها محور سبک زندگی‌مان باشد و نه به هویت فردی و انسانی پایبندیم که آن را محور و اساس کار خود قرار دهیم، بلکه ما به یک خودمحوری در پاسخ به نیازهایمان رسیده‌ایم که نیاز و حقوق جمع را نمی‌بینیم یا نمی‌خواهیم ببینیم. به سبک زندگی سنتی تعلق نداریم، چون پوسته‌ای از ارزش‌ها را حمل می‌کنیم و درصدد تولید و بازتولید آنها نیستیم. به سبک زندگی مدرن نیز تعلق نداریم، چون به الزامات آن پایبند نیستیم.

بیایید یک بار دیگر نگاهی به زندگی یک خانواده ایرانی در گذشته‌ای نه چندان دور بیندازیم؛ درک این موضوع دشوار نیست تنها کافی است که از نسل پدران خود سوال کنید تا با حسرت از دوستی‌ها، جوانمردی‌ها و مرام‌های مردمان آن روزگار خاطره‌ها باز گویند. از بازی‌های قدیمی‌مانند تیله بازی، هفت سنگ، معما گفتن و… برای شما مثال بزنند. می‌دانید که همین بازی‌های ساده کلی کارکرد داشتند مانند‌ تمرکز‌کردن، ورزش، هیجان، تفکر و مهم‌تر از همه ‌بازی‌ها‌ی گروهی و خانوادگی بود که به تقویت انسجام و عاطفه در میان آنها منجر می‌شد. بگذریم…

تحفه مدرنیته

نه می‌شود مظاهر زندگی گذشته را کاملا حفظ کرد و نه بر تمام دستاوردهای زندگی مدرن که حاصل تاریخ و تمدن بشری است؛ چشم پوشید. با وجود تمام آسیب‌هایی که زندگی صنعتی و مدرن در نهاد خانواده بر جای گذاشته است، تحفه‌هایی نیز برای این خانواده در بر داشته است. اگر در گذشته شکل خانواده‌ها گسترده بود که این هم مزایایی برای خود داشت، اما حالا با استقلال هر چه بیشتر زوجین، از برخی دخالت‌های اطرافیان مصون مانده‌اند. تلفن، شومینه، رایانه و هزار وسیله دیگر به کمک انسان شتافته تا دمی‌ بیاساید. وسایل کمک آموزشی روند سواد و دانش را در تمام جامعه گسترش داده است. تمام این تکنولوژی‌ها به صورت محسوسی سبک زندگی خانواده‌ها را هم دگرگون و هم از کیفیت بیشتری برخوردار کرده‌اند.

نگاهبانان سنت

برخی‌ها از سنت مفاهیمی‌همچون حصار، اندیشه کهنه و گاه سنت به معنی حفظ وضعیت موجود را برداشت می‌کنند گروهی دیگر نیز آن را با ارزش‌های فرهنگی مترادف می‌دانند. زندگی به سبک سنتی که بیشتر با تعریف گروه اخیر یعنی همان ارزش‌های فرهنگی، همخوانی دارد دربرگیرنده عناصر خاص خود است. آنتونی گیدنز این عناصر را چنین توضیح می‌دهد: «سنت در گیربا شکل‌هایی از مراسم و آیین‌ها و رفتارهای تشریفاتی است تا حد زیادی جمعی است و سنت‌ها همیشه نگهبانانی دارند؛ نگهبانان همیشه به حقیقت آیین‌های سنتی دسترسی دارند و رازدار اطلاعاتی هستند که افراد عامی‌فاقد آنند.»

با وجود این، باید اذعان کرد هنوز تعارض بین زندگی مدرن و جامعه سنتی تا اندازه‌ای قابل مشاهده است. شاید ساده‌ترین پاسخ به این تعارض این باشد که ورود بسیاری از وسایل مدرن و مظاهر مدرنیته در زندگی ما، نه بر اساس نیاز، بلکه ناشی از تبلیغات و احساس نیاز کاذب بوده است.

می‌توان مهربان‌تر بود…

اکنون که دلبستگی‌ها و وابستگی‌ها، عادت‌ها و روش‌ها، دوست داشتن‌ها و تنفرها همه و همه رنگ و شمایل جدیدی به خود گرفته‌اند، حداقل دوست داشتن همنوع و حفظ گرمای کانون خانواده را از یاد نبریم. روزی یک بار کنار سفره دور هم جمع شویم، گاهی به خانه همسایه یا فامیل سری بزنیم، اندکی بیشتر با هم مهربان باشیم. حالا که کرسی نیست مهرتان را کنار همین شومینه نثار یکدیگر کنید به یک آشنای سالیان دور تلفن بزنید…. ثانیه‌ها به سرعت درگذرند… تلویزیون و رایانه خود را خاموش کنید حالا کهن‌ترین حکایتی را که به‌یاد دارید برای اعضای خانواده بازگو کنید و خوب همدیگر را از پس سالیان و روزگاران از دست رفته ببینید.

حکایت ناتمام

سهراب خسته از اتوبان‌های بی‌رمق شهر دوباره باز آمده بود تا پدربزرگ حکایت ناتمام شیرین و فرهاد را در این زمستان سیاه بی‌برف به پایانی نیک برساند. او حسرت شنیدن چیزهای بسیاری داشت؛ چیزهایی که یک نفر روبه‌رویش بنشیند و بازگو کند. چیزهایی که در آن بتوان حس عشق و عاطفه را خوب فهمید چیزهایی که…

سهراب کوبه را ملایم بر در چوبی قهوه‌ای سوخته فرود آورد. صدای کفش‌ها ‌درون حیاط شنیده شد سهراب منتظر ماند، اما گویی هر چه زمان می‌گذشت صدای کفش‌ها دورتر می‌شدند!سامان عابری / جام جم

سبک زندگی بی‌هنجار

سبک زندگی بیش از آن که بر تولید استوار باشد، بر‌شباهت الگوهای مصرف استوار است؛ شامل شیوه‌های برطرف کردن نیازهای روزمره، رفتار، اندیشیدن و نگرش‌ها. گر چه شیوه تولید اقتصادی بر چگونگی مصرف تأثیر می‌گذارد، ‌ولی ضرورتا تعیین‌کننده آن نیست و صرفاً رابطه یکطرفه‌ای بین این دو برقرار نیست.

بلکه تولید نیز از مصرف و سبک زندگی تأثیرمی‌گیرد و از یک سو درصدد پاسخگویی به نیازهای زندگی و چارچوب‌های سبک زندگی برمی‌آید و از سوی دیگر، خود نیز نیازهایی را در چارچوب سبک زندگی می‌آفریند و برای پاسخ گفتن به آن‌ نیاز، تولیدهایی را به بازار مصرف عرضه می‌کند و سبک زندگی را در مواقع و مراحلی به دنبال خود می‌کشاند. اما‌ سبک زندگی که نمایانگر الگوهای مصرف است، بر‌مجموعه‌ای از کردارها و نگرش‌های اجتماعی و فرهنگی تکیه دارد؛ از این رو می‌توان در هر جامعه از جمله جامعه ایرانی هم از یک سبک کلی زندگی خبر داد و هم از سبک‌های زندگی اقشار و گروه‌های اجتماعی و اقوام و طوایف و ساکنان روستاها و شهرهای گوناگون.

در سطحی پایین‌تر و آن جایی که به زندگی جاری مربوط می‌شود، سبک زندگی متأثر از ۲ عامل اساسی است؛ یکی شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه داخلی و خارجی و دیگری توانمندی‌های فردی و خانوادگی که می‌توان از آن با عنوان سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یاد کرد.

از این رو، اگر هم هر فرد و خانواده‌ای سبک زندگی خود را انتخاب می‌کند و برمی‌گزیند، ولی این انتخاب در محدوده‌ای از مضایق ساختاری (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) قرار گرفته است؛ یعنی مجموعه عوامل ذهنی، سنتی، هنجاری، حقوقی و مذهبی. از این رو، هر فردی با توجه به توانمندی‌های اقتصادی و سرمایه‌های اجتماعی و فرهنگی‌اش و آنچه شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه تعیین می‌کند، سبک زندگی خود را برمی‌گزیند.

در روزگار کنونی ما، این شرایط وضعیت باثباتی ندارد و علاوه بر این، از یک سو، متأثر از سبک‌های زندگی دیگران (فرهنگ‌ها و جوامع غیربومی) است، از سویی دیگر با تضعیف سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز مواجه است. به همین دلیل با سبک‌های زندگی بحران‌زده، نامشخص، نامتعادل، بی‌هویت و در هم ریخته و حتی بی‌معنا مواجه هستیم. وضعیتی که نه سنتی است و نه مدرن. سبک زندگی مدرن چارچوب‌ها و قواعد مشخصی دارد که سبک زندگی ما حتی آنها را نیز ندارد.

تلاش می‌کنیم مدرن باشیم ولی نیستیم. از آن سو، چندان هم به سنت پایبند نیستیم؛ علاوه بر این که حتی اگردر مواردی به ظاهر سنتی عمل می‌کنیم، ولی به لحاظ معنایی با سنت همراهی نمی‌کنیم. در ظاهر زندگی دست و پا می‌زنیم. برای سنجش سبک زندگی، انواع مصرف‌های اجتماعی و فرهنگی افراد و خانواده‌ها شناسایی می‌شود، بدون این که به ربط تنوع مصرفی، شیوه‌ها و معانی آنها توجهی شود. به عنوان مثال این کافی نیست که برحسب نوع پوشش افراد در جامعه از تنوع سبک‌های پوشش خبر دهیم. بلکه در نگاهی فراتر از رفتار فردی می‌توان دریافت که همان پوشش نیز در یک وضعیت بحران ارزشی ـ اجتماعی به سر می‌برد. سبک زندگی، وضعیت تثبیت‌شده الگوهای مصرفی است، نه وضعیت بحران ارزشی ـ اجتماعی؛ الگوهایی که با یکدیگر ارتباط معنایی دارند و هر عنصر می‌تواند وجود و جایگاه عنصر دیگر را دریابد و توجیه کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
فارغ از این‌که اصطلاح «سبک زندگی» در فرهنگ واژگان آیت‌الله خامنه‌ای تازگی دارد یا نه، آن‌چه که در کشور ما از آن به عنوان سبک زندگی یاد می‌کنند، از همان آغاز رهبری ایشان یا حتی قبل‌تر از آن دغدغه‌ی ایشان بوده است: «بنده زمان ریاست‌جمهورى در شوراى عالى انقلاب فرهنگى قضیه‌ى طرح لباس ملى را مطرح کردم و گفتم بیایید یک لباس ملى درست کنیم [...] عرب‌ها لباس ملى خودشان را دارند، هندى‌ها لباس ملى خودشان را دارند، اندونزى‌یایى‌ها لباس ملى خودشان را دارند [...] من و شما که ایرانى هستیم، لباسمان چیست؟» (بیانات در دیدار جمعی از جوانان استان همدان، ۱۳۸۳/۴/۱۷)

این‌گونه دغدغه‌ها نسبت به «روش‌ زندگی» در اوایل رهبری آیت‌الله خامنه‌ای بیشتر از پیش نمایان گشت. نگاهی گذرا به نام‌گذاری سال‌ها در دهه‌ی هفتاد شمسی نشان می‌دهد که ارتقای فرهنگ عمومی در کشور برای ایشان اهمیتی فوق‌العاده داشته است. انتخاب‌‌ نام‌هایی همچون «وجدان کاری، انضباط اجتماعى»، «انضباط اقتصادى و مالی» و «صرفه‌جویی» ناظر بر آسیب‌شناسی جامعه‌ی آن روز ایران بود؛ آسیب‌هایی همچون زیاده‌روى و نابودکردن اموال عمومى و اموال شخصى و نیز ریخت و پاش و اسراف. در این میان نام‌هایی مانند «حرکت به سوى اصلاح الگوى مصرف» و «همت مضاعف و کار مضاعف» برای نسل‌های جوان‌تر جامعه‌ی ایرانی آشناتر است. البته انتخاب نام سال، تنها زمینه‌ی طرح این بحث برای رهبری نبود، بلکه ایشان در سخنرانی‌های مختلفی در این سال‌ها به مسائلی مثل آپارتمان‌نشینی، معماری، اصلاح موی سر، شیوه‌ی راه‌رفتن، کتاب‌خوانی، الگوى مصرف وسایل زندگى، مُد و ... نیز پرداخته‌اند.

ساموئل هانتینگتون در کتاب «چالش‌های هویت در آمریکا» موفقیت نظام سیاسی آمریکا را در هویت‌سازی علی‌رغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم، اعتقادات و فرهنگ‌های متفاوت و بعضاً متضاد، آمریکایی کردن (Americanization) آنها می‌داند.


چرا سبک زندگی؟
در شرایط حساس کنونی منطقه و جهان و علیرغم همه‌ی تهدیدها و تحریم‌های تحمیلی علیه ملت ایران و شرایط اقتصادی و ... چرا رهبر انقلاب این موضوع مهم را متن تمدن‌سازی نوین اسلامی می‌دانند؟ چرا ایشان دغدغه‌ی سبک زندگی را با این کیفیت بیان می‌کنند؟ برای یافتن پاسخ لازم است که دو وجه این سخنان را بررسی کنیم:

۱. وجه ایجابی: سال گذشته و در جمع دانشجویان کرمانشاهی بود که رهبر انقلاب هدف اصلی و میانه‌ی انقلاب اسلامی ایران را «تشکیل جامعه‌ی اسلامی با همه‌ی خصوصیات و شاخص‌هایش» عنوان کردند؛ جامعه‌ای که قرار است الگویش را سرِ دست بگیرد و در این آشفته‌‌بازار بین‌المللی و منطقه‌ای به همگان نشان دهد.

به نظر می‌رسد که در عمر بیش از سی سال انقلاب اسلامی ایران و با وجود همه‌ی سختی‌ها و فشارها، ایران اسلامی توانسته است ساختار و چهارچوب خوبی را برای پیشرفت خود بسازد. در زمینه‌ی سیاسی ما اکنون به ثبات و اقتدار سیاسی در داخل و اعتبار اثرگذار در عرصه‌ی بین‌الملل رسیده‌ایم. پروژه‌ی «مهار ایران» که با وقوع بیداری اسلامی رنگ و بوی جدیدی یافته، حاکی از این امر دارد. در عرصه‌ی علم به استناد پایگاه استنادی اسکوپوس در سال ۲۰۱۲ میلادی، حائز رتبه‌ی نخست در منطقه و شانزدهم در دنیا هستیم. همچنین با توجه به ظرفیت‌های طبیعی، زیربنایی و انسانی‌ کشورمان، ابزار مناسبی را با توجه به ساخت و اسکلت محکم نظام در اختیار داریم. حال نوبت به طراحی و ساخت بنای مورد نظر است، اما چه بنایی و با چه معماری باید برای این اسکلت طراحی نمود؟ «آن چیزهایى است که متن زندگى ما را تشکیل می‌دهد؛ که همان سبک زندگى است.»

اگر ما سبک زندگی را تنها بحثی ذیل فرهنگ ندانیم و نقش آن را در تمدن‌سازی فهم کنیم، با توجه به ظرفیت‌های فوق به موقعیتی رسیده‌ایم که باید برای طراحی بنای تمدن خود برنامه‌ریزی کنیم. حال که باید راه نوینی را برای خود و همگان باز کنیم، آیا می‌توانیم از چگونه زندگی‌کردن مردم بگذریم و تنها به انتقال گفتمان‌ها و آرمان‌های خود بسنده کنیم؟ مردم برای معیشت و معاش خود نیز نیاز به الگو دارند.

۲. وجه سلبی:
۲.۱ ساموئل هانتینگتون در کتاب «چالش‌های هویت در آمریکا» موفقیت نظام سیاسی آمریکا را در هویت‌سازی علی‌رغم حضور افراد متعدد خارجی با رسوم، اعتقادات و فرهنگ‌های متفاوت و بعضاً متضاد با تمامی جهان خاکی و در یک کلمه «آمریکایی کردن» (Americanization) آنها می‌داند. به این معنا که ما با دین شما، مذهب شما، رنگ پوست و موی شما کاری نداریم؛ فقط آمریکایی زندگی کنید، حتی اگر مسلمان هستید. هانتینگتون معتقد است که تداوم جامعه‌ی آمریکا در پرتو فرآیند آمریکایی‌کردن ممکن می‌شود؛ با این استراتژی که در مدل مرکز-پیرامون یا شمال-جنوب و برای افزایش حداکثری عمق استراتژیک آمریکا باید وارد زندگی پیرامونی‌ها و جنوبی‌ها نیز بشود.

سبک زندگی آن‌قدر به روبنا و ظواهر زندگی انسان‌ها می‌پردازد که اغلب ما معتقد نیستیم یا حتی فراموش می‌کنیم که دارای لایه‌های عمیق‌تر تئوریک نیز هست. غفلت از مبانی، خود را در استفاده از روش‌هایی نشان می‌دهد که یا سکولاریسم پنهان است یا تقلید.


تفکیک سبک زندگی از اعتقادات و دین -به عبارتی سکولاریزه کردن سبک زندگی- مهم‌ترین دستاورد نظام سلطه بوده که مرزهای آن به جامعه‌ی آمریکایی محدود نمی‌شود. با این منطق بوده که «فرهنگ مهاجم» غرب خود را تبدیل به «فرهنگ غالب» کرده است. وقتی انسان‌های بسیاری در خارج از مرزهای آمریکا، آمریکایی زندگی می‌کنند، ایالات متحده می‌تواند به عنوان عمق استراتژیک خود روی آن‌ها حساب کند. موفقیتی که آمریکایی‌ها نتوانستند با قدرت نظامی و سیاسی خود به آن دست یابند، با آمریکایی کردن زندگی بسیاری از مردمان جهان برایشان فراهم آمده است. جوزف نای، نظریه‌پرداز «قدرت نرم» معتقد است که آمریکا در دیپلماسی عمومی خود با دو بازوی رسانه‌ای و آموزشی، رؤیاها و انتخاب‌های جهانیان را می‌سازد.

بنابراین چه ما به دنبال تمدن‌سازی باشیم و چه نباشیم، حداقل برای حفظ هویت خود باید روش زندگی متناسب با اعتقاداتمان را ارائه دهیم وگرنه آمریکایی‌شدن دیر یا زود سرنوشت ما هم خواهد بود.

۲.۲ نگاه آسیب‌شناسانه به وضعیت فرهنگی و به‌خصوص سبک زندگی کنونی ایرانیان، ما را وامی‌دارد تا مشکلات فرهنگی خود را تنها ناشی از تهاجم فرهنگی نظام سلطه نبینیم. مشکلات جامعه را باید به‌درستی شناسایی کرد و مجرای اصلاح آن را نیز روشن نمود. بسیاری از ما این نکته را در نقد وضع موجود لحاظ نمی‌کنیم و کاستی‌ها و آسیب‌های خود را در حوزه‌ی رفتارها و هنجارهای فرهنگی، به مسائل سیاسی یا اقتصادی و بین‌المللی «فرافکنی» می‌کنیم.

شاید سبک زندگی آن‌قدر به روبنا و ظواهر زندگی انسان‌ها می‌پردازد که اغلب ما معتقد نیستیم یا حتی فراموش می‌کنیم که دارای لایه‌های عمیق‌تر تئوریک نیز هست. غفلت از مبانی، خود را در استفاده از روش‌هایی نشان می‌دهد که یا سکولاریسم پنهان است یا تقلید. علت هر دو این‌ها هم سطحی‌نگری است. گروه اول بر این خیال می‌زیند که اسلام را در عصر جدید، نونوار می‌کنند و گروه دوم ناخواسته دین را قربانی سبک زندگی غربی می‌کنند.

رهبر انقلاب اسلامی در سخنان اخیر خود اولاً بستر و ضرورت و جایگاه بحث سبک زندگی را در جمهوری اسلامی مشخص کردند. ثانیاً برای نشان دادن نقشه‌ی راه این مسئله، به چند ملاحظه‌ی مهم اشاره نمودند. ایشان تفسیری توحیدی از زندگی و سبک زندگی بر مبنای خدامحوری را متفاوت از سبک زندگی انسان‌مدارانه‌ی غربی دانستند.

ملاحظه‌ی دوم اما به عرصه‌ی عمل برمی‌گردد؛ آن‌جا که اغلب گمان می‌کنند همه‌چیز باید بالا به پایین و دستوری باشد. در حالی که جنس فرهنگ و فرهنگ‌سازی به‌خصوص در جامعه‌ی ایرانی که از ظرفیت‌های شبکه‌سازی اجتماعی نظیر مساجد و حسینیه‌ها و ... برخوردار است، باید از پایین به بالا باشد. جای تأسف دارد که در بعضی مواقع که رهبری انقلاب مطالبه‌ای نرم‌افزاری را بیان می‌کنند، ابتدا آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و نهادها برای آن تعیین می‌شود و نهایتاً هم اصل موضوع به حاشیه می‌رود. اگر سپردن اقتصاد به دست مردم هنوز با موانعی مواجه است، اما می‌توان سبک زندگی را با کمک مردم و به دست ایشان ایجاد کرد و رواج داد و ثمرات آن را دید.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 به گزارش گروه دین و اندیشه«تیتر یک» پناهیان در اولین روز سخنرانی خود، با بیان اینکه سبک زندگی به آن بخشی از ظاهر و رفتار ظاهری انسان بازمی‌گردد که قابل مدیریت است و خصوصاً به زیبایی و خوشایندی نیز ربط پیدا می‌کند، و در پاسخ به این سوال که «آیا سبک زندگی و این ظاهر و شکل و صورت رفتاری از نگاه دین اهمیت دارد یا نه؟» گفت: «ضمن توجه به تفاوت سبک زندگی با اخلاق، باید بگوییم که اسلام فقط با اخلاقِ ما کار ندارد بلکه با سبک زندگیِ ما نیز کار دارد. مثلاً اینکه ما عصبی‌مزاج هستیم یا نه، جزء سبک زندگی نیست (بلکه به اخلاق مربوط می‌شود)، اما اینکه چگونه عصبانیت خود را ابراز کنیم جزء سبک زندگی است، مثلاً اینکه با ناسزا گفتن، فریاد زدن، شکستن ظروف و … عصبانیت خود را بروز دهیم جزء سبک زندگی محسوب می‌شود. دین به سبک زندگی ما کار دارد»پناهیان همچنین نمونه‌ای از اشارۀ قرآن به سبک زندگی را مطرح کرد که نشان می‌دهد سبک زندگی در دین چقدر اهمیت دارد. این آیه قرآن، اولین خطاب «یا ایها الذین آمنوا» – بر اساس زمان نزول- است. این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این آیۀ قرآن گفت: «اولین خطابِ «یا ایها الذین آمنوا» مربوط به یک سبک رفتاری است نه یک اخلاق و عقیده یا علاقه، آن هم رفتاری که غیرعبادی و غیر حقوقی است و خداوند متعال اولاً آن را به عنوان یک «سبک» مورد نقد قرار می‌دهد و ثانیاً به زیبایی و عدم زیباییِ آن توجه دارد.»بخش‌هایی از اولین جلسه این سخنرانی، که مصادف با اولین روز هفته هم بود، از نظرتان می‌گذرد:

در گذشته فقط انبیاء و اوصیاء و اهالی دین به سبک زندگی اهمیت می‌دادند

*موضوع گفتگوی ما در این جلسات پاسخ به این سؤال است که «سبک زندگی کجای دین ماست؟». «سبک زندگی» اصطلاحی است که سابقاً خیلی مورد توجه نبوده و چندی است که بخشی از اندیشمندان به این موضوع در زندگی انسان توجه کرده‌ و آن را تحت عنوان و اصطلاحی متمایز مورد مطالعه قرار داده‌اند. البته نمی‌شود گفت که ماهیتِ آن جدیداً پدید آمده است بلکه این اصطلاح و عبارتِ «سبک زندگی» است که به تازگی پدید آمده است و جدیداً به آن توجه شده است و به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته‌ است.

*این جای خوشبختی دارد که موضوع سبک زندگی مورد توجه قرار گرفته است و اندیشمندان به آن پرداخته‌اند. چون قبل از این فقط انبیاء و اوصیاء بوده‌اند و فقط دینِ الهی  بوده است که به سبک زندگی خیلی اهمیت می‌داده و جزئیاتی را در سبک زندگی و رفتارهای ظاهری پیروان خود مورد توجه قرار می‌داده است. لذا از جهان روشن‌فکری غرب خیلی ممنون هستیم که این موضوعِ سبک زندگی را طرح کرده است! چون باعث می‌شود احادیث و سخنان انبیاء و اولیاء بیشتر شنیده شود. نه اینکه چون غربی‌ها این موضوع را مطرح کرده‌اند ما به دنبال آنها بیافتیم، بلکه از این جهت که مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی‌فهمند (النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا؛ نهج البلاغه/حکمت۱۷۲) لذا بسیاری از دشمنی‌ها با معارف دینی (به خصوص وقتی به جزئیات رفتاریِ انسان‌ها مربوط می‌شود)، از سرِ جهل است و اگر این جهل برطرف شود بسیاری از این دشمنی‌ها با دین از بین می‌رود.

منظور از «سبک زندگی» دقیقاً چیست؟

*در ابتدا باید سبک زندگی را توضیح دهیم و ببینیم که منظور از «سبک زندگی» دقیقاً چیست؟ منظور از «سبک زندگی» فرهنگ نیست، فرهنگ اموری را که اعمّ از سبک زندگی هستند (مانند عقاید و نگرش‌ها) را نیز دربرمی‌گیرد. در واقع سبک زندگی فقط به بخشی از فرهنگ اطلاق می‌شود، آن بخشی که به رفتار ظاهری انسان و به ظاهر انسان باز می‌گردد. در واقع سبک زندگی به آن بخشی از ظاهر و رفتار ظاهری انسان بازمی‌گردد که قابل مدیریت است و خصوصاً به زیبایی و خوشایندی نیز ربط پیدا می‌کند.

*البته ممکن است کسی سبک زندگی خود و همین ظاهر خود را بر اساس عقایدش تنظیم کند ولی حتماً از این عقاید خوشش می‌آمده که ظاهر خود را بر اساس آن درست کرده است. دیگرانی که این عنوان را استفاده می‌کنند به خوشایندیِ او کار دارند و به اینکه آیا ناشی از عقیدۀ اوست یا نه، کاری ندارند. به عنوان مثال در سبک زدگی ما لباس ماه محرّم و لباس عزای ما مشکی رنگ است و ممکن است در منطقۀ دیگری برای عزاداری لباس دیگری مرسوم باشد.

در «سبک زندگی» به ظاهر رفتار، فُرم‌ها و قالب‌های بروز احساسات کار دارند

*در بحث سبک زندگی به ظاهر رفتار و قالب‌های بروز احساسات کار دارند و به فُرم‌هایی که در این فُرم‌ها معانیِ ذهنی و گرایش‌های روحی تجلی پیدا می‌کنند. در بحث سبک زندگی با «فُرم» و شکلِ ظاهری کار دارند. اصلاً معنای «سبک» و «فُرم» نزدیک به هم است و شاید اولین مرتبه‌هایی که از واژۀ «سبک» استفاده شده است در مورد سبک‌های هنری بوده است، آنجایی که می‌خواستند «فُرم» را از «محتوا» جدا کنند.

*سبک زندگی، ظاهر زندگی را شامل می‌شود و اعمّ است از زبان انسان، گفتار، پوشش و … شاید اولین چیزی که در سبک زندگی دیده می‌شود نحوۀ پوشش انسان باشد و بعد نحوۀ چیدمان منزل و برنامه‌های روزانه‌ای که می‌ریزیم و …
سابقاً در فرهنگی که ناشی از نگاه کمونیستی بود، فُرم یا زیبایی اهمیت نداشت

*سابقاً (در دورۀ نفوذ تفکرات مارکسیستی) در دانشگاه‌ها این‌طور بود که اگر قرار بود چیزی با عنوان سبک زندگی «دینی» شود با آن به شدت برخورد می‌شد و با ناسزا و سخنان زشت مواجه می‌گردید. گویا اصلاً کسی نباید به «فُرم» و سبک زندگی اهمیت می‌داد! این هم نتیجۀ نگاه مارکسیست‌ها به زندگی بود. همچنین مارکسیست‌ها مدعی بودند که دانشِ انقلاب را فقط آنها دارند. خصوصاً هر نیروی مسلمانی که انقلابی می‌شد و می‌خواست با ادبیات علمی سخن بگوید، با ادبیات مارکسیستی سخن می‌گفت.

*در فرهنگی که ناشی از نگاه کمونیستی بود «فُرم» یا زیبایی چندان معنا نداشت. حتی احساسات هم زیاد معنا نداشت و دین افیون توده‌ها محسوب می‌شد. این نگاه به حدی خشن بود که موجب می‌شد برخی انقلابیون روضه‌خوان‌ها را ترور کنند. در آن دوره، دینداران را با تعبیرِ «قشری‌ها» خطاب قرار می‌دادند که نوعی ناسزا محسوب می‌شد.

حتی در صنعت و تکنولوژیِ مارکسیست‌ها (بلوک شرق) نیز زیبایی جایی نداشت/ بی‌توجهی آنها به ظواهر و حس زیبایی‌گرایی و احساسات، ریشه در ایدئولوژیِ مارکسیستی دارد

*حتی در صنعت و تکنولوژیِ مارکسیست‌ها و بلوک شرق نیز اگر دقت کنید می‌بینید که ظاهرِ خودروها، محصولات صنعتی و حتی معماریِ آنها جذابیتِ چندانی نداشت و این مسأله (یعنی بی‌توجهی به ظواهر و حس زیبایی‌گرایی و احساسات) ریشه در ایدئولوژیِ مارکسیستی دارد. آنها نه تنها به زیبایی در این امور اهمیت نمی‌دادند بلکه به ظاهری که دین بخواهد به آن بپردازد نیز اهانت می‌کردند و به دیندارانی که مقیداتی را در ظواهر رعایت می‌کردند طعنه می‌زدند و می‌گفتند «قشریون»!

*الحمدالله امروز با آن مسائل مواجه نیستیم و بسیاری از دانشمندان به اهمیت مسائل ظاهری و سبکِ زندگی پی‌برده‌اند و می‌گویند باید به آن بپردازیم. لذا می‌توان گفت ما نسبت به سی ‌سالِ قبل که کسی جرأت نمی‌کرد از ظاهر و ظاهر رفتاری سخن بگوید پیشرفت قابل ملاحظه‌ای در این عرصه داشته‌ایم.

اسلام فقط با اخلاقِ ما کار ندارد بلکه با سبک زندگیِ ما نیز کار دارد

*حالا ببینیم که آیا سبک زندگی و این ظاهر و شکل و صورت رفتاری از نگاه دین اهمیت دارد یا نه؟ در پاسخ، ضمن توجه به تفاوت سبک زندگی با اخلاق، باید بگوییم که اسلام فقط با اخلاقِ ما کار ندارد بلکه با سبک زندگیِ ما نیز کار دارد.

عصبی‌مزاج بودنِ ما، جزء سبک زندگیِ ما نیست، نحوۀ ابرازِ عصبانیت جزء سبک زندگی است

*مثلاً اینکه ما عصبی‌مزاج هستیم یا نه، جزء سبک زندگی نیست (بلکه به اخلاق مربوط می‌شود)، اما اینکه چگونه عصبانیت خود را ابراز کنیم جزء سبک زندگی است، مثلاً اینکه با ناسزا گفتن، فریاد زدن، شکستن ظروف و … عصبانیت خود را بروز دهیم جزء سبک زندگی محسوب می‌شود. اینکه ما آدمِ کریم و باسخاوتی هستیم ربطی به سبک زندگی ندارد ولی اینکه حاتم‌بخشیِ خود را چگونه بروز می‌دهیم به سبک زندگی مربوط می‌شود.

تعریف سبک زندگی:  ظاهر رفتار+عادت+ جمعی بودن

*سبک زندگی فقط ظاهر رفتار را شامل نمی‌شود که احیاناً زیبایی‌هایی‌ نیز داشته باشد. بلکه این ظاهر رفتار وقتی دو ویژگی پیدا می‌کند عنوان سبک زندگی بیشتر به آن انطباق پیدا می‌کند:

*۱- اینکه آن رفتار ظاهری عادت رفتاری شما بشود و تبدیل به یک رسم یا عادت فردی شود. ۲- جمعی از انسان‌ها این ظاهر و روش را برای خودشان انتخاب کرده باشند.

اشارۀ قرآن به سبک زندگی/ اولین خطابِ «یا ایها الذین آمنوا» مربوط به یک «سبک رفتاری» است نه یک اخلاق، عقیده یا علاقه

*در اینجا یک آمار قرآنی و یک نمونه از اشارۀ قرآن به سبک زندگی را بیان می‌کنیم که نشان می‌دهد سبک زندگی در دین چقدر اهمیت دارد.

* در قرآن حدود ۸۵ خطاب «یا ایها الذین آمنوا» وجود دارد که تماماً در مدینه نازل شده است. با اینکه در مکه نیز مؤمنین بوده‌اند، ولی گویا خطابِ «یا ایها الذین آمنوا» به «جامعۀ» ایمانی است و گروه مؤمنین مظلوم تحت شکنجۀ مکه که «السابقون» هم بودند شایستگی خطاب قرار گرفتن با عنوان «یا ایها الذین آمنوا» را پیدا نمی‌کنند. برخی علما می‌گویند دلیلش این بود که حاکمیت دینی در مکه نبوده است. علامۀ طباطبایی می‌فرمایند که معنای «یا ایها الذین آمنوا» با خطاب به «مؤمنون» یا «الذین یؤمنون» متفاوت است. «یا ایها الذین آمنوا» خطابی است که دلالت بر احترام فوق العاده به گروهی از مؤمنین دارد لذا این یک خطاب برجسته است و بار روانیِ مثبت ویژه‌ای دارد و هر کسی که ایمان بیاورد را شامل نمی‌شود.

*در اولین سورۀ مدنی قرآن یعنی سورۀ بقره می‌بینیم که اولین خطابِ «یا ایها الذین آمنوا» مربوط به یک سبک رفتاری است نه یک اخلاق و عقیده یا علاقه، آن هم رفتاری که غیرعبادی و غیر حقوقی است و خداوند متعال اولاً آن را به عنوان یک «سبک» مورد نقد قرار می‌دهد و ثانیاً به زیبایی و عدم زیباییِ آن توجه دارد. خداوند در این آیه می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ»(بقره/۱۰۴)

چرا خداوند به مؤمنین دستور می‌دهد با کلمۀ «راعنا» پیامبر را خطاب ندهند؟

*برای اینکه معلوم شود این آیه به سبک رفتار مربوط می‌شود (که سبک گفتار نیز بخشی از سبک رفتار است) باید به تاریخ مراجعه کنیم تا ببینیم شأن نزول این آیه چه بوده است. در آن زمان یهودی‌ها در بین خودشان اصطلاحی داشتند که در میان مردم مدینه رواج نداشته است و آن هم اینکه وقتی می‌خواستند با طعنه و ناسزا به کسی بگویند «صبر کن» از عبارت «راعنا» استفاده می‌کردند. (مثلاً تصور کنید باران آمده و در خیابان آب جمع شده است. اگر کسی با خودروی خود از کنار عابرین پیاده به سرعت رد شود و آب به سمت عابرین بپاشد، ممکن است عابرین با حالت اعتراض‌آمیز به او بگویند: «آدم!» با اینکه این لفظ بدی نیست ولی در اینجا معنای بدی دارد. (یعنی تو آدم نیستی- مگر نمی‌بینی و …) آن یهودیان نیز وقتی می‌گفتند «راعنا» چنین معنایی داشت. و مفسرین گفته‌اند که ناسزا یا نفرین تلقی می‌شد)

* البته این اصطلاح فقط در بین یهودیان رایج بود و نه در بین مردمِ مدینه. وقتی پیامبر(ص) مطلبی را سریعاً بیان می‌فرمودند و مردم متوجه نمی‌شدند و می‌خواستند به پیامبر(ص) بگویند «صبر کنید، ما متوجه نشدیم» از این عبارت «راعنا» استفاده می‌کردند و مقصودِ بدی نیز از این سخن نداشتند. اما وقتی یهودیان در برابر پیامبر(ص) این کلمه را به کار می‌بردند، بین خودشان (در دلشان) می‌خندیدند چون از این کلمه معنای بدی برداشت می‌کردند و به نوعی طعنه می‌زدند.

*به همین خاطر آیۀ فوق نازل شد تا مردم مدینه و مسلمانان (با اینکه از به کار بردن این کلمه مقصود بدی نداشتند) از این کلمه استفاده نکنند. این آیه نشان می‌دهد که خداوند به جزئیات رفتاری در مصداق گفتار ( که مصداقی برای سبک زندگی محسوب می‌شود) چقدر اهمیت می‌دهد.
خداوند اهانت به اولیاءالله را تحمل نمی‌کند / حسین(ع) خیلی تلاش کرد که کسی از قِبل حسین جهنم نرود…

*ببینید که پروردگار مهربان، ذره‌ای اهانت به اولیاءالله را تحمل نمی‌کند. لذا در روایت دارد به همۀ مردم احترام بگذار، مبادا در بینِ مردم یک نفر از اولیای خدا باشد که تو او را نشناسی‌ و به او بی‌حرمتی کنی. (إِنَّ اللَّهَ أَخْفَى وَلِیَّهُ فِی عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَّ عَبْداً مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ فَرُبَّمَا یَکُونُ وَلِیَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَم-الخصال/ج۱/ص۲۰۹) کربلا چه خبر است؟

*ائمه خیلی کوتاه می‌آمدند تا مردم بهشان بی‌احترامی نکنند. فرزند مرحوم شاه آبادی استاد حضرت امام  نقل می‌کند که روزی یک سرهنگ رژیم طاغوت در حمام عمومی زبان به طعن و تمسخر مرحوم شاه‌آبادی گشود و به ایشان اهانت کرد. مرحوم شاه‌آبادی از این کار او خیلی ناراحت شدند اما چیزی نگفتند و به راه خودشان ادامه دادند. فردای آن روز مرحوم شاه‌آبادی در هنگام تدریس، صدای عده‌ای که جنازه‌ای را حمل می‌کردند شنیدند. پرسیدند: چه خبر شده است؟ اطرافیان جواب دادند: آن سرهنگی که دیروز به شما اهانت کرد، وقتی از حمام بیرون آمد، سر زبانش تاول زد و درد آن هر لحظه بیشتر شد و معالجه دکترها هم سودی نبخشید و در کمتر از ۲۴ ساعت از دنیا رفت. بعدها مرحوم شاه‌آبادی هرگاه یاد این قضیه می‌افتادند، متأثر و ناراحت می‌شدند و می‌فرمودند: «ای کاش آن روز در حمام به او پرخاش می‌کردم و ناراحتی خود را بروز می‌دادم تا گرفتار نشود.» (عارف کامل/ص۲۰)

*اولیاء خدا خیلی مراعات کردند که کسی چوب بی‌احترامی را نخورد. ولی کربلا دیگر کاری از دست حسین(ع) بر نمی‌آمد. مکرر موعظه کرد، توضیح داد، التماس کرد. و این التماس نفی عزت نبود، دلش برای عاقبت این بی‌احترامی می‌سوخت. نامه‌ها را آورد، گفت: شما نامه نوشتید. نکنید، من حسین هستم. با حسین بد برخورد نکنید …

*خیلی حسین(ع) تلاش کرد که کسی از قِبَل حسین جهنم نرود …

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 در مورد سبک زندگی تعابیر متعدد ارائه شده است. سبک زندگی به عنوان الگویی از کنش اجتماعی که تمیز دهنده افراد و گروه های اجتماعی از یکدیگر است (ذکایی ۱۳۸۶). در این تعریف تاکید بر “الگوی کنش اجتماعی“وجه تمایز دهنده این مفهوم با دیگر مفاهیم چون طبقه اجتماعی است. در تعریف دیگری آمده است: سبک زندگی راه و روش زندگی است که بیان کننده ایستارها و ارزشهای یک فرد یا یک گروه است (والت ۲۰۰۲). در هر تعریفی که از سبک زندگی ارائه شده است، به دلیل تفاوت افراد و گروه های اجتماعی از یکدیگر میلیون ها سبک زندگی وجود دارد. اگر افراد شبیه یکدیگر باشند و گروه های اجتماعی از یکدیگر متمایز نباشند (فرض محال) ما با به اندازه جمعیت بشری سبک زندگی داریم.

 سبک زندگی از دیدگاه روانشناسان، شیوۀ ثابتی است که انسان با کمک آن اهداف زندگی را بیان می‌کند و مشکلات آن را از میان می‌برد. (حجت الاسلام کاویانی)

‹سبک‌ زندگی› در ادبیات موجود علوم اجتماعی مفهومی نسبتاً جدید است. چنان که بعضاً پدیدار شدن «سبک زندگی» را در زمره اختصاصات «جامعه مدرن متأخر» قلمداد کرده‌اند. بر اساس این دیدگاه، سبک زندگی که شامل مجموعه رفتارها و الگوهای کنش‌ هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی می‌ باشد، اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده کم و کیف نظام باورها و کنش‌های فرد است. به عبارتی سبک زندگی  بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنش‌های اشخاص در هر جامعه دلالت دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است. در ادبیات جدید جامعه‌شناسی فرهنگ و مطالعات فرهنگی، سبک زندگی اساساً امری متفاوت از فرهنگ- البته نه غیرمرتبط با آن تعریف می‌شود. این تفکیک بیش از هر چیز به سبب نسبتی است که میان مفهوم سبک زندگی با گسترش فردیت و اخلاق فردگرایانه در جامعه جدید برقرار می­شود. فرهنگ مجموعه منسجمی از ایده‌ها، ارزش­ها، هنجارها، نمادها و آداب و رسوم است که فرد به واسطه دریافت و تطبیق خود با آنها امکان مشارکت در زندگی اجتماعی را می­یابد. البته مواجهه فرد با فرهنگ لزوماً منفعلانه نیست. اما در نهایت فرهنگ مقوله‌ای فرافردی و کلان باقی خواهد ماند. در مقابل، سبک زندگی در مفهوم جدید آن بیشتر محصولی از انسان فردیت‏یافته­ای که آن را خلق می‌کند، قلمداد می‌شود. سبک زندگی پایه و اساس فهم شرایط فرهنگی موجود و تحولات پیش رو در این حوزه تلقی می‌شود و نشان می‌دهد که در بطن ارزش‌های موجود در خرده‌نظام فرهنگی چه می‌­گذرد. در واقع با به‌کارگیری مفهوم سبک زندگی و تعمق در آن می‌توان از هنجارهای پنهان در اذهان، باورها و رفتارهای مردم یک جامعه، سر درآورد و از جهت‌گیری‌ها و الگوهای موجود یا در حال شکل‌گیری،  تفسیر واقع‌بینانه‌ای ارائه کرد. به تعبیری می‌توان آن را تابلوی نقاشی «کولاژ»ی دانست که تکه پاره‌های به کار رفته در آن از متن زندگی اجتماعی فراهم می­آید. اما نهایتاً نوع تلفیق و ترکیب آنها گویی چیزی است که انسان مابعد تجددیِ فردیت‏یافته بر حسب ذوق و سلیقه خود آن را می‌سازد. البته این «ساخت» و سلیقه سازنده آن به شدت سیّال، متغیّر و دلبخواهی است. شاید این اصلی‌ترین تفاوتی است که مفهوم سبک زندگی با فرهنگ دارد: سبک زندگی مقوله‌ای اساساً سیّال، لغزنده و غیرقطعی است (مفهوم سبک زندگی در علوم اجتماعی مدرن، سجاد صفارهرندی).

سبک زندگی مجموعه ای است از ارزش ها، نوع نگاه و تفکر و شیوه های رفتاری در هر چیزی. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی شان را آزادانه انتخاب کنند. جامعه شناسان معتقدند سن، طبقه اجتماعی، قومیت و جنسیت در سبک زندگی هر فرد اثر گذارند. این یعنی هویت از نوع ساختار و طبقه اجتماعی فرد و همچنین جنسیت، سن و مذهب او شکل می گیرد. عناصر یک سبک زندگی مشترکاتی را برای شماری ار افراد پدید می آورند. به عبارت دیگر گروه های اجتماعی بیشتر به یک نوع سبک زندگی گرایش دارند. (آزادارمکی، تقی ۱۳۸۶ زندگی روزمره، قدرت، و فرهنگ، انتشارات جهاد دانشگاهی تهران). در تعریفی دیگر سبک زندگی را مجموعه‌ای از سلیقه‌های یک فرد، در هر موضوعی (از دکوراسیون منزل تا آهنگ مورد علاقه)، شیوه های رفتار فرد با اطرافیان، ارزش‌ها و عقاید فرد و … می نامند. جمع سبک‌هایی که ما در زندگی داریم هویتمان را می‌سازد، بنابراین سبک زندگی بخشی از هویت یک جامعه است. جامعه مدرن دارای سبک زندگی خاصی است که او را با انسان موجود در جوامع سنتی و توسعه نیافته متمایز می کند. می توان گفت تمایزات یاد شده در زبان، موسیقی، ارزشها، هنر، ادبیات، زندگی خانوادگی، مذهب، آیین، غذا، نام گذاری، زندگی عمومی و به عبارتی فرهنگ مادی و غیر مادی تعریف می شوند.

تعریف لغوی سبک زندگی در سایت های معتبر (ویکی، بیزینس و دیکشنری) :

-        سبک زندگی، روش زندگی اشخاص، گروه‌ها یا جوامعی است که در مواجهه با روابط فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی روزانه خود می‌باشد.

-        سبک زندگی شامل فعالیت‌ها، رفتارها، عادت ها، علایق، عقاید و ارزش‌ها می‌شود.

-        سبک زندگی ترکیبی از انگیزه ها، نیازها و خواسته‌هاست که تحت تاثیر عواملی مانند فرهنگ، خانواده و گروه‌های اجتماعی می باشد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
 سبک زندگی اسلامی؛ پیشینه تاریخی، چشم انداز راهبردی

چندی پیش «سبک زندگی» از سوی رهبر معظم انقلاب به عنوان یک دغدغه مهم مطرح شد. حضرت آیت ا…خامنه‌ای برای طرح موضوع بر چند پرسش به عنوان نمونه‌ای از چالش‌ها و کاستی‌های فرهنگ عمومی و اجتماعی ایرانیان تمرکز داشتند. اما یک نکته مهم، اشاره به خاستگاه طرح این بحث بود. این که سبک زندگی بخش اصلی و اساسی «تمدن سازی نوین اسلامی» در کنار بخش ابزاری است که شامل پیشرفت در زمینه اقتدار علمی، صنعتی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و بین‌المللی و … می‌شود. بنابراین اقتدار همه جانبه جمهوری اسلامی ایران به عنوان ابزاری در خدمت سبک زندگی اسلامی قرار دارد. آن چه در پی می‌آید، تلاشی است برای روشن کردن برخی زوایای تاریخی – جامعه شناختی این خاستگاه.

سبک زندگی در دانش جامعه شناسی

سبک زندگی به عنوان یک مقوله مهم هنگامی مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفت که آن ها از ارائه نظریه های کل نگرانه و پرمدعا، به نظریه هایی محدودتر اما با عمق و دقت بیشتر در جزئیات روی آوردند و به ویژه به معانی کنش انسان ها در زندگی روزمره پرداختند. اما تاثیرات عمیق این چرخش بر رهیافت های علوم اجتماعی هنگامی آشکارتر شد که با «جهانی شدن» و فشردگی زمان و مکان همراه شد، مرزهای سنتی میان هویت های اجتماعی در سراسر دنیا را در نوردید و همه چیز را پیچیده تر کرد. امروزه بررسی سبک زندگی از دیدگاه جامعه شناختی، مرهون مطالعات و تحقیقات در دو سطح خرد (زندگی روزمره) و کلان (جهانی شدن) به شمار می رود. یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت، تاثیرات آن بر توسعه «امر سیاسی » است؛ امری که به طور مشخص در «جامعه شناسی سیاسی جدید» به آن توجه شده است. به این صورت که «قدرت» به عنوان آن چه در همه ابعاد و زوایای زندگی روزمره پخش است، دیده می شود و دلالت آن از تمرکز بر روابط قدرت در سطح دولت و نهادهای رسمی، به تار و پود روابط فرهنگی، اقتصادی و … در تمامی شئون زندگی آدمی کشیده شده است. امروزه صحبت های دوستانه میان دو نفر نیز می تواند مصداقی از امر سیاسی تلقی شود. در فضای جهانی شدن، تمامی جامعه عرصه ظهور و اعمال سلطه است و منابع قدرت از همه مجاری برای دست بردن در زندگی انسان استفاده می کنند؛ از سوی دیگر سبک زندگی عرصه بروز هویت های متفاوت و مقاومت آن ها در برابر روابط پیچیده قدرت نیز است. برای نمونه در دستور کار جنبش های اجتماعی نوین می توان تلاش برای رهایی از جنبه های سرکوب گر قدرت و بازنمایی هویت های متفاوت را یافت. اما در مورد ایران وضعیت چگونه است؟

پیشینه تاریخی

نخستین نشانه های مسئله شدن سبک زندگی در ایران را می توان همزاد «مسئله هویت» در تاریخ معاصر دانست. زیرا سبک زندگی در واقع بازتابی از اتخاذ یک هویت یا ترکیبی از هویت های چندگانه است که در الگوهای رفتاری فرد ظاهر می شود. آن گونه که برخی پژوهشگران ایرانی اشاره کرده اند، مسئله شدن هویت برای ایرانیان زمانه ما به نخستین رویارویی های دنیای سنت و پیروانش با جهان متجدد و پدیده های آن در آستانه مشروطه باز می گردد. در واقع نهضت مشروطه ایران بازتابی از لایه های عمیق چالش خودآگاهانه هویتی میان ایران اسلامی و غرب مدرن بود. با وجود پیروزی ظاهری و اولیه، به زودی نشانه های تفسیرهای متفاوت و متعارض سنت گرایان و تجددگرایان از مشروطه و برخی مفاهیم پایه ای آن مانند آزادی، برابری قانون و … نمایان شد. هرج و مرج ناشی از این رویکردهای متضاد، تنها با روی کار آمدن یک دولت دیکتاتور تجددگرا که رضاخان نماینده آن بود، پایان یافت. به این ترتیب بسیاری از تجددگرایان به حکومت خودکامه رضاخانی تن دادند و به کارگزاران آن تبدیل شدند تا عرصه نزاع هویتی میان دولت و ملت را به نفع پیشبرد اهداف خویش سامان دهی کنند. (نک به: تطورات گفتمان های هویتی ایران؛ نوشته حسین کچویان، ۱۳۸۷) سیاست فرهنگی آمرانه رضاخانی به ترویج هویت باستان گرا – غرب گرا محدود نماند، بلکه به دشمنی با بن انگاره های دینی و نهادهای مذهبی برخاست و آشکارا به سرکوب سبک زندگی دینی ایرانیان پرداخت. اما جریان سنتی – دینی با وجود سرخوردگی ناشی از این شکست، به فاصله ۴دهه توانست خود را بازسازی کند. حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی ایران در فرصتی که در سال های تبعید برای نظریه پردازی انقلاب یافتند، در دروس خود تاکید کردند که حاکمیت سیاسی اسلام لازمه هویت اسلامی و زیست مسلمانانه است؛ با این تعبیر که ولایت فقیه، نه یک فرع در کنار سایر فروع فقهی بلکه به عنوان فلسفه عملی تمامی فقه (قانون اسلامی) مطرح است. از نگاه امام خمینی(ره) مهم ترین دلیل لزوم تشکیل حکومت اسلامی، ماهیت و کیفیت قوانین اسلام است که حاوی قوانین و مقررات متنوعی برای ساخت یک نظام کلی اجتماعی است و مستلزم تشکیل حکومت است. همچنین حاکمیت ارزش های اسلامی مانند احیای ارزش های معنوی و پایبندی به آن، برقراری وحدت اسلامی، نفی ظلم و دفاع از مظلومان و محرومان نیز که مقوم هویت و لازمه زندگی اسلامی به شمار می رود، بدون تشکیل یک نظام سیاسی حافظ و مجری احکام اسلامی نمی تواند متصور باشد.

فلسفه سیاسی

با گذشت کمتر از یک دهه از انتشار کتاب ولایت فقیه، انقلاب اسلامی در ایران به پیروزی رسید و به برپایی یک نظام سیاسی مبتنی بر نظریه حضرت امام خمینی(ره) انجامید. علاوه بر منطق نظری، تجربه عملی ایرانیان در سال های پس از انقلاب نشان داد که زیست مومنانه بدون داشتن اقتدار سیاسی امکان پذیر نخواهد بود. قدرت، برای حفظ و ارتقای هویت اسلامی دست کم به دو دلیل لازم است: نخست، برچیدن موانعی که بر سر راه پایبندی به هویت اسلامی در این زمانه وجود دارد؛ به ویژه سنگینی ساختارهای پیچیده مدرن که اجازه دینداری واقعی و کامل را نمی دهد و آشکار و پنهان به سرکوب دینداران می پردازد. نظام سیاسی مبتنی بر دین در این جا نقشی حفاظتی و حمایتی خواهد داشت و دیگر، فراهم آوردن ساختارها و ساز و کارهای مناسب برای دینداری آگاهانه و آزادانه در دنیایی است که ساختارهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن برای زیست مومنانه طراحی و اجرا نشده است. حضرت آیت ا… خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب این منطق و تجربه را این گونه بازنموده اند: «ما می خواهیم ملتی باشیم که مسلمانی را در عمل – نه فقط در ادعا – ثابت کنیم؛ به احکام الهی عمل کنیم. ما می خواهیم جامعه ما، جامعه مسلمان باشد، جامعه اسلامی باشد. ما نمی خواهیم بافته ها و پندارهای متفکرین مادی را، سیاستمداران غربی را در زندگی خودمان به عنوان دستورالعمل بپذیریم؛ ما می خواهیم حکم خدا را بپذیریم. این را هم فهمیده ایم که اگر بخواهیم مسلمان زندگی کنیم، باید قدرتمند باشیم …» (سخنرانی رهبر انقلاب، ۶بهمن ۱۳۸۸)؛ یعنی یک فلسفه قدرت مبتنی بر اندیشه و الگوی رفتار مومنانه و در خدمت آن.

چشم انداز راهبردی

جمهوری اسلامی ایران با اتکا به نظام سیاسی مستقل و باثبات خود، توانسته است تلاش های فراوان و دامنه داری را برای فراهم آوردن زیرساخت های پیشرفت دانش بنیاد در زمینه های نظامی، اقتصادی و … سامان دهد. این در حالی است که هم اکنون از سویی در چالش اقتصادی – سیاسی با غرب قرار دارد و از سوی دیگر فرصت هایی مانند گسترش بیداری اسلامی در منطقه پیش روی آن است. به این ترتیب هر دگرگونی کوچک و بزرگی در ایران، همزمان زیر ذره بین افکار عمومی جهان و اذهان مسلمانان منطقه قرار می گیرد. به نظر می رسد که مردم ایران با اتکا به منطق اسلام، راهبرد مقاومت در برابر جبهه باطل – که امروزه نظام سلطه نامیده می شود – را برگزیده و بر آن پای فشرده اند و با الگوسازی از مردم سالاری دینی در پی الهام بخشی به امواج بیداری اسلامی در منطقه هستند. در چنین شرایطی است که فرهنگ و اخلاق اجتماعی به عنوان بعد اصلی تمدن سازی نوین اسلامی مورد توجه رهبر انقلاب قرار گرفته است. این عطف توجه در این برهه زمانی را می توان هم یادآوری هدف اصلی و نهایی از برپایی نظام سیاسی اسلام در ایران تلقی کرد و هم یادآوری این که ایرانیان برای جا نماندن از قافله ای که خود پیش آهنگ آن بوده اند، ناگزیر از حفظ هویت و ارتقای خصوصیات مثبت خویش هستند. از سوی دیگر، پیوند الگوی الهام بخش مردم سالاری دینی در ایران و امواج گسترش یابنده بیداری اسلامی در جهان اسلام اگر همراه بازتولید هویت و سبک زندگی دینی در دنیای معاصر باشد، می تواند مزیتی نسبی و رقابتی در برابر فرهنگ سرمایه داری غرب که امروزه درگیر بحران های پردامنه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است نیز تلقی شود. سبک زندگی شاید بهترین راه ایران برای عبور موفقیت آمیز از پیچ تاریخی کنونی باشد؛ اگر با تنگ نظری و سطحی نگری با آن برخورد نشود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ