سبک زندگی

 

مفهوم سبک زندگی، به نسبت رویکردهایی که بدان پرداخته می‌شود، تعاریف متفاوتی دارد. سبک‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها،‌ الگوها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، سلیقه‌ها، نوع مصرف، و وسایل زندگی است که غالباً اقدامی جمعی است و شماری از افراد در یک نوع سبک زندگی، اشتراک‌هایی پیدا می‌کنند و این اشتراک‌ها به‌صورت نمادین در جامعه مطرح و موجب هویت‌بخشی به شخص و گروه‌های اجتماعی می‌شود. امروزه سبک زندگی عاملی تأثیرگذار در تمامی جنبه‌های زندگی دانسته می‌شود که در این مقاله با روش تحلیل ‌متن به بررسی تأثیر سبک زندگی بر نظام ارزشی افراد و جامعه با محوریت دین از دیدگاه ابن خلدون در مقدمه‌اش پرداختیم. به نظر ابن خلدون، محیط جغرافیایی و شیوۀ معاش موجب شکل‌گیری دو سنخ بادیه‌نشین و شهر‌نشین با سبک‌های زندگی متفاوت در جامعه می‌شود. در نوع سبک زندگی و نیازهای سنخ بادیه‌نشین شرایطی به‌وجود می‌آید که شهرنشینی گسترش پیدا می‌کند و سبک زندگی خاص خودش را به‌وجود می‌آورد. این سبک زندگی با بسیاری از عرصه‌های حیات جمعی در ارتباط قرار گرفته است و موجب تغییر در دین‌داری با سه بعد اعتقادی، اخلاقی، و مناسکی می‌شود
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

پیامبر اعظم (ص) بعنوان حاکم و امیرمومنان نیز بعنوان حاکم اند. امت تابع امام است« الناس علی دین ملوکهم » مردم به روش حاکمان و فرمانروایان زندگی می کنند اگر سبک زندگی مسئولین وخواص براساس اصول اسلام باشد بی گمان مردم از او پیروی خواهند کرد و امنیت و آرامش در جامعه ثبات خواهد یافت از اینروی برگذاری چنین جشنواره هایی باید مقدمه عملگرایی باشد ، گرایش به سبک زندگی بر محور اصول مکتبی باید از نخبگان جامعه شروع شود از اینروی مقام معظم رهبری حضرت آیه اله العظمی امام خامنه ای (مدظله العالی ) بارها به اصلاح نخبگان تاکید فرموده اندودرهرفرصتی به مسئولین سفارش می کنند که مراقب زندگی وپیرامون خود باشید ؛ مراقب فرزندان خود باشید چون در انظار مردم هستید ومردم از شما الگو می گیرند ؛
قرآن کریم نیز برای اصلاح سبک زندگی برنامه دارد وبه پیامبران وپیامبر اعظم اسلام(ص) می فرماید اصلاح را از خانواده شروع کن ؛از زنان ودختران خود وزنان ودختران مومنان پیرامون ؛ ضابطه ی منطقی نیز اینگونه اقتضا دارد که فاقد شیء نمی تواند معطی شیء باشد ؛بنابراین ابتدا باید واجد چیزی باشیم تا آنرا به دیگران یاد بدهیم ؛تغییر در روش زندگی را باید از خود شروع کنیم ؛نخبگان درصف اول اصلاح باید قرار بگیرند ؛ درصورت اصلاح نخبگان مردم پیرو آنها خواهند بود،؛دستور دیگر قرآن این است : وامر اهلک بالصلوه » خانواده ات را به نماز دستور بده وبه این مسئله تاکید کن تا نتیجه دهد ؛ دستور دیگر قرآن که جامعه مارا نجات می دهد ونیاز امروز ماست این است :«قوا انفسکم واهلیکم من النار… »
یکی از روشها ی مهم اصلاح سبک زندگی که در اقتصاد مقاومتی نیز می تواند نظریه موثر باشد الگوگیری از زندگی پیامبر(ص) واهل بیت طاهرین(ع) اوست :« لقدکان لکم فی رسول الله اسوه حسنه…» مردم اگر می خواهید زندگی شما با معیارهای الهی هماهنگ شود زندگی این پیامبر برای شما سرمشق باشد او پیشرو زندگی برتر است از او پیروی کنید ؛
وقتی امیر مومنان در نهایت خضوع با دراختیار داشتن منابع مالی سرشار به پاییین ترین حد برای زندگی خود پرداخته وساده ترین خوراک هارا می خورد ؛علت اصلی وحکمت این روش را ایجاد امنیت روحی درمردم وفقرا ومحرومین بیان می فرماید ؛ وبه فرزندانش توصیه می کند لباسهای تجملی وگران بهاء درشرایط زندگی آنروز نپوشند ؛ نان خشک را با زانو می شکست ومی خورد دو خورشت همزمان نخورد ؛اینها همه در زمان حکومت حضرت است ؛ این رویکرد نشان می دهد حاکم به نسبت باید زندگی ساده وسبک اداره ی زندگی ساده را به مردم نشان دهد ؛این تمرین ریاضت اطمینان بخش است برای مردم ؛ اما اگر مسئولان به دنبال جمع مال باشند این مسئله فرهنگ شده وآشفتگی اقتصادی را درپی خواهد داشت ؛ با این شیوه اقتصاد مقاومتی نیز تحقق می یابد چون مسئولین بهترین عضو جامعه هستند که در حفظ تعادل اقتصادی با روش میانه روی در مصرف وسبک زندگی می توانند موثر باشند ؛ پرهیز از اصراف وتبذیر اگر درزندگی نخبگان عملی شود به راحتی در جامعه تسری شده وبه فرهنگ تبدیل خواهد شد ؛

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 مقام معظم رهبری در سفر هشت‌روزه‌ای که به خراسان شمالی داشتند در سخنرانی‌هایشان مانیفست حکومت اسلامی را برای اقشار مختلف جامعه بیان داشتند، به نحوی‌که می‌توان گفت سخنان ایشان در این سفر همانند کتاب جامعی است که تمام بخش‌های جامعه را، از هنر گرفته تا اقتصاد و سیاست در بر می‌گیرد.بیانات اخیر رهبر فرزانه انقلاب درباره لزوم تبیین سبک زندگی دربرگیرنده نکات ارزنده ای برای فعالان بخش های مختلف و بخصوص هنرمندان و متولیان فرهنگی است. جمهوری اسلامی ایران پس از گذشت ۳۳ سال از حیات پربرکت خود به ثبات رسیده و در حال حاضر به سمت پی ریزی تمدن اسلامی حرکت می‌کند و امید مقام معظم رهبری و مردم هم ظهور و حضور یک تمدن اسلامی با شاخصه‌های اصیل ایرانی و اسلامی است. از همین‌رو سبک زندگی یکی از مهمترین ارکان این تغییر است که تلویزیون و سینمای ایران در این راه وظیفه مهمی به دوش دارد.رسانه ها از جمله سینما می توانند برداشت ها و تصاویری از زندگی ترسیم و ترویج کنند و بر ارزش و نگرش هایی که منجر به شکل گیری یک نوع رفتار از جمله مصرف،پوشش،خوراک و.. می شود تاثیر بگذارند.اگر چه ارزش ها و  نگرش ها براساس تعاریف جزء سبک زندگی نیستند ولی جزء منشا سبک زندگی و رفتار قلمداد می شوند و سینما می تواند این ارزش ها و نگرش ها را در ذهن مردم ایجاد و یا تغییر دهد.مدت ها است سبک زندگی ایرانی-اسلامی ما مورد هجوم فرهنگ غرب قرار گرفته است و در برخی حوزه ها نیز تسلیم فرهنگ مهاجم شد و اصالت خود را از دست داده است.

برخورد با هجمه‌ای که از طرف غرب شده تنها وظیفه یک سازمان خاص نیست، بلکه تمامی بخش‌ها و نهادها از آموزش پرورش گرفته تا مراکز آموزش عالی و رسانه‌ها باید در این عرصه فعال باشند.یکی از بخش هایی که می تواند در این راستا فعال و اثر گذار باشد هنر و هنرمندان از جمله سینما و سینما گران هستند.متاسفانه سینمای ما در این زمینه عملکرد موفق و قابل قبولی نداشته است و بسیاری موارد نه تنها مروج سبک زندگی ایرانی اسلامی نبوده بلکه مروج سبک زندگی غربی بوده است.رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود در جمع جوانان خراسان شمالی به «سبک زندگی» و نقشی که سینما می‌تواند در این عرصه ایفا کند، اشاره داشتند؛ سخنانی که اگر سرلوحه سیاستگذاری‌ها در سینما و تلویزیون باشد می‌تواند راهگشایی بسیاری از آسیب‌های رایج در فرهنگ عمومی کشور باشد.

غرب در پی اشاعه سبک زندگی خود در سراسر جهان است.سبک زندگی غربی، نگرشی متکی به باورهای مادی دارد؛ ایدئولوژی که زیر بنای لیبرال دموکراسی را شکل می‌دهد و مدت‌هاست این نوع نگرش از سوی رسانه‌های غربی تبلیغ می‌شود تا به انحای مختلف بتوانند همانند میکروبی به داخل زندگی تمام مردم جهان رسوخ کرده و آنها را مسخ باورهای خود کنند. در این خصوص مقام معظم رهبری در سخنان خود بارها اعلام کرده‌اند که هر‌گاه فرهنگ غربی به جوامع دیگر ورود کرده آن جامعه به لحاظ فرهنگی نابوده شده است.

سعید مستغاثی، منتقد و برنامه‌ساز تلویزیون در این باره می گوید:”سبک زندگی که هالیوود مروج آن است برگرفته از فرهنگ غرب است؛ فرهنگی که نشئت گرفته از تفکرات اومانیسم، سکولار و لیبرال است و به هیچ وجه با فرهنگ و اندیشه‌های ما هماهنگ نیست.این هجمه فرهنگی که غرب به راه انداخته تنها مختص به سال‌ها و دهه‌های اخیر نمی‌شود، بلکه بیش از یک قرن است که شاهد تلاش غرب در این عرصه هستیم. در این میان نیز هالیوود از ابتدای پیدایش سینما بازوی بوده در راه رسیدن به این خواسته، البته این رویکرد نیز مطلبی نیست که تنها من از آن سخن گویم و پایه اساس علمی نداشته باشد، بلکه پروفسور آمریکایی «ریک آلتمن» هم به این نکته اشاره کرده که هالیوود سبب قوام گرفتن فرهنگ آمریکایی شده است.این رویکرد هالیوود شاید برای کشور خودشان مفید باشد، اما به دلیل عدم همخوانی با دیگر فرهنگ‌ها برای کشورهای دیگر مخرب است. نکته‌ای که حضرت آقا نیز در سخنان اخیرشان به آن اشاره داشته‌اند”.

کارشناسان معتقدند که سینما به‌واسطه اثرگذاری بر مخاطبان و قدرت جاذبه خود می تواند موجبات فرهنگ‌سازی در مقولات مختلف را فراهم کرده و در عین حال به دور از شعارزدگی و به صورت مستتر در قالب روایتی داستانی،سبک زندگی اصیل ایرانی اسلامی را ارائه کند.در عین حال حضور متخصصان اجتماعی و دینی و تبیین شاخص های زندگی ایرانی اسلامی که مقام معظم رهبری به آن اشاره فرمودند نیز می تواند فیلمسازان را در این زمینه در مسیر صحیح قرار دهد.سجادپور معاون امور فعالیت‌های سینمایی و سمعی و بصری سازمان سینمایی در خصوص اهمیت سینما در ترویج سبک زندگی می گوید:”سبک زندگی در هر یک از رشته‌های هنری به نوعی روح اثر محسوب می‌شود و این موضوع در آثار سینمایی و تلویزیونی بیش از هنرهای دیگر نمود دارد و درست به دلیل همین کارکرد مهم و حیاتی است که تهاجم فرهنگی
به خصوص از سوی سینمای هالیوود، سبک زندگی را هدف قرار داده است”.جمال شورجه کارگردان سینما و تلویزیون در این خصوص معتقد است:
” هنرمندان هم موظف هستند برای ترویج سبک زندگی اسلامی نظریه‌هایی که تبیبن شده را تصویر کنند؛ چراکه مردم آنچه را که از طریق سینما و تلویزیون می‌بینند خیلی راحت‌تر به عنوان الگو می‌پذیرند. در این میان معرفی الگوهای واقعی در میان هنرمندان و ورزشکاران هم اقدام دیگری در راه رسیدن به خواسته است. الگوهایی که به معنای واقعی ویژگی مطرح شدن در یک جامعه اسلامی را دارا باشند.هنرمندان موظف هستند برای ترویج سبک زندگی اسلامی نظریه‌هایی که تبیبن شده را تصویر کنند؛ چراکه مردم آنچه را که از طریق سینما و تلویزیون می‌بینند خیلی راحت‌تر به عنوان الگو می‌پذیرند”.با وجود پیشرفت های اخیر سینما، مفاهیم ارزشی و دینی ما آنچنان که باید در سینما بروز نکرده و به حتم با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر لزوم تبیین سبک زندگی، این مهم در فیلم های ما آنچنان که باید بروز نکرده است.امروز باید الگوی صحیحی از زندگی ایرانی اسلامی را در آثار سینمایی ارائه کنیم و در این امر باید به دور از هرگونه شعار زدگی به صورت غیرمحسوس ارزش ها را به مخاطبان ارائه کنیم.سینمای ما با ایده آل ها در ارائه سبک زندگی ایرانی اسلامی فاصله داشته که این مهم به دلیل فقدان تحقیق و پژوهش در این باره است.سعید مستغاثی،درخصوص عملکرد سینما در مقابله با چنین هجمه‌ای می گوید:
” بسیاری از هنرهای ما از ریشه‌ای اسلامی بهره برده است که برای مثال می‌توانم به هنر معماری اشاره کنم، اما در هنرهای مدرن بویژه سینما که ذاتا غربی و وارداتی هستند به هیچ وجه موفق نبوده‌ایم، حتی می‌توان گفت در بسیاری از مواقع رویکرد ما در این حوزه‌ها متعارض با آموزه‌های اسلامی بوده است.برای رسیدن به سینمایی که در ان آموزه‌های اسلامی تبلیغ می‌شود، باید یک ارزیابی کاملا کارشناسانه انجام شود تا بفهمیم چگونه هنرهای مدرن هم مثال هنر معماری می‌تواند مبلغ فرهنگ اسلامی باشند”.امروز در سینما نیازمند بازنگری هستیم و باید به تمام ابعاد رهنمودهای اخیر مقام معظم رهبری همچون ابعاد زندگی اجتماعی و دینی در آثار سینمایی توجه کنیم.سعید ابوطالب کارگردان سینمای مستند و برنامه‌ساز تلویزیون با اشاره به مولفه‌های سبک زندگی که باید در ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی مدنظر گرفته شود، می گوید:”سبک زندگی مولفه‌های بسیاری دارد که این مولفه‌ها شامل خانواده، اقتصاد به شکل کلان و اقتصاد خانواده به شکل خرد، نوع برخورد با جوامع دیگر، نوع بیان، ادبیات، احترام به بزرگ‌ترها و پیشکسوتان، ارتباط بین نسلی و… از جمله بحث‌های مختلف در سبک زندگی است که رسانه‌هایی مانند تلویزیون به‌عنوان یک رسانه پرمخاطب و پرنفوذ باید در دستور سیاستگذاری‌های کلان قرار دهند”.امروزه یکی از معضلاتی که جامعه ما با آن روبه روست رسوخ سبک زندگی غربی از طریق رسانه های تصویری است به طوری که بسیاری از سبک‌های زندگی غربی چون سبک زیست غربیان که اهمیتی برای نقش خانواده به عنوان محور کلیدی اجتماع قایل نیستند، در ایران جایگاه پیدا کرده است و گسترش این اتفاق می‌تواند ریشه خانواده ایرانی را از درون خشک کرده و برای جامعه‌ای که اهمیت بسیاری از گذشته به نقش خانواده قائل می‌شود معضلاتی را ایجاد کند.اگر خانواده‏ اى در سبکِ زندگىِ غیرِ اسلامى زندگى کنند، خواه یا ناخواه، آرام آرام عقاید و اعتقاداتشان را از دست خواهند داد. چه بخواهند و چه نخواهند، به حالتِ انفعالى در موردِ چیزى که آنان را موردِ حمله قرار داده است، خواهند رسید. و این همانِ مسئله‏ اى است که ما باید به آن توجه داشته باشیم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 بحث سبک زندگی که اخیراً به عنوان یک امر بسیار ضروری و جدی مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و ایشان در جمع مردم خراسان شمالی به آن اشاره داشتند، مبحث بنیادینی است که باید از زوایای مختلف بررسی شود اما متأسفانه بیشتر این تحلیل‌ها و مطالعات معطوف است به سبک زندگی در سنین بالاست؛ یعنی سنینی که فرد به پختگی و بلوغ جسمی و عقلی رسیده است و از دیدگاه اکثر کارشناسانی که در این فضا به نقد و بررسی می‌پردازند ازدوران دانشجویی شروع می‌شود که فرد بیشتر در معرض تأثیر‌پذیری فرهنگ غربی قرار دارد، درحالی‌که طبق روایات و احادیث اسلامی سبک زندگی را باید از پایه یعنی همان اوان کودکی و حتی قبل از آن آموزش داد و به آن توجه کرد، البته با توجه به پیشرفت‌ها و گذشت زمان بسیاری از وجوه زندگی ما متأثر از نمادها و الگوهای فرهنگ غربی شده است که این امر نه تنها از نظر فرهنگی و اجتماعی بلکه از منظر تفریحات و وسایل آموزشی هم در زندگی فردی و اجتماعی ما به وضوح ملموس است که متأسفانه بسیاری از این الگوهای فرهنگی و سبک زندگی از همان ابتدا بر کودکان و فرزندانمان تحمیل می‌شوند که خود خواسته و ناخواسته باعث آن؛ یعنی همان اسباب‌بازی‌های رنگارنگ و متنوعی که برای کودکان دلبندمان تهیه می‌کنیم که هرچند این اسباب‌‌بازی‌ها هرکدام به منظور و اهداف مشخصی تولید می‌شوند اما همه آنها خواه‌ناخواه در شکل‌گیری شخصیت او درآینده تأثیر بسزایی دارند همان‌گونه که این مبحث از اصول پایه‌ای در روانشناسی است به این معنا که چون شبکه ذهنی کودکان فاقد پیچیدگی لازم است و چیزی در آن شکل نگرفته به‌راحتی می‌توان هر مسئله‌ای را در آن نهادینه و فرهنگ‌‌سازی نمود و اینکه تأثیر کودکی بر شکل‌گیری شخصیت بزرگسالی افراد مانند تأثیر از اسباب بازی‌ بر او است که در آینده نسبت به موضوعات مختلف عکس‌العمل نشان می‌دهد؛ همین باعث شده عروسکی مثل باربی به یک نماد مهم و مؤثر در ایجاد و ترویج سبک زندگی امریکایی و غربی تبدیل شود.

ولی ما برای ایجاد تغییرات و تأثیر‌گذاری مثبت در این عرصه چه کرده‌ایم؟! و تا چه اندازه توانسته‌ایم کودکان خود را مقابل این تهاجم فرهنگی بیمه کنیم؟! در حالی‌که بیشتر اسباب بازی‌ها و عروسک‌های بچه‌های ما در معرض فرهنگی هستند که نگاه سکولار و سبک زندگی غربی را به آنها آموزش می‌دهد به واقع ما دراین عرصه برای سالم بازی کردن کودکانمان چه کرده‌ایم؟! ما که ادعای ام‌القرایی‌مان در سخنرانی‌ها و میتینگ‌ها فراوان است گاه در چنین عرصه‌های ساده و اما مهم گوی را در میدان نبرد فرهنگی به دشمن سپرده‌ایم و گاه آنچنان عقب‌نشینی کرده‌ایم که بازار را هم به قبضه رقبا سپرده‌ایم حتی نهادها و سازمان‌های بزرگی چون کانون پرورش کودکان و نوجوانان هم که در این مجال وارد شده‌اند حضور و بروزی ضعیف و کم‌مایه داشته‌اند که عمدتاً به جز اتلاف بودجه بیت المال ثمره‌ای از آنها دیده نشده است؛ درحالی‌که به‌طور مثال حتی چینی‌ها در اینجا هم ما را رها نکرده‌اند و با نیازسنجی وجذب ذائقه مسلمانان برای آنها اسباب‌بازی می‌سازند؛ اسباب‌بازی‌هایی که با فرهنگ و نگاه اسلامی سنخیت ندارند مانند عروسکی اذان‌گو یک طرح ساده و ابتدایی که با استقبال زیاد مشتریان مسلمان روبه‌رو شده است؛ عروسکی ‌که کم‌کم در ذهن کودک ما این سؤال را ایجاد می‌کند که چرا این عروسک اذان‌گو به ولایت امیرالمؤمنین(ع) شهادت نمی‌دهد؟ (بارها از خود من بچه‌های چهارپنج ساله پرسیده‌اند) یعنی ما حتی در چنین عرصه آموزشی ساده هم برای تربیت کودکان‌مان چاره‌ای نیندیشیده‌ایم تا آموزش دینی‌مان را کامل به او ارائه دهیم، مسلم است وقتی عروسکی را با نام اسلامی از ترکیه سوغات می‌آوریم؛ هرچند با سبک زندگی غربی مقابله کرده‌ایم و عروسک اسلامی برایش خریده‌ایم اما در عین حال هم ناخواسته سبک زندگی ترک سکولار را به کودکانمان از همان کودکی القا نموده‌ایم حتی اگر ظاهر این عروسک، اسلامی هم باشد. لذا به نظرمی‌رسد با توجه به توصیه مدبرانه و هوشمندانه ولی‌امر مسلمین پیرامون التفات بیشتر و جدی به سبک زندگی اسلامی، ورود خلاقانه دلسوزان فرهنگی به این فضای کودکانه برای زمینه‌سازی جهت تولید و ترویج سبک زندگی اسلامی و شیعی امری ضروری است وگرنه نهال نورسته خود را به دست تند‌بادها سپرده‌ایم تا شخصیتش را شکل دهند؛ شخصیتی که شاید ایستادن را نتواند بیاموزد و از همان ابتدا خمیده رشد کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |
در خانواده با خنثی کردن اثر محوری مرد و متزلزل کردن جایگاه او، بی تعهدی به همسر افزایش می یابد.
تحقیقات نشان می دهد:
بسیاری از مردان برای تسکین ناراحتی های ناشی از تحقیر شدن توسط همسرشان به سمت زنان دیگر سوق پیدا می کنند. مردانی که کمتر از همسرانشان درآمد دارند ۵ برابر بیشتر به سمت ارتباط با زنان دیگر گرایش دارند و از طرفی زنانی که به همسرانشان وابستگی مالی دارند، تا ۷۵ درصد بیشتر از زنان مستقل به خانواده و همسرشان وفادار می مانند.
از طرفی احساس وفاداری مرد به خانواده و احساس فداکاری او برای همسرش با میزان وابستگی همسر به او نسبت مستقیم دارد. یعنی هرچه زن به مرد بیشتر اتکا کند، احساس وفاداری شوهر و فداکاری او برای خانواده بیشتر می شود و بالعکس.
نتایج آخرین تحقیقات درباره ی علل طلاق در ایران نشان می دهد علیرغم اینکه حق طلاق در قوانین با مرد است، ولی میزان درخواست طلاق توسط زنان(۴۸ درصد) بیش از دو برابر درخواست طلاق توسط مردان(۲۳ درصد) است!
البته نگران کننده ترین بخش ماجرا طلاق های توافقی(۲۹ درصد) است که اتفاقا بیشتر در خانواده های تحصیل کرده و زنان شاغل جریان دارد. به نظر می رسد این نمونه از طلاق های که ناشی از تحول ادراک هویتی است با اشتغال زنان نسبت مستقیم دارد.
شاید برخی تصور کنند اشتغال زن او را در موقعیتی مساوی با مرد قرار می دهد، این در حالیست که بجای تساوی، “تشابه” اتفاق می افتد. تشابه موقعیت زن و مرد نتیجه ای جز فشار مضاعف به زن ندارد. در واقع با مشابه شدن موقعیت زن و مرد تکالیف خاص زنانگی از بین نمی رود بلکه به تکالیف قبلی اضافه می شود. مثلا مادری و مدیریت خانه از اموری است که از عهده ی مرد خارج است. به این معنا که اساساً ویژگی های فیزیولوژیک و روانشناختی مردان چنین امکانی را به او نمی دهد. حال اگر بگویید که زنان را هم بخاطر موقعیت مشابه با مردان از این امور معاف می کنیم طبعا از سبک زندگی ایرانی-اسلامی فاصله گرفته اید چراکه زن در تربیت و فرهنگ اسلامی اصالتاً همسر و مادر است و نه یک کنشگر اجتماعی؛ و اگر بگویید زن علاوه بر حضور فعال اجتماعی وظایف اختصاصی اش را هم انجام دهد نتیجتاً او را به تکلف و زحمت دوچندان انداخته اید.
بنابراین روشن است که اگر قائل به گسترش سبک زندگی ایرانی- اسلامی باشیم باید اموری را که اصالت دارند از اموری که بالعرض و اقتضائی و از سر اضطرار اند تفکیک کنیم.
اشتباه دیگر این است که برخی اشتغال زنان را جزء “حقوق” می دانند. یعنی می گویند این “حق زن” است که شاغل باشد. این مغالطه ای است که میان حق و تکلیف ایجاد شده است. مثلا سربازی رفتن یا جهاد کردن تکلیف است، چرا هیچ فعال حقوق زنی میتینگ برگزار نمی کند که سربازی برای زنان هم اجباری شود؟!
اشتغال هم تکلیف مرد است. در واقع زن واجب النفقه است. یعنی مرد مکلف به کسب درآمد برای مدیریت اقتصادی خانه در برابر حضور زن در منزل است. زن هیچ تکلیفی به کسب درآمد ندارد و اگر هم درآمدی کسب کند به هیچ وجه الزامی به خرج کردن آن در امور جاری زندگی ندارد. این یک موازنه حقوقی است. زن می پذیرد که در خانه ی مردی به عنوان همسرش حاضر باشد و مرد هم مکلف است که تمام مخارج زندگی او را اعم از خوراک، پوشاک، بهداشت و… بپردازد.
این موازنه در نظام های حقوقی دیگر صورت دیگری دارد. مثلا زن در فرانسه فقط واجب النفقه نیست. بلکه مرد هم واجب النفقه است! یعنی زن و مرد شریک زندگی نیستند بلکه شریک تجاری و جنسی اند. این هم نوعی موازنه است. به این صورت که اجازه ی اشتغال زن بدست همسرش نیست در عوض واجب النفقه هم نیست. زن در فرانسه اصالتا یک کنشگر اجتماعی مانند مرد است. بنابراین درمورد شیوه ی همسری یا مادری ، خودش تصمیم می گیرد. از طرف دیگر او چون از طرف شوهرش پشتیبانی اقتصادی نمی شود همیشه با نگرانی از آینده اش ترجیح می دهد فرزندی نداشته باشد و به اشتغالشان بیش از مدیریت زندگی خصوصی شان متعهد باشند. مردها هم طبعا تصمیم می گیرند بجای ازدواج که آنها را به هر ترتیب به تعهداتی پایبند می کند، زندگی های غیرمتعهدانه با زنان را برگزینند. به این ترتیب طبق آمار در فرانسه غالبا بجای ازدواج ، کنکوبیناژ اتفاق می افتد. کنکوبیناژ نوعی زندگی زناشویی خارج از تعهدات حقوقی و مذهبی است. یعنی زن و مرد برای مدتی پارتنر های خود را انتخاب می کنند و نیاز های جنسی شان را برآورده می کنند و بعد هم مطابق تذوق و تنوع طلبی شان تغییرش می دهند.
حرف هایی که گفتیم دو نوع سبک زندگی است؛ دریکی زن اصالتاً همسر و مادر است و بنا بر اقتضائاتی حضور اجتماعی اش مشابه مرد می شود، و در دیگری زن اصالتاً مشابه مرد یک کنشگر اجتماعی است با همان نقش ها، و نقش های اختصاصی و تخصصی زنانه را وا می گذارد.
ممکن است برخی ما را به واقعیت های امروز جامعه توجه دهند که مردان ایرانی هم مشابه مدل های فرانسویشان از زنان سوءاستفاده می کنند. نمونه های غیرمرغوب برای همه ی استدلال ها دردسر سازند. ولی نکته ی مهم این است اتفاقا همین نمونه های غیرمرغوب وطنی بیش از همه چیز ناشی از توسعه ی سبک زندگی غیر ایرانی متولد شده اند. بد نیست توجه کنیم که اتفاقا نمونه های غیرمرغوب بیش از دیگران طرفدار حضور پررنگ و بی قاعده ی زنان در نقش های مردانه و ترک خانه هستند. چون به این ترتیب زمینه ی سوءاستفاده های مردانه بیشتر فراهم می شود.

__________________________________________________________________
پ ن ۱: این موضوع را در رساله ی دکتری ام بطور مفصل مطالعه کرده ام. منابع هم همانجاست. انتظار ندارید که همه ی بحثها و نمودارها و منابع را یکجا در یک متن وبلاگی بنویسم! نوشتم که ان شاءالله سرآغاز یک تامل برای اهلش باشد.
پ ن ۲: کلا از حالا به بعد هر از گاهی بخشهایی از رساله ام را بطور بسیار خلاصه منتشر می کنم. موضوع اصلی رساله اتفاقا ناظر به حوزه سبک زندگی جوانان ایران معاصر است.
پ ن ۳: لطفا در خصوص همین موضوع بحث کنید نه موضوعات دیگر. طبعا من درباره ی موارد ضروری اشتغال زنان مثلا مشاغل خاص زنان یا زنان سرپرست خانوار یا … حرف نزدم. حرفم این است که اشتغال زنان اصالت ندارد بلکه خلاف اصل است و دلیل لازم دارد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

 به گزارش خبرگزاری مهر هم زمان با برپایی نمایشگاه لباس اختتامیه جشنواره مد و لباس در تالار وحدت برگزار شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شب گذشته در اختتامیه جشنواره مد و لباس گفت: امسال کار تحقیق و پژوهش نیز به همت دوستان جهاد دانشگاهیمحقق شد و ۳۵ مقاله قابل درج در مجلات علمی و پژوهشی مورد انتخاب بود.

وی افزود: در ابتدای راه انتقاداتی بود کهبه تدریج برطرف شد و امروز شاهد آثاری متنوع هستیم که کیفیت آنها نیز بهبود پیدا کرده است به نوعی که بالغ بر ۱۵۰۰ طرح از سوی هنرمندان ارسال و ۱۵۶ مورد نیزاز سوی اعضای داوری انتخاب شدند.

سید محمد حسینی افزود: همه باید کمک کنیم تا شاهد ارتقای این حوزه باشیم به ویژه سایر نهادها و دستگاه‌های مرتبط نیز باید به کمک ما بیایند تا این حلقه‌ها تکمیل شود، زیرا اگر مدل‌های متنوع در بازار ارائه شود طالبان زیادی برای آن نیزوجود دارد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به توصیه‌های قرآن کریم نسبت به قدر و منزلت لباس گفت: اگر بخواهیم قدر لباس را بدانیم باید از قرآن مدد جوییم که از لباس به عنوان یک نعمت یاد کرده است و به تاکید آورده که این لباس بر بندگان نازل شد و اندامشان را پوشیده گرداند و این‌ها نکات ظریف فراوانی است که به کرات در قرآن دیده می‌شود.

در بخش دیگری از این مراسم عفت شریعتی؛ دبیر جشنواره مد،‌ مانتو و پوشش سر گفت: این نمایشگاه بیانگر زحمت و تلاش و ارائه‌ هنر‌، سلیقه و زیبایی از منظر هنرمندان طراح است که بعد از تلاش‌های فراوان نتیجه داد.

مشاور وزیر در امور بانوان افزود: ظاهر یک زن مسلمان در جامعه از زمین‌های کشاورزی وشالیزارها گرفته تا پشت چرخ دنده‌های صنعت و پوشش پرستاری و پزشکی و یا جایگاه معلمی تا حضور زن در اجتماع بیانگر حضوری سرنوشت ساز است و آنچه این حضور را رونق می‌بخشد نشانگر کرامت انسانی است که زن در اجتماع نه تنها زن بلکه یک انسان است.

وی با اشاره به این که عرصه‌ اجتماع آیینه انسانیت زنان است افزود: نظام جمهوری اسلامی ایران این استحقاق را دارد که زنان و مردانش بالاترین شأن و کرامت انسانی را دارا باشند و اهداف طراحان و تولیدکنندگان و مسؤولان ما بیانگر این نکته است.

شریعتی خاطرنشان کرد: باید در هر نمایشگاه شاهد این باشیم که نقایص و کاستی‌ها تقلیل پیدا کند و سیر تکاملی خود را نشان دهد زیرا که ایران اسلامی آیینه تمام‌نمایی برای مسلمانان جهان است. بانوان اسلام باید در این عرصه نمونه باشند؛ یعنی باید بتوانیم با الهام از مکتب اصیل اسلامی و سنت‌های قابل قبول به ارزش‌های اسلامی دست پیدا کنیم.

وی در ادامه تصریح کرد: طرح‌های ارائه شده در عرصه تولید باید در سال ۹۲ حضور پررنگی داشته باشند و خوشبختانه دراین مسیر وزارتخانه از هیچ کمکی دریغ نکرد، اما امیدواریم سیر تکاملی این حوزه را شاهد باشیم به ویژه که اتحادیه پوشاک نیز نقش مهمی در برپایی این نمایشگاه داشت.

شریعتی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: طرح ساماندهی مد و لباس در مجلس هفتم تصویب شد اما هنوز کارهای زیادی داریم و انتظار می‌رود کمیسیون فرهنگی مجلس وسایر کمیسیون‌هایی که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در این رابطه حضور دارند، کمک کنند تا شاهد اعتلای روزافزون این عرصه باشیم.

وی گفت: همه‌ عزیزان ما برای اینکه در بهار ۹۲ شاهد تولید قابل توجه باشند و طرح‌های خود را به معرض نمایش عمومی بگذارند، باید تسهیلاتی در حوزه‌ تهیه پارچه درخور و با کیفیت فراهم شود.

معاون امور هنری نیز که در این مراسم حضور داشت گفت: نمایشگاه آبان ۹۱ هفتمین نمایشگاهی است که در طول این دو سال برگزار کردیم و اگر با اولین نمایشگاه در مجموعه مد و لباس مقایسه کنیم می‌توانیم تاثیر آن را نسبت به تحولات این عرصه شاهد باشیم.

وی اضافه کرد: یکی از مهمترین مولفه‌ها برای صیانت و پاسداشت سبک زندگی ایرانی واسلامی موضوع پوشش است که در راستای آن باید به سلایق و علایق مخطابان نیز توجه شودو فکر می‌کنم در این مراسم باید پاسخی به این روند بدهیم.

شاه‌آبادی خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ما امروز در ایستگاهی ایستاده‌ایم که به جرأت وزارت فرهنگ نقش اساسی خود را در پایه‌گذاری عرصه مد و لباس به عنوان یکی از شاخصه‌های مهم پوشاک نشان داده است اما بی شک باید مشارکت سایرحوزه‌ها را طلب کنیم.  مفتخریم امروز به دست جنابعالی شناسه یک پارچه مد و لباس رسمی می‌شود و شاهد تاثیرات آن در جامعه طراحان و نقش پوشش‌گذار آن در عرصه‌ پوشاک هستیم؛ همچنین پروانه‌ مالکیت معنوی برای تولیدات فکری یک طراح نیز امروز به صورت نمادین رونمایی می‌شود و به واسطه آن ازایده یک طراح صیانت کند.  وقتی شناسه یکپارچه پوشاک ایرانی را رسمی کنیم به حمایت واقعی از هنرمند‌، طراح و همچنین تولید ملی پرداخته‌ایم و به نقش جامع و بدیع آن توجه داریم.

وی خاطرنشان کرد: با نگاه به کشورهای اطراف و حتی آنهایی که در این هجمه‌ای‌فرهنگی موقعیت خود را باخته‌اند، متوجه می‌شویم که آنها در پوشاک همچنان سخت‌گیرهستند. چه بسا که لباس مردم هند‌، افغانستان و تاجیکستان در حالی که در بسیاری ازعرصه‌های فرهنگی غافله را باخته‌اند اما به صورت جدی از نمادهای پوشش خود صیانت می‌کنند.

شاه‌آبادی لباس را نماد فرهنگ، هویت و تمدن دینی دانست و خاطرنشان کرد: باید به شکل جدی از آن صیانت کنیم و در گام اول آنچه را به عنوان فرهنگ پوشش پذیرفته شده است، پاس بداریم. به همین دلیل امروز در این نمایشگاه ما در حوزه مانتو تمرکزکرده‌ایم زیرا تاثیر آن را در عرصه مد و لباس جامعه می‌بینیم.

وی ادامه داد: در برنامه‌ای که فاز اول آن را با مجموعه اقدامات و امکان سنجی ومخاطب سنجی به پایان بردیم به تاسیس بنیاد ملی مد و لباس و تکامل حلقه طراحان وایده پردازان رسیدیم و وارد مرحله دوم شده‌ایم که این نمایشگاه بخش نخست از آن محسوب می‌شود.ورود به عرصه پوشاک آقایان دستور کار بعدی ما است و به دنبال آن با ظرافت و دقت باید نسبت به پوشش کودکان نیز توجه داشته باشیم.

.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

به گزارش خبرگزاری حوزه،  مریم مدملی در نشستی با جمعی از دانشجویان دختر دانشگاه زنجان که در دفتر مطالعات و تحقیقات زنان قم برگزارشد، با اشاره به این که مشارکت اجتماعی زنان تنها به معنای حضور فیزیکی آنان در جامعه نیست، اظهار داشت: برخلاف تعاریف رایج علوم اجتماعی، مشارکت اجتماعی را می‌توان هم به کمک مستقیم و هم به هر گونه فعالیتی که براساس علم و آگاهی با هدف رشد و تعالی اجتماع انجام می‌شوند، تعریف نمود؛ در این صورت زنان بیشتری را در طیف مشارکت کنندگان در فعالیت های اجتماعی قرار داده‌ایم.

عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان همچنین افزود: یکی از نیازهای این عرصه ارائه الگویی از سبک زندگی اجتماعی زن مسلمان است

این کارشناس حوزوی با بیان این که در دیدگاه نظام‌مند دینی چهار محور به عنوان شاخص برای مشارکت اجتماعی زنان باید مورد توجه قرار بگیرند، این محورها را شامل نیازهای واقعی فرد و جامعه، توجه به توانائی‌های فردی، توجه به وظایف انسانی و الهی و علایق و توجه به محیط فعالیت دانست. وی اضافه کرد: توجه به این موارد، گاهی مقتضی ضرورت حضور اجتماعی است و گاهی چنین نیست.

وی افزود: توجه به وظایف یک زن در سه عرصه حیات دختری، همسری و مادری یکی از ضوابط فعالیت اجتماعی زنان است؛ بنابراین اگر حضور اجتماعی در تعارض و تنافی با وظایف در هر کدام از این سه عرصه باشد، از نگاه دینی، اولویت قطعا به وظایف زنانه داده می‌شود. به عنوان مثال اگر در دوران دختری امر اشتغال در تعارض با مقوله ازدواج یک دختر قرار بگیرد اولویت با ازدواج است. همینطور در اموری نظیر وظایف همسری و یا تربیت فرزند.

وی، غالب مطالعات جنسیتی را حول سه محور انسان شناختی، ارزش شناختی و فقهی و حقوقی بیان کرد و گفت: ضرورت تشکیل مراکز پژوهشی مانند دفتر مطالعات و تحقیقات زنان را می‌توان در نظام‌مند کردن پژوهش‌ها و تعمیق مطالعات پراکنده صورت گرفته در این حوزه و پاسخگویی به نیاز‌ها و شبهات موجود بر اساس دین دانست.

عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، ضمن تبیین دیدگاه‌ها و فعالیت‌های این دفتر در حوزه مطالعات زنان و خانواده، افزود: تمرکز اصلی در این مرکز، پژوهش‌ در حوزه مطالعات اسلامی جنسیت و خانواده است.

بر اساس اعلام روابط عمومی حوزه های علمیه خواهران، در پایان این نشست عضو هیات علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان به سوالات حاضران پاسخ داد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

وحید یامین پور/«مدنی بالطبع» بودن انسان از آن مفاهیمی است که مورد بحث بسیاری از متفکرین بوده است. از جمله خواجه نصیر الدین طوسی که تفکر اجتماعی خود را بر همین مفهوم بنا می کند. اجمالا همه پذیرفته اند که انسان در کنار دیگر انسان ها ابعاد حقیقی وجود خویش را کشف می کند. به عبارت دیگر اگر اجتماع انسانی وجود نداشت، بخش هایی از ابعاد فطری و وجودی انسان مجال رشد و ظهور نمی یافت. اما این آغاز ماجراست. آیا صرف «با دیگران بودن» یا «در جمع بودن» منظور است؟

مساله این است که دوران مدرن با اصالت دادن به «فرد» (اندیویدوآلیسم) انسان را اصالتاً از دیگران جدا می کند و از اجتماعی بودن او معنایی دیگر تولید می کند. در واقع انسان در جامعه مدرن، «در جمع» هست ولی «با جمع» نیست. اجتماع مدرن حاصل جمع جبری اتم های منفک و منعزل از هم است نه واجد یک روح واحد در هم تنیده؛ فارابی مبنای رشدیافتگی مدینه فاضله را «الفت» می داند. الفت همان در هم تنیدگی اجتماعی است که احساسات متقابل و عمیق را موجب می شود. (برخی، مفهوم همبستگی–solidarity- دورکیم را متناظر با این مفهوم می دانند.) در جامعه اسلامی بیش و پیش از آنکه عدالت اصالت داشته باشد، الفت و محبت و روابط عمیق میان فردی اصالت دارد.(برخی فلاسفه مانند آیت الله مصباح یزدی از اساس معتقدند در جامعه ی اسلامی، عدالت اصالت ندارد و وجه مطلوب و آرمانی جامعه اسلامی با الفت و محبت شکل می گیرد هرچند که در عمل ناچارید شؤون اجتماعی را بنابر عدالت ساماندهی کنید؛ یا آنگونه که شهید مطهری استدلال می کند بنابر عدل نه جود)

سینما، پارک، کارناوال ها، دنسینگ ها و… همه فضاهایی هستند تا ترس و اضطراب ناشی از تنهایی انسان مدرن را جبران کنند. تنهایی و اضطرابی که ناشی از همان اتمیزه شدن جامعه مدرن است. انسان «در جمع» قرار می گیرد تا برای لحظاتی احساس رها شدگی و پرتاب شدگی را از خود دور کند ولی به محض جدا شدن از محیط شلوغ، دوباره با هجوم اضطراب ها تنها می ماند. تلویزیون، اینترنت، موبایل و انواع دیگر رسانه های ارتباط جمعی ابزارهای ایجاد خلسه ای هستند که به این انسان تنها مجال اندیشیدن و در نتیجه مضطرب شدن را ندهند.

سرّ علاقه بشر مدرن به متروپل ها و «جهان شهر»های شلوغ و پر زرق و برق جدید هم همین است. در عین اینکه بسیاری بخوبی می دانند که در صورت فاصله گرفتن از کانون «جهان شهر»ها و رفتن به شهرها و مناطق دیگر سطح مطلوبتری از زندگی را خواهند داشت، ولی یک ترس و واهمه مرموز آنها را به طواف کانون های شلوغ و قلب تپنده پایتخت وادار می کند. غالباً دلیل قانع کننده ای برای حضور متکاثف و درهم و برهم انسان ها در پایتخت ها و جهان شهرها وجود ندارد ولی آنها ترجیح می دهند تا در کوچه ها و خیابان های تنگ و شلوغ و در آپارتمانهای بهم چسبیده و بلند روزگار را سپری کنند تا آنرا ترک کنند و به زادگاه خود یا جای دیگری بروند.

 

 

سبک زندگی اسلامی در مقابل این وضعیت روانی و روابط شکننده و سطحی، برقراری ارتباط عمیق و پایدار را توصیه می کند. تاکیداتی که در روایات بر دیدار مومنان و برقراری جلسات میان دوستان، صله ی ارحام و حقوق همسایه شده در کمتر حوزه دیگری می توان سراغ گرفت. با مرور این روایات می توان اذعان کرد که اسلام، خواهان برقراری مداوم روابط میان فردی و علقه های اجتماعی همراه با تعهدات طرفینی است. «با جمع» بودن یعنی نوعی حضور آگاهانه و معنادار و همراه مسئولیت های متقابل؛ در سبک زندگی اسلامی، در هیچ شرایطی انسان تنها رها نمی شود. تنهایی، مذموم و منکر است؛ چه از نوع تجرد، یا سفر بدون همراه، یا بی اعتنایی به اجتماع مومنین، یا ترک خویشان و ارتباط با آنها و… .

بطور مثال همین حضور معنادار است که در ارتباطات با همسایگان، «محله» را می سازد. ساکنان یک محله، فراتر از حضور در یک مختصات جغرافیایی، در یک مختصات فرهنگی و معنایی هم با هم مرتبط می شوند، نسبت به یکدیگر احساس مسؤولیت متقابل دارند، در رخدادها و حوادث، تلخ و شیرین، مشارکت می کنند و از حال همدیگر خبر می گیرند. هرچند که بشر مدرن با استهزای این احساس مسئولیت متقابل، آنرا کاریکاتور می کند و در قالب «فضولی» و به عنوان برهم زننده حریم خصوصی معرفی می کند.

 

 

 

با این وجود نباید کراهت «تنهایی» را با شرافت «خلوت» خلط کرد. در سبک زندگی اسلامی اتفاقاً همگان توصیه می شوند تا ساعاتی از شبانه روز را خلوت کنند. خلوت انسان مومن دیگر انباشته از اضطراب و احساس رها شدگی نیست. خلوت برای مومنین زمانی است برای حل کردن مساله های بنیادین حیات از طریق ارتباط با مبدأ حیات. دقیقاً تفاوت از اینجا ناشی می شود که هستی شناسی سکولار و ملحدانه مدرن از آنجاکه پرسش های بنیادین حیات(مانند منشاء حیات، زندگی پس از مرگ و…) را بی پاسخ می گذارد، طبعاً انسان را توصیه می کند که به آنها نیاندیشد؛ ولی چه می توان کرد که اینها پرسش های بنیادی وجودند و در تنهایی بلافاصله سر از خاک برمیدارند و به جان مان می افتند؛ پس طبعاً راه دیگر، فراموشی و خلسه است که از رهگذر هیجانِ «در جمع» بودن قابل دسترسی است، در سینماها، هایپراستارها، استادیوم ها و… .

اما «خلوت»، عالم دیگری است. در سبک زندگی اسلامی، زیبایی های اخلاقی از رجوع به فطرت و ارتباط با حقیقت حیات سرچشمه می گیرد. خلق حسن در شلوغی اجتماع، میوه تذکار در عالم خلوت انسان هاست. عالمی که با واقعی ترین مفاهیم حیات مانند مرگ ، همنشین است. درحالیکه سبک زندگی مدرن سرشاز از کراهت از یاد مرگ است، رفتن به گورستان ها را مشمئز کننده می داند و آنها را از بطن شهر به بیرون و حاشیه می راند، سبک زندگی اسلامی در همسایگی مرگ می نشیند، به عیادت محتضر تشویق می کند، رفتن به قبرستان ها و یاد اموات را ضروری می داند، به شرکت در اموری مانند غسل میت، تشییع جنازه و تدفین توصیه می کند و قبرستان ها را در قلب شهر اسلامی جا میدهد. آنچه امروز جای تامل و حتی نگرانی دارد، موانست افراطی متدینین به ابزارهایی است که هم خلوت را و هم جلوت را متفاوت می کند. از طرفی حضور اجتماعی و «در جمع» بودن را می کاهد و از طرفی به «خلوت» لطمه می زند.

بطور مثال تلفن همراه وسیله ای است برای ارتباط با دیگران در هر جا و هر زمان؛ آنروی سکه  این سهولت در ارتباط، سهولت «در دسترس بودن» است. با تلفن همراه هم هیجان و گرمی روابط میان فردی حضوری کاهش می یابد و هم امکان «خلوت». جالب است که برخی شرکت های نامدار تولید کننده تلفن همراه، نصب نرم افزار پیغامگیر بر روی تلفن ها را روا نمی دانند. به نظر آنها تلفن همراه وسیله ای برای «همیشه در دسترس بودن» است. این همیشه در دسترس بودن برای رفع نگرانی های احتمالی تنهایی، گمشدگی و رها شدگی است. به تدریج اگر روزی از سر فراموشی تلفن همراهتان را با خود برندارید تا پایان روز احساس امنیت خاطرتان مخدوش می شود، یا حتی اگر مجبور باشید آنرا در وضعیت سکوت قرار دهید، هر چند دقیقه یکبار وارسی اش می کنید تا ارتباطی از شما فوت نشود… . کم کم عادت می کنید که بدون آن زندگی نکنید درحالیکه تا چندی پیش نه آنرا می شناختید و نه به وجودش احساس نیاز می کردید.

به همین ترتیب جزءجزء مدرنیته به جزءجزء سبک زندگی تان معنایی جدید و شکلی تازه می دهد. این همان ارتباط ارگانیکی است که فلاسفه میان تمدن و فرهنگ متناظر با آن برقرار می کنند.

برای جامعه ای که دغدغه  سبک زندگی متناظر با مولفه های فرهنگی اش را دارد، شیوه ارتباط و استفاده از اجزاء تمدن دیگر، مساله ای اساسی است. با اندیشیدن در ذات و عارضه های اجزاء سبک زندگی غیر اسلامی، به تدریج شیوه مواجهه با آن را می آموزیم. همانطور که در اطرافمان هستند کسانیکه در متن و بطن همین عالم، خصلت و خوی فرهنگی خود را بر اجزاء تمدن وارداتی تحمیل کرده اند. وقتی دم از سبک زندگی اسلامی ایرانی می زنیم، آغاز مسیر یعنی آگاهی عمومی نسبت به این خو و خصلت ها.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

مهدی ایمانی پور، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در برلین، در گفت‎وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا گفت: برنامه های مربوط به شیعیان و به ویژه ماه محرم در آلمان از رونق خوبی برخوردار است و مجالس زیادی در این کشور برگزار می شود.
وی ابراز داشت: مجالس عزاداری خوبی در شهرهای بزرگ آلمان مانند نورنبرگ، هامبورگ، کلن و برلین برگزار می شود و تنها در شهری مانند برلین که پایتخت آلمان است ده الی پانزده مجلس عزاداری از سوی شیعیان ایرانی، ترک و عرب برگزار می شود.
رایزن فرهنگی کشورمان افزود: علاوه بر شهرهای بزرگ که مراسم های مختلفی در آنها برگزار می شود در شهرهای کوچک آلمان نیز شیعیان با برپا کردن تکیه و برگزاری مراسم های نوحه خوانی ارادت خود را به اهل بیت پیامبر (ص) نشان می دهند.
وی ادامه داد: یکی از مراسم های مهمی که در کشور آلمان به مناسبت شهادت امام حسین (ع) برگزار شده و طی سالهای اخیر به یک سنت مذهبی در میان شیعیان آلمان تبدیل شده است برگزاری کنفرانس عاشوراست که به وسیله اتحادیه علمای ترک در اروپا برگزار می شود. در این مراسم که سال گذشته در شهرهای دورتمند و بوخوم برگزار و امسال قرار است در لورکوزن برگزار شود هر ساله در حدود ۵۰۰۰ نفر از شیعیان ترک گرد هم آمده و برای سالار شهیدان عزاداری می کنند.
ایمانی پور افزود: در روز اربعین در شهر گلزن کرشن یک کنفرانس دیگر برگزار می شود و شیعیان زیادی در آن کنفرانس نیز حضور می یابند.
وی با اشاره به سابقه حضور اسلام در آلمان گفت: بر اساس اسناد تاریخی اسلام از اواخر قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی وارد آلمان شد ولی حضور گسترده مسلمانان در این کشور به سالهای بعد از جنگ جهانی دوم و ورود مهاجران ترک برای بازسازی کشور جنگ زده آلمان برمی گردد. از این سالها به بعد شاهد رشد حضور مسلمانان غیر ترک نظیر اعراب و ایرانیان نیز در این کشور بوده ایم و خود آلمانیها نیز به اسلام گرایش پیدا کردند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در برلین افزود: مسلمانان پنج و نیم درصد از جمعیت حدودا هشتاد میلیونی آلمان را تشکیل می دهند و حدود پنج میلیون مسلمان در این کشور زندگی می کنند. مسلمانان دومین جمعیت دینی در آلمان هستند و از این رو مورد توجه بسیار سیاستمداران این کشور واقع شده اند، چرا که آرای مسلمانان در انتخابات بسیار تاثیرگذار است.
مهدی ایمانی پور در ادامه گفت: تا پیش از حادثه یازده سپتامبر طبق آماری که خود آلمانی ها اعلام می کردند هر سال ۲۵۰ نفر از مردم این کشور مسلمان می شدند اما پس از این حادثه در سال ۲۰۰۵ اعلام شد سالانه ۱۱۵۰ آلمانی به دین اسلام گرایش پیدا می کنند و این آمار از سال ۲۰۰۶ میلادی به سالی ۵۰۰۰ نفر افزایش یافت.
وی افزود: با شدت گرفتن اسلام ستیزی در غرب توجه بسیاری از مردم اروپا و از جمله آلمان به مطالعه قرآن جلب شده است، چرا که می خواهند بدانند اسلام چیست و چه می گوید، و همین مساله باعث گسترش اسلام گرایی در میان مردم آلمان شده است.
رایزن فرهنگی کشورمان در برلین در ادامه گفت: علت دیگر گرایش مردم آلمان به اسلام را می توان در دو بحرانی دانست که کلیسای مسیحیت با آن دست و پنجه نرم می کند؛ یکی فساد اخلاقی حاکم بر این کلیساها است که خبرهای مربوط به آن در رسانه های مختلف پوشش داده شده است و دیگری عدم عقلانیتی است که جوانان آلمانی احساس می کنند در دینی که کلیسا به آنان معرفی می کند وجود دارد.
وی افزود: سیاستمداران آلمانی در برخورد با اسلام دچار تناقض هستند و عمل و گفتار آنان یکی نیست. در آلمان یافتن شغل برای یک زن محجبه سخت است و راست های افراطی نیز به مساجد و حتی اتباع مسلمان حمله می کنند. مرکل صدراعظم آلمان نیز در واکنش به همین حملات راست گرایان و البته برای جلب آرای مسلمانان گفته بود اسلام بخشی از آلمان است.
ایمانی پور گفت: با این حال در کل وضعیت مسلمانان در آلمان مناسب است. در این کشور حدود ۲۵۰۰ نمازخانه و ۷۷ مسجد وجود دارد و فعالیت های اسلامی هر روز رونق بیشتری می گیرد.
وی با مقایسه سبک زندگی غربی و اسلامی و مزایای پایبندی به تعهدات دینی و مذهبی گفت: هم اکنون در کشورهای غربی و آلمان شاهد افول ارزش های خانوادگی و اخلاقی هستیم. پدیده خانواده ستیزی و تعریف های جدیدی که از مفهوم خانواده در این کشور ارائه می شوند تهدیدات جدی برای کسانی محسوب می شوند که به دنبال زندگی مناسب هستند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در برلین افزود: بسیاری از آلمانی ها در سالهای اخیر به سبک زندگی اسلامی گرایش یافته و آن را انتخاب کرده اند. سبک زندگی اسلامی در آلمان در حال تبدیل شدن به یک الگو است و زندگی آلمانی ها در حال تاثیر پذیرفتن از آن است.
وی در مورد آمار شیعیان در کشور آلمان گفت: در حال حاضر طبق آمارهای رسمی دویست و پنجاه هزار شیعه در آلمان زندگی می کنند اما خود شیعیان اعتقاد دارند پانصد هزار شیعه در این کشور اروپایی زندگی می کنند.
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پایان گفت: پس از انقلاب اسلامی ایران شاهد شکوفایی فعالیت های در تمامی کشورهای دنیا بوده ایم که آلمان نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در حال حاضر نیز با رایزنی های صورت گرفته قرار است کرسی شیعه شناسی در دانشگاه مونتسر آلمان توسط پروفسور خورشید از اساتید شیعه شناسی در آلمان ایجاد شود که اخبار مربوط به آن در آینده اطلاع رسانی خواهد
شد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

حجت‌الاسلام سیدحسین سیدی، نویسنده و پژوهشگر حوزوی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، با اشاره به موضوع سبک زندگی اسلامی گفت: باید ابتدا باور کرد که اسلام تأمین کننده خوشبختی جامعه است. وی افزود: این موضوع متأسفانه برای متاسفانه برای مسؤولان باورپذیر نیست، اگر ما از همان ابتدای انقلاب به جایگاه اسلام در خوشبختی جامعه پرداخته می‌شد، اکنون روانشناسی اسلامی، مدیریت اسلامی، جامعه شناسی و اقتصاد اسلامی به صورت واضح و صریح در دسترس داشتیم.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی خاطرنشان کرد: آنچه که در جامعه رخ می‌دهد بخشی از اسلام گرفته می‌شود و بخشی سلیقه شخصی فرد است و بخشی از آن از سیاست، آن هم به مبتذل ترین شکل تحت تأثیر است، یک بخش آن هم گرفته شده از غرب است.

وی با بیان این‌که این وضع در جامعه راضی‌کننده نیست، افزود: چگونه می‌توان اسلام را کامل‌ترین دین خواند اما وضع مسلمانان این‌گونه باشد؟ قرآن در سه آیه اشاره به پیروزی و فراگیری اسلام می‌کند، آیا می‌توان پذیرفت دینی که والاترین فرهنگ را دارد با جنگ و شمشیر پیروزی می‌شود؟

مسؤولان زمینه پژوهش در زمینه سبک زندگی را فراهم کنند

حجت‌الاسلام سیدی تصریح کرد: پیروزی مطرح شده از سوی خداوند یک پیروزی فکری است، پیروزی امام زمان(عج) پیروزی یک فکر برتر است، پس باید باور کرد که دین می‌تواند در ابعاد مختلف ما را خوشبخت کند.

وی خاطرنشان کرد: پژوهشگران حوزه دینی باید تحقیق عمیقی را شروع کنند، و جنبه‌های مختلف اسلام در جنبه‌های زندگی فردی و اجتماعی و مانند آن حرف برای گفتن دارد.

نویسنده کتاب «همنام گل‌های بهاری» با اشاره به این‌که مسؤولین اجرایی باید زمینه‌های این پژوهش‌های را تقویت کنند، ادامه داد: البته منظور این نیست که حوزه علمیه دولتی شود، آیت‌الله جوادی آملی فرمودند این افتخاری برای حوزه نیست که دولتی شود، بلکه این افتخاری برای دولت است که به حوزه وپژوهش‌های آن کمک کند.

وی خاطرنشان کرد: پژوهش هزینه‌بر است؛ پس از انجام پژوهش‌ها نیاز به کاربردی و عملیاتی کردن این بحث وجود دارد، اگر این دو موضوع رخ دهد، در جامعه تحول عظیمی رخ می‌نماید.

ما یک نسل به ظاهر مذهبی تربیت می‌کنیم

حجت‌الاسلام سیدی اضافه کرد: پس از این تحول تمام جنبه‌های مختلف زندگی اسلامی می‌شود،‌ باید دانست که اسلام در تمام زمینه‌ها حرف دارد، و این مطلب نه ادعا و نه شعار است.

وی نحوه خوابیدن پیامبر(ص) نحوه بیدار شدن ازخواب، جنس، رنگ و نوع لباس وی و موضوعات بی‌شمار دیگری که از زندگی معصومان به آن اشاره شده است، جزییات سبک زندگی اسلامی را بیان می‌کند.

نویسنده کتاب «امیر گل‌ها» خاطرنشان کرد: بعضی از این موضوعات در تاریخ کمتر به آن پرداخته شده است، حتی در موضوعاتی مانند این‌که آنان چه طعام و میوه‌ای را مصرف می‌کردند نیز آمده است.

وی با اشاره به این‌که ما الان یک نسل به ظاهر مذهبی تربیت می‌کنیم، اضافه کرد: یکی از مشکلات جامعه ما، بسنده کردن به ظاهر مذهبی در بیشتر امور است، یعنی از عمق مذهب که عدالت، اعتماد عمومی، صداقت و درستکاری است خبری نیست.

مشکل جامعه آمیخته شدن اسلام با موضوعات دیگر است

حجت‌الاسلام سیدی اضافه کرد: بسیاری از ماها دلمان خوش است که شیعه هستیم و بهشت می‌رویم و لباس مشکی می‌پوشیم؛ خوشحال هستیم که در در اعیاد مذهبی چراغانی به راه می‌اندازیم و شیرینی و شربت می‌دهیم اما غافل از این‌که خیابان‌ها را با لیوان یک‌بار مصرف آلوده می‌شود و سبب ایجاد ترافیک است.

وی اظهار داشت: مشکل جامعه ما مخلوط شدن اسلام التقاطی با اسلام ناب محمدی است، بخشی از اسلام با آداب غلط ایرانی و قسمت دیگر با آداب غلط شرقی آمیخته شده است.

وی خاطرنشان کرد: همچنین ما با ویژگی‌ها و نوع طبیعت‌های خود اسلام را تفسیر می‌کنیم، به عنوان مثال فرد خونسرد می‌گوید اسلام در امر به معروف سخت نگرفته و برعکس این قضیه، اسلام ناب با این موضوعات آمیخته شده و دین‌داری افراد با مشکل مواجه شده است.

وی با اشاره به این‌که باید سخن اسلام را دربیاوریم، ابراز داشت: در اجرای سبک زندگی دینی جامعه مقاومت‌هایی می‌کند و آن را نمی‌پذیرد، بسیاری از رفتارهای دینی را جامعه ما نمی‌پذیرد اما این موضوعات نباید سبب دور شدن از این رفتار دینی شود.

وی ابراز داشت: به تدریج در جامعه پذیرش به وجود می‌آید، زیرا دین با فطرت سازگاری دارد.

رفاه اقتصادی انسان را خوشبخت نمی‌کند

وی اضافه کرد: اکنون جامعه ما به غلط به دنبال غربی شدن است و باید این را بداند که صرف زندگی به سبک غربی و غربی شدن و دست یافتن به رفاه نمی‌تواند انسان را خوشبخت کند.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی با اشاره به این‌که من تجربه ۶ ماه زندگی در نروژ را دارم، ادامه داد: کشور نروژ از نظر رفاه در سطح دوم جهانی قرار دارد،‌اما اعلام آمار خودکشی جزو خطوط قرمز رسانه‌ها است؛ چرا در چنین کشوری خودکشی و افسردگی با وجود رفاه وجود دارد؟ زیرا آنان به پوچی می‌رسند چون دین در آنجا حاکم نیست و ضعیف است و دین برای آنان کاری انجام نمی‌دهد. البته این حرف به این معنی نیست که مخالف رفاه باشیم.

وی با بیان این‌که درسال ۱۳۶۰ در ایران بسیار تحت فشار اقتصادی بودیم، افزود: در آن زمان ما نفت را ۷ دلار می فروختیم و وضعیت معیشت مردم چندان مناسب نبود، اما آمار طلاق به این فراوانی نبود.

وی با تأکید بر این‌که جامعه کنونی از نظر اقتصادی بیمار است و مردم باید مرفه زندگی کنند، گفت: امروزه آمار طلاق رشد داشته است، درصد خودکشی و افسردگی افزایش یافته است،‌ به این دلیل که از دین فاصله گرفتیم، اگر جامعه بخواهد به آرامش فردی و اجتماعی برسد نیازمند بازگشت به دامن دین است، دینی که معتدل و به دور از افراط و تفریط باشد.

سبک زندگی  

حجت‌الاسلام سیدی اظهار داشت: پس ابتدا باید فهمید چرا باید به اسلام ایمان بیاوریم؟ و پس از آن حقانیت مکتب شیعه را بشناسیم و آن‌گاه خودمان را به دستورات اسلام تسلیم کنیم.

وی ادامه داد: متاسفانه در جامعه ما این رفتارها و الگوهای سبک زندگی خیلی شفاف مطرح نشده است که در مجموعه همنام گل‌های بهاری سعی شده این دستورات دین را در قالب‌ رفتارهای ائمه(ع) عملیاتی کنیم.

نویسنده و پژوهشگر حوزوی با اشاره به این‌که امیدوارم بتوانم دائرة المعارف ترتیبی برای مستحبات و مکروهات ایجاد کنم، گفت: بسیاری دوست دارند دینی زندگی کنند و نه خرافی و تک بعدی، اما به طور دقیق مستحبات و مکروهات را نمی‌شناسند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 توسط خانوم معلم |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ